عناوين



 اخبار


برگزیده


امنيت


مقاله


گزارش و گفتگو


ياداشت


اخبار شرکتها


همايشها



فراخوانها و آئين نامه ها


عکس و ویدئو

 
  خدمات



نسخه موبایل



خروجی پیامک



خروجی RSS



عضویت در خبرنامه ها

 

راهنما
تبليغات


 



سفارش آگهی
مهمترین عناوین ایستنا
سه شنبه، 8 خردادماه 1386

11:19 AM

May 29, 2007


گفت‌وگوی مفصل با وفا غفاریان; اسم رمز: آینده

مدیر استراتژیست مخابرات کشور آرام، مطمئن و  سرسخت از ICT کشور سخن می‌گوید.


 


گفتگو: نیما رسول زاده - آرش کریم بیگی
ناشر: ماهنامه تحلیل گران عصر اطلاعات




حرف‌زدن با وفا غفاریان - معاون وزیر ارتباطات و رئیس هیئت مدیره شرکت مخابرات ایران – همان‌قدر جذاب است که حرف زدن درباره او.


همان ابتدای کار از او می‌پرسیم که رفتن به سید خندان (ساختمان شرکت مخابرات) راحت تر است یا نو بنیاد (ساختمان صا ایران)؟


هوشمندانه جواب می‌دهد که در هر دوی آنها راحت بوده است و تایید می‌کند که پیچیدگی‌ها و چالش‌های وزارت ارتباطات بیشتر است و تاثیرگذاری گسترده‌تر آن کار را برایش جذاب‌تر می‌کند.


بعد از یک ساعت گپ زدن صمیمانه و بی‌پرده ، دوباره جمله همیشگی در سرمان تکرار می‌شود: کاش وزارت ICT چند غفاریان دیگر داشت.


 


بخش اول: مرزهای سیاستگذاری، نظارت و بهره‌برداری


 


شما مدیری هستید كه در مورد عملكرد مثبت و قابل دفاع‌تان اتفاق نظر وجود دارد و  بعید است فردی در این حوزه باشد كه از تسلط شما در حوزه مخابراتی و از آن مهمتر توانایی شما در مدیریت شكی داشته باشد. اما خودتان فكر نمی كنید قدرت‌تان بعضی وقت‌ها از صندلی‌ای كه بر روی آن نشسته‌اید بیرون می‌زند ؟


 


 قسمتهای اول كه لطف شما و بیشتر تعارف است، منتها اگر دقیق‌تر بگوئید كه منظورتان چیست من در خدمت‌تان هستم.


 


بچه های مطبوعاتی این حوزه گاهی به كنایه از شما به اسم وزیر مخابرات اسم می برند


 


(لبخند می‌زند)


 


اجازه بدهید واضح‌تر حرف بزنیم: ببینید به هرحال یك سری معاون هم‌سطح در یك وزارتخانه كار می‌كنند، اما مخصوصا در مورد رگولاتوری احساس می‌كنم این سازمان خیلی وقت‌ها در واقع نظر خودش را اگر مخالف شما باشد، یا خودش نخواسته پیش ببرد و یا اگر خواسته نتوانسته... .


 


من از زوایه دیگری موضوع را برای‌تان توضیح می‌دهم، وضعیت شركت مخابرات كه كاملا مشخص است؛ یعنی ساختار مشخص با شرح وظایف مشخص دارد. نقش من  هم اینجا كاملا مشخص است، منتها گفته شما از این بعد درست است که من غیر از بحث مخابرات به دلیل آن سابقه همكاری‌ و همفكری كه از قبل با آقای دكتر سلیمانی داشتیم در واقع قدری خارج از حوزه مخابرات هم با ایشان مشورت می‌کنم، یا ایشان مشورت می‌خواهند، در واقع روی موضوعاتی كار می‌كنم كه به تعبیر شما شاید كمی از حوزه مخابرات خارج‌تر باشد، منتها اگر شما این را در یك چارچوب كلی درنظر بگیرید، كاملا معقول خواهد بود و اینكه من آمده‌ام در مخابرات كه به ایشان كمك كنم و روزی هم كه آمدم اینجا تا آن لحظه آخر نمی‌دانستم قرار است كجا منصوب شوم و چه كاری باید بكنم، چه چارچوبی دارم، هنوز هم به همان باورم كه من اینجا آمده ام كه كمك كنم به ایشان و به كل مجموعه كه بتوانیم به بخشی از آن اهدافی كه مشخص شده برسیم.


حالا بخشی از این وظایف به تعبیر شما در چهارچوب این صندلی قرار می‌گیرد و بخشی بیرون از آن، ولی به آن شدتی نیست كه مثلا رگولاتوری نتواند كار كند، حتی بعضا ممكن است كه من هم ‌نظری داشته باشم که با خیلی از آن نقطه‌نظرات مثلا رگولاتوری سازگار نباشد، من خودم شخصا احساس می كنم كه تحت مقررات باید تعیین تكلیف كرد ولی اینجا كاملا در چهار چوب مخابرات عمل می‌كنم نه در چهارچوبی که شما تعبییر کردید


 


برای مثال بحث پروانه كه سال گذشته در دانشگاه صنعتی شریف مطرح شد و ‌آقای خسروی گفتند كه اپراتور دولتی هم باید پروانه بگیرد. این بحث فراموش شد تا حالا كه مجبوریم به دلیل خصوصی شدن مجموعه مخابرات این كار را انجام دهیم، یا یك بحث دیگر؛ من هیچ وقت این جمله آقای خسروی را فراموش نمی‌شود که نامه‌ای مبنی بر درخواست اجازه واگذاری سیم كارت اعتباری از سوی ارتباطات سیار به ایشان داده نشده، نامه‌ دریافتی ایشان حکم به تصویب یک تعرفه خاص برای  سیم‌كارت های اعتباری بوده است.


 


بحث صدور پروانه برای اپراتورهای دولتی اصلا به آن سمینار بر نمی‌گردد، قبل از آنها هم مطرح بود و حتما هم جالب است برای شما كه بدانید ما بیشتر پیگیر بودیم! كار باید یك روال پیدا كند و مادامی كه پروانه‌ای در كار نباشد، فضای نامبرینگ و فضای فركانس مشخص نیست. حقوق این‌ها نسبت به هم مشخص نیست؛ یك موقع یك اپراتور بوده و یك شركت و یك ایران، شاید ضرورت ایجاب نمی كرد، ولی اکنون كه ما وارد این دوره می‌شویم كه اپراتورهای متعدد در زمینه‌های متعدد داشته باشیم، پروانه است كه حد و مرز آن‌ها را نسبت به یکدیگر مشخص می‌كند. ما هم در مخابرات ایران         اساسنامه‌ای که داریم، به عنوان كارگزار و در واقع بازوی وزارت از طرف دولت تلقی می‌شویم نه به عنوان اپراتور، حتما برای ما مسئولیت دارد كه این مرزها مشخص شود وخیلی جا ها می‌رسیم به اینكه چون این مرزها مشخص نیست نمی دانیم چگونه باید تصمیم بگیریم، اگر این مرزها مشخص بود خیلی راحت تصمیم می‌گرفتیم.


بنابراین هم ما از مهندس خسروی خواهش كردیم كه دراین‌باره اقدام بكند، هم به آقای مهندس صدوقی و آقای مهندس فیضی گفتیم حتما باید به این سمت بروید كه ما چهارچوب فعالیت هر اپراتور را در كشور با پروانه مشخص كنیم و جالب است بدانید كه در حال حاضر بیش از اینكه سازمان تنطیم مقررات پیگیر این موضوع باشد، ما پیگیر موضوع هستیم. من دائما هر بار ایشان را می‌بینم سؤال می‌كنم و از شركت‌ها هم خواسته‌ام نفرات خاصی را مسئول پیگیری صدور پروانه برای شركت‌ها كنند، این به عنوان دفاع از یك اصل است؛ دفاع از اینكه مبانی كار در بحث مخابرات باید شكل بگیرد، تا بخش بتواند به سلامت مدیریت شود.


من فكر می كنم مهندس خسروی هم خیلی خوب قدر این نگرش جامع را می‌دانند و این كه ما بخشی نگاه نمی‌کنیم و سعی نداریم مخابراتی كه حالا به عنوان مخابرات دولتی تلقی می‌شود بخواهیم تافته جدا بافته تبدیل كنیم. ایشان هم فكر می كنم قدر این موضوع را می‌دانند و ما را در این زمینه همراهی می‌كنند. مثال های متعدد دیگری هم در این زمینه وجود دارد، مثلا در زمینه كاهش قیمت اینترنت  ما داوطلب شدیم و با مهندس خسروی هم كاملا هماهنگ كردیم، یعنی دوش به دوش كار را داریم با هم جلو می بریم، شاید اگر ما صرفا به فرمایش شما بخواهیم در چهار چوب مخابرات عمل كنیم، به فكر این موارد نباشیم.


 


و بحث سیم‌کارت‌های اعتباری؟


 


در مورد آن نامه هم واقعا اینگونه نبود؛ ما بحث مجوز سیم‌كارت اعتباری دو اپراتور اول را از زمانی داشتیم كه طرح مطرح شد و درخواست رسمی به مجمع مخابرات رفت و تصویب شد، شاید فاصله این موضوع تا طرح در كمیسیون تنظیم مقررات در حدود سه ماه طول كشید و در نهایت در مجمع مطرح شد و من هم در این جلسه بودم، من معمولا جلسات كمیسیون تنظیم مقررات را شركت نمی‌كنم و به ندرت پیش می آید كه موضوعی باشد. حالا در آن جلسه من بودم و آنجا هم بحث‌های مخالف و موافق خیلی راحت مطرح شد و تصمیم نهایی در واقع جمع‌بندی آن نظرات بود؛ یعنی اصلا تصور شما مبنی بر وجود یك قوه قهریه‌ای که خیلی راحت نظرات خودشان را تعمیم می‌دهند به سایر قسمتهای بخش و مصوباتی كه می خواهند می گیرند و چهارچوب‌هایی كه می‌خواهد تنظیم می كند، اشتباه است.


 


 


شما فرمودید، مجمع در واقع به عنوان بخشی از بدنه سیاست‌گذار كشور عمل می‌کند؛ یعنی یك بهره‌بردار می‌آید تصویب می‌كند كه ما می‌خواهیم سیم كارت اعتباری بدهیم و رگولاتور به عنوان كسی كه باید ناظر باشد بین بهره‌بردارها و در واقع بالانس ایجاد و از بخش خصوصی دفاع كند، می آید همان چیزی كه مجمع بهش داده را تصویب می‌كند. این در واقع یك جوری همان تایید تصور ما نیست؟ مجمع تصمیم می گیرد سیم كارت اعتباری بدهد پس رگولاتوری باید بگوید باشد.


 


عرض کردم که واقعا با این افراطی که شما می‌گویید نیست. البته مجمع این موضوع را تصویب كرد چون این كار را صحیح می‌داند، در كمیسیون تنظیم مقررات هم عرض كردم كه نظرات مثبت و منفی زیاد بود؛ یعنی خیلی‌ها دفاع می‌كردند كه حتما باید این كار انجام شود، آمار می دادند كه دنیا اینگونه است ما اگر این كار را نكنیم عقب می‌مانیم. از طرفی یك سری می‌گفتند اصلا معنی ندارد ما بخواهیم خدمات post paid را از prepaid جدا و هر كدام را به یك سازمان واگذار كنیم. هركدام اشاره می‌كردند به وضع بازار كه اگر كسی بخواهد سیم كارت اعتباری بخرد باید با سه برابر قیمت بخرد و از این حرفها زیاد رد و بدل شد، در مورد این موضوع که بخش خصوصی دارد در بخش اعتباری كار می‌كند هم خیلی استدلال شد، این که ارائه سیم‌کارت اعتباری از سوی MCI خیلی صدمه می زند به مجتمع رفسنجان و شاید آن ها نتوانند كارشان را ادامه بدهند، یعنی می خواهم بگویم تمام اینها بررسی شد و در آخر به یک تصمیم نهایی رسیدیم.


من هم آنجا به عنوان یك نفر، و نه بیشتر، بودم كه نظر می‌دادم و نظر من هم موافق بود؛ هم در مجمع، هم در سازمان تنظیم مقررات؛ منتها هم فضا برای صحبت‌های مخالف و موافق كاملا باز است، هم در مجمع هم در آنجا، هم آن چیزی كه در آخر به جمع‌بندی رسید واقعا جمع‌بندی نظرات بود، نه به عنوان چیزی كه به عنوان نظر باید دیكته بشود. همانطور که می‌دانید ما در مجمع و کمیسیون تنظیم مقررات واقعا اعضا برجسته‌ای داریم و اصلا شان اعضایی كه آنجا هستند، اینطور نیست كه به این شکل بشود رفتار كرد.


 


حالا یك سطح برویم بالاتر. بحث استقلال رگولاتوری. اینكه آیا رگولاتوری ما مستقل است؟ جایی كه رئیس رگولاتوری‌اش معاون وزیر است. بعد همان وزارت‌خانه ای كه مالك اپراتور رقیب بخش خصوصی می تواند باشد، یعنی همان تعبیر آقای دزفولی که زمین و داور و بازیكن همه یكی‌اند! این می تواند یك بعد بالاتر باشد. چطور (مثلا) خسروی معاون وزیر كه حالا رئیس سازمان تنظیم مقررات شده، می‌تواند بیاید با استقلال و فكر خودش رای بدهد و بگوید كه این آره، این نه، یا در مورد سیم كارت اعتباری یا در مورد ایرانسل؟


 


من فرمایش شما را قبول دارم، اما توجه شما را به یك نكته جلب می‌كنم: ما داریم یك دوره گذار را طی می‌كنیم. ما از یك بخش صد درصد دولتی و از مجموعه مقررات و قواعدی متناسب با چنین دوره‌ای می‌خواهیم به یک فضای رقابتی فعال با حضور بخش خصوصی برسیم.


شما می دانید تا چند وقت پیش تنها كاری كه سازمان تنظیم مقررات می‌كرد، مجوز بهره‌برداری از فركانس بود، به كسی كه بی‌سیم یا رادیو آماتوری می‌خواست مجوز می‌داد، اصلا به آنجا می‌گفتند اداره فركانس. ما داریم این دوران گذار را طی می‌كنیم تا برسیم به یك نهاد تصمیم‌گیر، هدایت‌كننده و سیاست‌گذار در كل بخش ICT  كشور...


 


وفا غفاریان - عکس از ایستنا


یعنی نهادی فراسازمانی؟


 


بله قطعا اینگونه خواهد بود.از 3-4 سال قبل تا امروز، سه نهاد سیاست‌گذار در بخش ICT داشتیم. اولش وزارت بود و هم آقای وزیر هم معاونان وزیر به لحاظ تكالیف قانونی كه داشتند و از طرف دیگر پاسخگویی كه در مقابل نهادهای نظارتی داشتند بخشی از این سیاست گذاری را برعهده داشته و دارند. یك بخش دیگرش خود مخابرات ایران بود؛ یعنی مخابرات از سال 83 كه شركت تخصصی مادر شده و قسمت‌های عملیاتی مثل زیر ساخت، مثل موبایل خارج شد و تنها ماهیتی كه داشت ماهیت سیاست‌گذاری بود، هم قانون این را پیش‌بینی كرده بود در برنامه 5 ساله چهارم هم عملا همین اتفاق افتاد. اصولا  فلسفه وجودی شرکت مخابرات ایران بر مبنای فلسفه سیاست‌گذاری بود، سومین نهاد تصمیم‌گیر هم سازمان تنظیم مقررات است كه بعد از گرفتن مصوبه برای اساسنامه‌اش آمد كاملا در جای خودش نشست، منتها من معتقدم اینها باید كم كم به سمت یك مرجع تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری واحد پیش برود كه طبیعتا آن مرجع واحد سازمان تنظیم مقررات خواهد بود.


 


 لازمه چنین اتفاقی این نیست که رگولاتوری اول از مجموعه وزارتخانه جدا شود؟


 


تدریجا همین‌گونه خواهد شد؛ در واقع مخابرات ایران كه در همین مرحله واگذاری سهام براساس سیاست‌های کلی اصل 44 به همین سمت خواهیم رفت.


 


اما آقای دکتر این تدریجا که می فرمایید دقیقا مصادف شده با زمان متولد شدن اپراتورهای خصوصی كه به دلیل مستقل نبودن رگولاتوری ممكن است صدمه ببیند. یعنی وقتی درحال رشد هستند بیشترین زمانی است كه باید از آنها حمایت شود، در همین زمان هم گولاتوری پیش روی آنها است كه دولتی است با نگاهی دولتی.


 


خود رگولاتوری هم در حال رشد است. ببینید یك سازمان تنظیم مقررات، آن طوری كه در ذهن شما است، باید مستقل، قوی، هوشمند باشد و اینكه بداند باید چه كار بكند....


 


دقیقا! یك سازمانی كه باید ناظر و قانونگذار باشد، قرار است چشم انداز تصویب كند، برنامه بدهد، اما به نظر ما این سازمان در حال حاضر فقط شده است ماشین امضا...           


 


کم لطفی می‌کنید، این‌گونه نیست...


 


ولی خب آخر واقعا سازمان در حال حاضر برنامه نمی دهد، بلکه اپراتورها هستند كه می گویند ما می خواهیم این كار را بكنیم، لطفا اجازه بدهید...


 


 از این چیزی كه هستیم تا برسیم به آنجایی كه مورد نظر شماست، خود سازمان تنظیم مقررات هم باید رشد پیدا كند. رشد هم در ابعاد مختلف است؛ از نظر كارشناسی باید رشد پیدا كند، از نظر مدیریتی باید رشد پیدا كند، از نظر سلطه بر بخشICT  و از نظر كمی و از نظر كیفی باید رشد پیدا كند. همه این اتفاقات یك شبه نمی‌افتد. فرض بكنیم –فرض ذهنی كه می‌شود كرد- كه از همین امروز ما بگوییم سازمان تنظیم مقررات كاملا مستقل از وزارت، مستقل از مخابرات ایران فعالیت می‌کند و وزارتخانه هم كوچكترین نقشی در سیاست‌گذاری این بخش نخواهند داشت. این تصمیم اگر گرفته بشود سریع ما را دچار یك خلا خواهد كرد، چون آن رشد اینجا اتفاق نیفتاده است، آن توسعه آنجا اتفاق نیفتاده است، آن آدمهایی كه باید آنجا تربیت شوند برای آینده هنوز آماده نشده‌اند، آن ساز‌و‌كار‌هایی كه باید شكل بگیرند هنوز شكل نگرفته‌اند، در بسیاری از ارزیابی‌ها و بررسی‌ها اکنون همبستگی وجود دارد بین سازمان تنظیم مقررات و مخابرات ایران، بین سازمان تنظیم مقررات و شركت‌های دختر...


منتها چرا می گویم این دوران گذار است؟ چرا می گویم ما علاقه ای به حفظ این وضع نداریم؟ چرا می گویم ما علاقه‌مندیم این سازمان تنظیم مقررات رشد پیدا كند؟ چون اصلا در مصوبه‌ای كه از دولت برای پیاده‌سازی سیاست‌های كلی اصل 44 گرفته شد، این را لحاظ كردیم كه به وزیر این اختیار داده شد که جابجایی آن عواملی كه لازم است از مخابرات جدا شوند و در سازمان تنظیم مقررات جای بگیرند، چه امكانات، چه آدم‌ها، چه ساز‌ و كار‌ها و چه فرآیندها، كه موجب تقویت این كار شود، ما این كار را لحاظ كنیم.


ما خودمان مصر بودیم، ما خودمان در این مصوبه گنجاندیم، ما خودمان درخواست كردیم از دولت؛ بنابراین در10 سال آینده قطعا مهمترین نهادی كه بخش ICT  را اداره می‌كند، سازمان تنظیم مقررات خواهد بود. وزارت كاملا یك نهاد و سازمان سیاسی متصل به دولت خواهد بود، مخابرات به شكل یک هولدینگ  عمل خواهد كرد كه مجمعی از اپراتورها را سازمان دهی می‌كند، آن كسی كه بخش را اداره می كند، سازمان تنظیم مقررات خواهد بود. اساس نامه‌اش كاملا  شایستگی این كار را دارد. اما پیاده كردن این اساسنامه هم به زمان نیاز دارد هم به یك سری اقدامات، هم نهاد سازی می خواهد هم كادر سازی و هم امكانات.


 


در اینکه سازمان برای رسیدن به چنین جایگاهی باید رشد کند شکی نیست. رگولاتوری در حاضر حتی  سواد وتجهیزات این را ندارد كه بتواند برای محصولات مخابراتی تولید داخل گواهی تایپ اپرووال (TA) صادر کند.


 


 TA  كه حالا خیلی پیچیده است، موضوعات  خیلی ساده تر از این هم داریم؛ مثلا اسكن فركانس را هم در حال حاضر برون سپاری کرده...حتما باید این ابعاد تقویت شود و مهمتر از آن همان برنامه‌ای كه شما گفتید، شاید مهمترین كار این سازمان باشد. آن برنامه هم كادر مخصوص خودش را می خواهد، امكانات خاص خودش را می خواهد، از هم مهمتر پشتوانه اطلاعاتی قوی می‌خواهد؛ یعنی اطلاعات رگولاتوری باید بالاتر از اطلاعات همه باشد...


پس رسیدن به آن نقطه کاری است كه هم زمان می‌برد و هم برنامه می‌خواهد که هم اساسنامه سازمان تنظیم مقررات این پتانسیل را دارد، هم جهت‌گیری‌هایی كه در وزارت مخابرات برای تنظیم مقررات شد در همین جهت است.


 


فرد انتخاب شده برای مقام ریاست این سازمان چطور؟ قبول دارید که این آدم باید شرایط ویژه‌ای داشته باشد؟


 


صد‌در‌صد. كسی كه بخواهد راهبری یك كاری را بر عهده بگیرد، نیاز به یك سازمان دارد. حالا پدر یك خانواده باشد یا رهبر یك شركت. این فرد باید دو سه ویژگی باید داشته باشد كه این  ویژگی‌ها یك لازمه است. یكی اینكه از همه در آن حیطه مسئولیت آینده نگرتر باشد و یك ذره بهتر، آینده را ببیند،  بهتر قواعد بازی را درك كند. اگر شما یك تیم فوتبال را هم راهبری كنید باید اینها را داشته باشید.


وقتی می خواهید یك خانواده را راهبری كنید هم اول باید در مورد محیطی (که قصد دارید در آن راهبری کنید) شناخت کسب کرده باشید، بعد بر مبنای شناختی كه از محیط و وضعیت دارید، بتوانید تصمیمات بهینه و بسیار خردمندانه بگیرید. تصمیمات خردمندانه الزاما تصمیماتی نیست كه منافع همه را در برداشته باشد. بسیاری از تصمیمات خردمندانه هستند كه ممكن است منافع عده‌ای در آن كمتر رعایت شود، منتها منافع جامعه را حفظ می‌كند. این‌گونه تصمیم گیری‌ها سخت است. نکته سوم هم این است كه راهبر یک سازمان باید بتواند این تصمیمات را درعمل پیاده كند، باید بتواند قدرتمندانه تصمیمات‌اش را درعمل پیاده كند،  این‌ها چند شرط مهمی است كه برای راهبری هر چیزی از جمله راهبری این بخش ضرورت آن احساس می‌شود.


ما برای دستیابی به این ویژگی ها در سازمان تنظیم مقررات هنوز باید قدری تلاش كنیم؛ یعنی هنوز این شرایط محقق نیست، اما بعضا تصمیماتی می‌گیریم كه گوشه‌ای از آن دیده نشده و یا تصمیماتی می گیریم كه به نوعی مجبوریم آن را تغییر بدهیم. عرض بنده هم همین است، ما برای اینكه برسیم به یك سازمان تنظیم كننده مقتدر، خردمند، دانا و توانمند، یعنی واقعا توانمند، كه وقتی امروز یك حكمی كرد همه آنهایی که خودشان را در متعابعت آن می‌دانند هم باید تلاش کنند تا آن حکم محقق شود.


 


با توجه به نتیجه بحث تاکنون که رگولاتور قدرتمند با آن تعریفی كه ما داریم احتیاج به یك آدم قدرتمند و به قول شما یك آدم رهبر دارد، به نظر شما در این دوران گذار و با وجود سه رگولاتوری که تابحال در این مسند نشسته‌اند، آیا واقعا مسیرمان رو به پیشرفت بوده؟


 


اجازه بدهید برای تعریف این قدرتمندی از یک مثال استفاده کنم: شما "میتی ژاپن" را ببینید، میتی ژاپن هر دهه یك كتابچه كوچك منتشر و جهت‌گیری صنایع كشور را مشخص می‌كند و چشم‌انداز می‌دهد. هیچ صنعتی الزام قانونی ندارد از این تبعیت كند، اما هیچ كدام جرات تبعیت نکردن  ندارند، چون بسیار حساب شده است و با سنجیدن تمام عوامل است؛ یعنی اگر هیئت مدیره یا مدیر‌عامل  یكی از شركت‌های بزرگ ژاپنی به محور‌های مطرح شده در آن کتابچه بی‌توجهی بكند و بعد خسارتی به شركت وارد شود، باید پاسخگو به مجمع باشد.


ما چنین توصیه‌هایی، چنین سازمانی می‌خواهیم؛ یعنی اقتدار فقط اقتدار قانونی نیست، ضمن اینکه من اصلا انكار نمی‌كنم که این اقتدار باید در بحث فشار برای پیاده‌سازی دستورات هم باید باشد، ولی یك اقتدار دیگر هم داریم كه آن ناشی از شناخت عمیق بخش است. می‌خواهم بگویم در هر دوی این‌ها ما باید رشد بكنیم. باید در هر دو پیشرفت بكنیم كه به گفته شما قدری از آن هم در آدم‌های آن نهفته است. البته ساز و كار‌ها هم موثرند. خیلی لذت دارد كسی كه در تنظیم مقررات است اگر یك آمار از بخش بخواهد بتواند آن را در اختیار داشته باشد؛ این آمار باید در بخش تولید بشود.


 


یعنی رگولاتور باید دانش داشته باشد...


 


دقیقا. اصلا قواعد بازی باید مشخص باشد؛ یعنی می‌خواهم بگویم ضمن اینكه آدم‌ها قطعا نقش مهمی در ایجاد وضعیت آرمانی كه شما فرمودید دارند، ساز و كار‌ها و فرآیند ها هم نقش مهمی دارند. اینها در واقع یك روند تكمیلی است؛ یعنی همه چیز باید به یك بلوغ برسد. نمی‌شود یك مرتبه یك بخش برسد به یك حد ایده آل، بدون اینكه به سایر جهات توجه بكند. همه اینها باید در یك رشد موزون با همدیگر جلو بروند تا موقعی كه برسیم به آن نقطه مورد نظرمان.




توضیح‌تان راجع به قدرت و اقتدار جالب است، اما من مشخصا در مورد افرادی حرف می‌‌زنم که در این سمت فعالیت کرده‌اند. بگذارید راجع به آن با یك مثال حرف بزنیم: زمانی كه آقای داوری‌نژاد رگولاتور بودند، برای آئین نامه VoIP حتی توانستند به آدمهایی كه بزرگترین دلال‌ها و (یا به قول مخابرات آن زمان) ‌قاچاقچی‌های  VoIP هستند دست پیدا كنند، بعد یك آئین‌نامه تنظیم كردند كه به قول خودشان موقع شروع كردن‌اش  از هیچ آن نمی‌دانستند، می‌گفتند مشاور‌های خارجی ما وقتی آمدند دفعه اول وقتی حرف می زدند ما همینطور به هم نگاه می كردیم كه اینها دارند در مورد چه حرف می‌زنند، ولی پله پله توانستند موضع را به جایی برسانند كه از نظر خیلی از کارشناسان ایده‌آل بود. بعد به این دلیل كه یك سری آدم با یك بیزنس محدود كه به قول آقای داوری نژاد 300 هزار دقیقه در مقابل 1 میلیون و 800 هزار دقیقه ترانزیت VoIP  داشتند بنای مخالفت با آن آیین‌نامه  گذاشتند. آقای داوری‌نژاد می‌توانست و آن مصوبه را پیگیری كرد، منتها به دلیل تغییر دولت، آن مصوبه در دوره آقای فردیس کنار گذاشته شد، بعد هم که آقای خسروی با داشتن تمام اطلاعات موجود هنوز نتوانسته‌اند نظر مشخصی در مورد تلفن اینترنتی بدهند و گاهی می‌گویند شرکت مخابرات صلاحیت بررسی این موضوع را دارد و گاه شرکت زیرساخت را متولی آن معرفی می‌کنند و ما همینطور داریم زمان و درآمد بالقوه از دست می‌‌دهیم...


 


من دیدگاه‌ام را در مورد اینکه مبانی حقوقی و عملی رگولاتوری به چه شکل باید پیگیری شود عرض كردم. در واقع یك بحث كلامی و اصولی است در مورد اینکه ما باید واقعا دغدغه چه را داشته باشیم و توضیح دادم كه ما چه قضیه‌ای را داریم دنبال می‌كنیم.  ولی اکنون بحث از این قضیه اصولی و مفهومی رسید به یك بحث منتقدانه، مقایسه بین آقای داوری‌نژاد و آقای خسروی وعملكردهایشان. این دو مشكل ایجاد می كند در ادامه این بحث، یكی اینكه اگر جایی بخواهد از بحث رگولاتور انتقاد بشود، حتما باید فضای پاسخگویی آن هم فراهم باشد. یعنی حتما به نظر من باید حداقل یكی دو تا از مدیران موثر رگولاتور باشند كه پاسخ شما را خیلی روشن و شفاف راجع به VoIP و راجع به جهت گیری هایشان بدهند، در غیاب مسئولان یك سازمان، انتقاد كردن از آنها به نظر من نتیجه ای نخواهد داشت...


 


اجازه می دهید من سوالم را تغییر بدهم؟ فكر می كنید رگولاتوری در همان روندی كه فرمودید برای رسیدن به یك سازمان قدرتمند با مدیرانی كه داشته، روند رو به رشدی داشته؟ یعنی موفق تر از پیش بوده یا نه؟


 


حالا اشكال دوم همین بود كه می خواستم توضیح بدهم: از مصادیق به مفاهیم رسیدن، یا از جز به كل رسیدن یا از یك سری نمونه‌ها به برداشت كامل رسیدن، روش ساده‌ای نیست. اجتهاد در واقع یعنی همین. در حوزه علمیه كه می گویند مجتهدان این كار را می كنند، می‌آیند از یك سری مصادیق رفتاری و روایت یك برداشت كلی می دهند. تازه خیلی ساده نیست كه ما چند مثال را در كنار هم بگذاریم و یك مفهوم كلی را برداشت كنیم. این از نظر آن اصول معرفت‌شناسی ایراد دارد، این روش استقرار و استنتاج یك روش دارد، متدولوژی دارد؛ یعنی نمی شود اینگونه نتیجه گرفت، این نتیجه‌گیری با خطا توام خواهد بود، یعنی شما چهار مصداق را كنار هم بگذارید و بخواهید یك مفهوم از آن برداشت كنید، اگر آن اصول رعایت نشود، آن جمع‌بندی شما ممكن است با خطا مواجه شود، بنابراین من می خواهم بگویم اصولا اگر ما بخواهیم یك سؤال مفهومی و كلی بكنیم و سعی كنیم با چند نمونه و مثال پاسخ آن را بدست بیاوریم به این سادگی امكان پذیر نیست و من این را صحیح نمی‌دانم و احساس می‌كنم بیش از اینكه هدایت‌كننده باشد، گمراه‌كننده است. در نتیجه من دو نظر دارم، اگر این بحث مفهومی را بخواهیم دنبال كنیم درهمان راستا، اینكه حالا ادامه دارد و من خدمت شما عرض می‌كنم. اما اگر می خواهید واقعا  یك بحث مصداقی و جزء نگر و منتقدانه را دنبال كنید، بگذارید در فرصتی كه مهندس خسروی و مهندس داوری‌نژاد هم تشریف داشته باشند. من یقین دارم آنجا این بحث می تواند جامع‌تر و اصولی‎تر بیان شود. برداشت را هم سعی كنیم صرفا روی چند مصداق نگذاریم...


 


برای مشاهده بخش دوم اینجا را کلیک کنید


 



بخش اول


بخش دوم


بخش سوم




لینک ثابت || اضافه شده توسط آرش کریم بیگی|| نسخه قابل چاپ || بازگشت به صفحه اصلی || آرش کریم بیگی

| More

 

برای عضویت در خبرنامه روزانه ایستنا؛ نشانی پست الکترونیکی خود را در فرم زیر وارد نمایید. پس از آن به صورت خودکار ایمیلی به نشانی شما ارسال میشود، برای تکمیل عضویت خود و تایید صحت نشانی پست الکترونیک وارد شده، می بایست بر روی لینکی که در این ایمیل برایتان ارسال شده کلیک نمایید. پس از آن پیامی مبنی بر تکمیل عضویت شما در خبرنامه روزانه ایستنا نمایش داده میشود.

فهرست آخرین عناوین

 
    تبليغات  
 














 
  سفارش آگهی