باندپهن

گفت‌وگو با سید ایمان میری مدیرعامل داده‌گستر عصر نوین: رگولاتوري هيچ كاري نكند

منبع: هفته نامه عصر ارتباط/ فاطمه ملكي-آرش كريم‌بيگي
 
گفت‌و‌گو با سید ایمان میری، مدیرعامل شرکت داده‌گستر عصر نوین که به‌تازگی به های‌وب تغییر نام داده، خواندنی است؛ از این رو که او در روزهایی که پروانه شرکت‌های PAP منقضی شده، به‌دنبال شناساندن برند خود و کسب جایگاهي در بازار است. او تقریبا در همه حوزه‌های مجوزهای اپراتوری صادر‌شده از سوی رگولاتوری، به‌جز GSM و SAP فعالیت کرده و خیلی سخت در انتظار اقدام جدید رگولاتوری برای صدور پروانه‌های جدید است و رویای پهنای باند موبایل را در سر می‌پروراند. ماحصل گفت‌و‌گو با او را که حول خدمات های‌وب‌، فعالیتش در سازمان نظام صنفی رایانه‌ای و برنامه‌های آینده و تعاملش با رگولاتوری است، در ذیل می‌خوانید.
 
داده گستر عصر نوین در آخرین ماههای پایان اعتبار پروانه شرکتهای PAP، به یکباره نسبت به تغییر علامت تجاری و عرضه خدمات متنوع، تبلیغات گسترده داشت. چه اتفاقی باعث این همه تغییر شد؟
شرکت دادهگستر یا برند تجاری هایوب، اواخر سال 88 در خصوصیسازی فروخته شد و ما خریدیم که البته دو سال طول کشید. یک بار سال 87، یک بار 88 و یک بار هم 89 و نهایتا در خرید، سهام 75 درصدی یکی از شرکتهای تابعه وزارت صنایع را خریدیم. مدل کارکرد دادهگستر تا قبل از سال 89 اینطور بود که همهجا از طریق عاملان یا نمایندگانی که گرفته بود، فعالیت میکرد و در هیچ نقطهای از کشور هیچ پورتی نداشت و این مدل کار کردن با ساختار اصلی پروانه هم متضاد بود. آن موقع هم رگولاتوری خیلی واضح و مشخص نگفته بود که مدلهای مشارکت ميان AccsesProviderها و ارایه دهندگان خدمات مثل ISP و ISDPها به چه شکل میتواند باشد. ما اولین کاری که در سال 89 انجام داديم، بلافاصله در تمام 31 استان کشور مجوز  PAP گرفتیم که بتوانیم خودمان مستقیم بفروشیم. بیش از 500 هزار پورت با فریم کانترکت یک و نیم میلیون پورتی خریدیم.
 اينکه مجوز PAP در 31 استان گرفتید، یعنی چه؟
ISDP. در تمام استانها نصب تجهیزات در مراکز مخابراتی را آغاز کردیم. این روند نزدیک به دو سال وقت ما را گرفت. عملا فروش ما از برج سوم سال 91 شروع شد. مقطعی سهماهه دوباره برای Tuneکردن بعضی از قسمتهای مجموعه دادهگستر صرف شد.
 تکلیف پورتهای قبلی چه شد؟
پورتی نداشت. دادهگستر هیچ شبکهای از خودش نداشت.
 پس توزیعکنندگان و نمایندگیها چه میکردند؟
حالا خوب یا بد، ما آن موقع از نظر تعداد پورت چهارم بودیم. سال 88 یا 89 تقریبا 75 هزار پورت فعال داشتیم. من خودم چون قبلش ISDP بودم و وایمکس داشتم، مدل فعالیتم با Papها عاملیت بود و روزی که وارد اینجا شدیم، جلسهای را با عاملان و نمایندهها گذاشتم و گفتم چيزي که هست، سرمایه کارکرد چندین و چندساله شما است. طبق قرارداد اینها همه متعلق به دادهگستر است، ولی میتوانید همه را بردارید و به هرجا که دلتان میخواهد منتقل کنید. دادهگستر در این مدل کار نمیکند. همه 75 هزار پورت را واگذار کردم.
 از DSLAM تا تجهیزات پسیو؟
همهچیز را. هر کس پسیو خودش بود، پسیو را هم دادم. مثلا ما نزدیک 16 هزار پورت در استان گیلان به نمایندهمان واگذار کردیم.
 مگر صاحب سرمایه شما نبودید؟
بخشی از آن مشارکت و بخشی هم برای همان شرکتها بود، ولی آنها هم قرار بود منتقل شود، بیع متقابل بوده است. چند میلیارد تومانی هم برای اینکه نمایندگان متضرر نشوند، هزينه كرديم، اما خیالمان آسوده بود كه بیزینس جدیدی که شکل میدهیم، روی شانههای دیگران و زحمت آنها نیست؛ راضی هم هستیم.
 احتمالا خود آن Deallerها نبودند؛ PAPهایی بودند که...
برخي را PAPها و تعدادي را هم مخابرات گرفت. ما در گیلان و آذربایجان شرقی جابهجایی بزرگی داشتیم. در این دو استان با هم نزدیک به 50 هزار پورت داشتند، اما در بقیه استانها رقمها خرد بود. سال 91 که فروش خودمان شروع شد، ابتدا بهخاطر اسم شرکت خدمات خود را چند ماهی با اسم نویننت میفروختیم. چون نویننت با مبیننت همآوایی دارد، شاید هرچه تلاش کنیم، تحت تاثیر همآوایی قرار بگیریم و همچنین هم برای مبیننت هم مشکل ایجاد کند. ریسک بزرگی هم بود، ولی مشاور گرفتیم و بر اساس پیشنهادهاي مشاور اسم جدید را انتخاب کردیم. برای انتخاب اسم میان 10 هزار نفر برای سه اسم نظرسنجی کردیم. نام هایوب انتخاب شد، اما برای ثبت هر سه اسم از قبل اقدام کردیم. بهمن سال گذشته ثبت اتفاق افتاد و وارد مارکت شدیم. لوگوی جدید شبیه لوگوی وودافون است فقط عمق دایره آن کمتر است. وودافون تاک است و این «و» ابتدای «وب» است. برای رنگ هم جز قرمز راه دیگری نداشتیم، چون شركت دیگری قرمز انتخاب نکرده بود و ما میخواستیم رنگ متفاوتی باشد، برای همین قرمز را برگزيديم.
 چگونه هایوب را بهخاطر لاتین بودن ثبت کردید؟
در ابتدا وب را نمیپذیرفتند. نزدیک دو ماه و نیم درگیری داشتیم و نهایتا ثبت کردند. اولین بار با این برند در نمایشگاه کتاب شرکت کردیم و تبلیغات تلویزیونی ابتدای امسال با همین برند هایوب آغاز شد. در نمایشگاه کتاب، اولین بار سرویس هشت مگابیت را ارایه دادیم. سال بعد سال متفاوتی خواهد بود. امسال ما رشد هفت برابری در درآمد و تعداد مشترک داشتیم و بیش از یکصد هزار مشترک در 31 استان داریم. این پخش بودن در کل کشور مزیتها و ضررهایی دارد. نمیخواهم بگویم فقط نفع است، ضرر هم دارد و هزینههای جاری را بهشدت افزایش میدهد.
با توجه به این قضایا، فکر میکنم سال بعد، سال متفاوتی خواهد بود. در کل پیشرفتمان مناسب بوده اما با افقی که در بخش استراتژی شرکت مشخص شده فاصله دارد. فکر میکنم آنچه سهم ما را در بازار تعیین میکند، طی دو سال آتی خواهد بود اما سال بعد جابهجایی آن را داشته باشیم؛ چون هایوب بهدنبال این است که آنچه در همه جای دنیا مصطلح است، مانند join شدن، خریدن و... را در چند ماه آتی و سال بعد دنبال کند که بتواند اپراتورهای بزرگتری شکل بگیرد.
 شما میگویید امیدوارید سال آینده سال بهتری باشد، اما این در صورتی است که پروانه تمدید بشود یا اصلا پروانه جدید صادر شود. اما از طرف دیگر رگولاتوری موضوع جدیدی را از هماکنون بهصورت پیشفرض در بحث صدور پروانه جدید درنظر گرفته که اپراتورها با هم ادغام شوند.
در ساختار پروانه جدید این پیشنهاد مطرح شده که اگر دو یا سه شرکت با هم ادغام شوند، مبلغی از درآمد سازمان کم میشود. این عدد انگیزهای نیست؛ فکر کنید هر یک از PAPها بهجای دو میلیارد تومان ماهیانه، 10 یا 20 میلیارد بفروشند که 240 میلیارد تومان میشود.
 اگر واقعا بتوانید با هم کنار بیایید، ادغام شدن شما با همدیگر غول مخابراتی میسازد.
دو بحث دارد؛ یکی اینکه بیاییم با هم یکی بشویم. یکی هم ممکن است یک شرکت را کامل بخرد. اینها بستگی به بازار دارد. اكنون این اجازه از طرف رگولاتوری داده شده که بتوانند با هم ترکیب شوند، اما آنچه همه درباره آن صحبت میکنیم اين است كه انحصار سیم مسی این اجازه را به تو نمیدهد؛ تنها کاری که میکند کاهش هزینهها است و اجازه نمیدهد بازار اپراتور گسترش یابد.
 لایسنسی که در حال بررسی آن هستند، به زوج سیم محدود نیست.
کمکی به آن نمیکند. نمیگوید اگر ادعام شوید، این مزایا را خواهید داشت. همه حتی شرکتی با 20 یا 30 هزار پورت همان پروانهای را دارد که سه شرکت ادغامشده دارند. نظر سازمان در حال حاضر این است.
 تصور کنید پارسآنلاینی که دیتاسنتر بزرگي دارد، هایوب که در باند پهن B2C تجربه دارد با داتک که در B2C تجربه دارد، ادغام آنها با هم شرکت تلهکامی میسازد که مجموعه راهکار هستند. این اتفاق خیلی بزرگی خواهد شد.
دادهگستر تمام پروانههایی که شما میگویید از جمله تلفن ثابت، ISDP،PSTN و وایمکس را دارد. تنها چیزی که ندارد، SAP است.
 اما به زودی برای دیتاسنتر هم باید پروانه بگیرید.
آن را هم ما از طریق شورای عالی فضای مجازی اقدام کردیم، چون ما درحال حاضر پخش زنده صدا و سیما را روی شبکه خود داریم. مدل جدیدی هم که در پروانه جدید دنبال میکنیم، بحث وایفای است. وایفای اگر بیاید، ترکیب ما با اپراتورهای موبایل بهتر اتفاق میافتد. در حال ارايه پروانههای جابهجایی دیگر نيز هستيم که بتواند هلدینگ ما را تقویت کند. ما ابایی از ادغام شدن نداریم. میتوانیم بگوییم بازار سرمایه این را تعیین میکند؛ یا میخرید یا شما را میخرند.
 بزرگترین تهدید شما در دو سال آینده MobileBrodvandها هستند که ممکن است موجب ریزش مشترکان شما شوند.
دقیقا. من این را فرصت میدانم، نه تهديد.
 اگر شما به عنوان عرضه کننده پهنای باند ثابت نتوانید ARPU سرویس ADSL را در سطح خانوار پایین بیاورید، برای هر کاربر چه خانگی یا تجاری اقتصادی تر است که برود رایتل یا ایرانسل بخرد...
خیلی گرانتر درمیآید.
 همین الان ميتوانيد بولتن یک مگابیت با سه گیگابیت ترافیک رایتل را 40 هزار تومان بخرید.
خیلی گرانتر است.
 اما موبیلیتی و یک اشتراک دارد.
روند دنیا هم میگوید که موبیلیتی برای مصرف بالا نیست. ما خیلی از ویدئوهایی را که داریم میبینیم و Mobilebroadband برای آنها کارایی دارد. در کشور ما هنوز ساختار بیزینس اینطور نشده است که اگر شما در تاکسی نشستید، بیزینس کنید بلكه بیشتر در حال تفریح كردن هستيد.
 های وب هم همین حالا کاربرانش بیشتر خانگی هستند و مدل ترافیک شما هم برای کاربر خانگی و نه تجاری است.
اتفاقا مدل ترافیک فشفشه بیزینسها را درنظر گرفته است. عددش بالا نیست، چون سهم بازار را میخواهد. الان تعرفه ما نسبت به بقیه خیلی پایین است.
 دامپینگ است.
درست است که قیمت B2C را نشان میدهد، اما از این طرف خیلی از نهادها هستند، سرویسی که از مخابرات یا زیرساخت گرفته بودند جمع کردند و از ما گرفتند. تاکید میکنم آنچه ما بیرون از دسته بندی ها نشان میدهیم B2C است، اما در استراتژی شرکت از آن پنج سطحی که مشخص شده، دو سطح B2C و بقیه B2B هستند. ما بیش از دو هزار پورت بانکها را داریم.
 بانک ترافیک ندارد.
میخواهم بگویم اعتماد به اپراتور وجود دارد. درآمد یک بخش از بیزنیس، جایی است که هزینه کمتر و ترافیک ثابت دارید. بانکها بخش بسیار خوبی هستند. یک بخشی از ما آنها هستند.
 درآمد ثابت و ترافیک کم دارند.
تغییر دادن ساده نیست. نمیتواند امروز اراده کند، فردا برود. ولی شما هم به روش خاص خودتان به آنها سرویس میدهید.
 شما در شروع دوره سوم فعالیت سازمان نظام صنفی رایانهای حضور فعالی داشتید و در بحث انتخابات و حمایتها فعال بودید. اما بعد از آن، هم فعالیتتان در کمیسیون اینترنت کمتر و هم حضورتان کمرنگ و در نهایت هم به استعفای شما از شورای انتظامی منجر شد. چه اتفاقی در این دوره افتاد که آدمهایی مانند شما که فعال هستند شروع کردند به اينكه حضورشان را كمرنگتر كنند؟
کمرنگ شدن من دقیقا ارتباط مستقیمی با فعالیت بخشخصوصی داشت.
 یعنی آنهایی که فعالیت میکنند، بیکارند؟
نه، تعبیرم این نیست. زمان انتخابات تقریبا آن مدتی که قرار شد برای انتخابات ثبتنام کنیم، مجموعه شرکتهای PAP در هیئتمدیره قبلی، آقای بیدختینژاد را داشتند. در دوره جدید قرار شد افراد دیگری هم غیر از آقای بیدختی بیایند. حقیقتا هم اصرار برای کسانی بود که در این حوزه قدیمیتر بودند. نهایتا قرار شد از مجموعه شرکتهای PAP با آقایان صدری، شانهساز و بیدختی چهار کاندیدا باشیم که حضور داشته باشیم. عملا هم که شما نگاه کردید، ما سه نفرمان از این مجموعه چهار نفره رای آوردیم. موضوع این بود که بعضي کارها باقی مانده بود و وقتی که در هیئتمدیره جدید این کارها تقسیم شد، هر فردي مسئوليت بخشی را به عهده گرفت. مثلا شورای انتظامی را بنده و چند عضو دیگر پذیرفتیم و جلو رفتیم. خیلی از جلسات طولانی شدند. مثلا بنده و آقایان فروزنده، شیردل و میرمهدی که اولین بار رفتیم، دوستان لطف کردند و مسئولیت شورای انتظامی بر عهده من قرار گرفت. میتوانم بهجرات بگویم هفتهای دو جلسه، جلسات هفت یا هشت ساعته میگذاشتیم که فقط پروندههایی را که تا پيش از هیئتمدیره جدید بود، بتوانیم جمع کنیم. این خیلی سخت بود و وقت زيادي برد. در همان زمان بیزینس من در شرایطی بود که باید زودتر راهاندازی میشد، اما سرانجام تعهدی پذیرفته بودیم. تقریبا چهار یا پنج ماه شد. وقتی که تمام پروندهها بهروز شدند، من از هیئتمدیره خواهش کردم که شخص دیگری را انتخاب کنند و من واقعا نمیتوانستم. یکی دو نفر از دوستان هم واقعا نمیرسیدند بیایند، اما اصرار به ماندن داشتند. بنده و آقای میرمهدی کنار آمدیم. آقای شیردل باقی ماند و آقای فروزنده هم بهعنوان کسی که تمام جلسات را میآمد، خیلی در آن بخش کمک کرد و خیلی مواقع یکتنه موضوعات را جلو میبرد، بعد از آن در دوره جدید به عنوان رییس شورا انتخاب شد و اعضا ترمیم شدند و شورا روال عادی خود را ادامه داد. فکر میکنم باید این را اتفاق خوبی بدانیم. در مملکت ما خیلیها هر مسئولیتی که برعهده میگیرند، فکر میکنند واگذار کردن آن جنایت است، درحالیکه بزرگترین لطف هم به خودشان و هم به مردم است؛ بهخصوص جاهایی که NGO است. شما تا جایی که وظیفهتان را انجام دادید و تمام شد، باید قدرت این را داشته باشید که مسئولیت را به دیگران بدهید. وقتی مسئولیت اجتماعیتان پایان یافت، دلیلی ندارد که آن را به هر قیمت و قدرتی که شده، حفظ کنی. من فکر میکنم این یکی از ثمرات خوب هیئتمدیره بود که اعضا استعفای ما را پذیرفتند و حقیقتا در آن مقطع بهخاطر گرفتاریهایی که داشتم، سه بار هم از هیئتمدیره استعفا دادم، اما توسط ریاست هیئتمدیره پذیرفته نشد و نظرشان این بود که اكنون نباید این اتفاق بیفتد، چون واقعا نمیرسیدم و متاسفانه نتوانستم برای هیئتمدیره خوب وقت بگذارم. جلسات طولانی بود که نمیرفتم. دوست داشتم کسانی که بهعنوان علیالبدل بودند، حضور پیدا کنند و هیئتمدیره خلأ نفر نداشته باشد. ولی قسمت نبود و دوستان هم نپذیرفتند. اكنون اوضاع بهتر است. براي جمعبندي بايد بگويم نبودن ما یا انصراف دادن ما از شورا، کاملا یک کار معمول و روتین بود؛ چون کارها به نظرمان تا آن نقطه بهروز شده بود، مسئولیت دیگری نبود، پرونده به روال عادی رسیدگی و اضافه میشد. ما هم از این طرف، گرفتاریهای شخصی خود را داشتیم که صحیح نمیدیدیم بهخاطر آن، هم کار مردم و هم کار خودمان بماند.
 اما بحثهایی هم بر سر اختلافات درونی میان اعضای هیئت مدیره وجود دارد.
اختلاف در ذات همه وجود دارد؛ چه نصر تهران و چه نصر کشور. مثلا ما درباره نمایشگاه الکامپ هم اختلاف داشتیم. سرانجام هم انجام شد. همه هم بهدنبال این بودیم که حضور بخش خصوصی، چه در مدیریت و چه از جمیع جهات پررنگ و خوب باشد و اجازه ندهیم دولتیها تمام کار را به دست بگیرند. اختلاف سلیقه هم هست و بین ما هم بوده است. شاید نظر بنده با شخص دیگری در نصر تهران يا کشور متفاوت باشد؛ اتفاق خیلی بدی نیست. اما ماهیتش این بود که بعضیها را نمیپسندیدیم. قبول داشتیم که میتوانست بهتر باشد و انتخابهای بهتری صورت بگیرد، ولی سرانجام در جایگاهی که دارد، برخي مسئولیتها و برخي حدود و اختیارات دارد. وقتی فرد در حدود و اختیاراتش تصمیم بگیرد، حتی اگر خیلیها خوشحال نباشند و راضی نباشند، آن اتفاق میافتد.
 این اختلاف سلیقه که شما از آن اسم میبرید، باعث شده که نظام صنفی در ضعیفترین موقعیت قرار بگیرد و حتی ممکن است انتخابات سال آینده را بهشدت تحت تاثیر قرار دهد.
فکر میکنم در انتخابات سال آتی خیلی از افرادي که اكنون هستند، نخواهند بود.
 شاید هم تکرار تاریخی باشد و الزاما فرصت نیست.
خالی شدن از نیروهای با تجربه قطعا مضراتی دارد.
 قطبیگرایی و در نهایت دوقطبی بودن الزاما اتفاق خوبی نیست.
اول آنکه تعداد اعضایی که دو سال پیش در انتخابات شرکت کردند، با تعدادی که اكنون هستند، خیلی فرق کرده است. تعداد فروشگاهها بهشدت تغییر کرده و انتخابات سال آتی را بهشدت تحت تاثير قرار میدهد. اینها مسائلی هستند که اگر افراد شواهد وضع موجود را بررسی کنند، میپذیرند که انتخابات سال بعد مانند انتخابات قبل نیست که کسی بگوید رایات را به من بده و افراد با کدخدامنشی معرفی شوند. فکر میکنم عرصه سختتر میشود و صنف هم بالغتر شده است.
 پیش بینی می کنید انتخاباتی مثل انتخابات سال 76 ایران اتفاق میافتد و رای دهنده های جدیدی خلق می شوند؟
صنف بالغ تر شده، چون خیلی از بیزینس هایی که خود را تا دیروز ملزم نمیدیدند، بهخاطر بعضی از شرایط آمدند، عضو شدند و قدرت پیدا کردند و در نهایت اختلاف هم وجود دارد. سرانجام رای است و هرچه دربیاید همه باید تمکین کنند، ولی سخت هم خواهد بود.
 فکر میکنید آیین نامه انتخاباتی که تدوین شده و موضوع جنجالی آن آرای وکالتی است، تاثیرگذار باشد؟
برخي مباحث موجود مثل آرای وکالتی مورد اختلاف عدهای است. مگر میشود آرای وکالتی در انتخابات تاثیر نداشته باشد؟ ظاهرا آرای وکالتی هم اصلاح شده و مشروط به ثبت محضری است، اما سرانجام آییننامه صدر و ذیلی دارد. باید همه آن را با هم دید.
 موضوع بعدی در مورد حضور شما در مزایده وایمکس گلستان است. چرا با آن ارقام آمدید و بعد هم گفتید درگیر ترخیص تجهیزات هستید و بعد هم درگیر پیوستهای امنیتی، اما در آخر هم هیچ سرویسی ارایه نشد.
در مواردي، حضور در بعضی از موقعیتها برای پرشهایی است که شما با روال معمول نمیتوانید داشته باشید.
 نگاه موقعیتی به این کار بود؟
در آن مقطع بله. ما یک ISDP بودیم كه در حوزه DSL خوب میفروختیم، نزدیک به شش هزار پورت در سال 86 داشتیم و شبهPAP نيز بودیم.
 یکی از نمایندگان های وب بودید؟
نه. ما با سه تا PAP کار کردیم. اول با شاتل بعد با فنآوا و سپس هم با پیشگامان کار کردم. موقعی که نماینده پیشگامان بودم، اینجا را خریدم و بعد از شرکت خودشان در یزد، بیشترین پورت فروش و بیشترین درآمد را ما داشتیم. آنجا دو مشکل وجود داشت؛ یکی اینکه ما میخواستیم پرشی داشته باشیم و غیر از اینکه پروانه جدیدی که بتواند وزن نشان دهد، راهی نبود. دوم اینکه ما تعداد بسیار زیادی مشتری در استان گلستان داشتیم که اینها PCM بودند و نمیشد سرویس دیگری به آنها داد. ما در مزایده شرکت کردیم و امتیاز فنی آوردیم. قیمت ما نصف قیمت مبیننت بود. ما مجبور شدیم تبعیت کنیم، ما قیمت یک ميليارد و 200 ميليون تومان و آنها دو میلیارد تومان را پیشنهاد داده بودند. ما باید میآمدیم و هیچ راهی نداشیم، پس تمکین کردیم و پول دادیم. اتفاقا میخواهم بگویم زودتر از بقیه هم شبکه خریدیم و تجهیزات ما هم زودتر از بقیه آمد. ما از سال 88 تجهیزات داشیم. چون ما اولین بخش را هم با هواپیما حمل کردیم. WSN و تمام تجهیزات برای شهر گرگان را با هواپیما به فرودگاه مهرآباد آوردیم و هزینه خیلی گزافی دادیم. تجهیزات آمد و نصب شد؛ نامهای آمد که شما باید پيش از آن تاییدیههای امنیتی بگیرید. آن موقعی بود که مجموعا به این نتیجه رسیده بود که دیگر اپراتوری تا قبل از دریافت تاییدیه شکل نگیرد. این روند در همه جای دنیا هم وجود دارد و مرسوم بود. تقریبا این روند دو سال طول کشید و در اسفند پارسال برای فروش تاییدیه گرفتیم که با قضایای هوآوی مصادف شد و پشتیبانی نداد. اكنون هم ما بهعنوان معمول تعهدات پوششمان کامل انجام شده است. تعهدات تعداد مشترک هم خیلی ساده است از این حالتی که داریم بخواهیم هزار مشتری داشته باشیم. تعهد ما این است که تا پایان پنج سال یعنی تا پایان مدت پروانه پنج هزار کاربر داشته باشیم.
 روی وایمکس خیلی متفاوتتر از ADSL است.
بله، اما مشکل کجاست؟ ما از قبل نزدیک به 20 هزار مشتری در استان گلستان داریم که به خیلی از آنها نمیتوانیم سرویس دهیم.
 اما با 20 هزار مشتری پول سایتتان هم درنمیآید.
میخواهم بگویم ما تعهد پوشش جغرافیایی را انجام دادیم. پوشش جمعیتیمان اینگونه بود. تامینکننده تجهیزات وقتی ساپورت نکند، پروژه میماند؛ ضمن اینکه باید قبول کنیم تکنولوژی وایمکس تکنولوژی مردهای است.
 رو به گذار است.
شرکتی مثل اریکسون چه گفت؟ اریکسون از ابتدا ورود نکرد.
 اریکسون از ابتدا با وایمکس مخالف بود.
میگفت مرده است و من میروم روی 3G کار میکنم. شما این را قبول ندارید؟
 من نمیگویم مرده است، من میگویم فناوری دوران گذار بود.
برای کجا آمد؟
 بازارهای نوظهور.
بیشتر حومه و نه شهری.
 برای بازار نوظهور و مثلا شهرکهای صنعتی.
برای ساختار شهری توسعه نیافته است.
 در زمان انحصار که مخابرات غول بازار بود، مقابله خوبی بود.
بله، اكنون سوال این است که سال بعد اپراتورها چه میکنند؟
 همه خاموش میکنند.
چه اتفاقی خواهد افتاد؟
 مشترکان مهاجرت میکنند. ما اولین ریزش تکنولوژی در ایران را در وایمکس خواهیم داشت؛ چون ایرانسل خودش اپراتور تلهکام است و 40 درصد سهام مبیننت هم که به همراه اول تعلق دارد. به نظر من خودشان مودم دانگل به مشتری میدهند تا روی شبکه نسل سوم برود.
پس سرمایه گذاری کردن روی آن بیهوده است.
 فناوری دورانگذار است؛ یعنی اپراتور تلهکام باید سرویس بدهد. مثلا مبیننت موقعی که سهامدار GSM نداشت، کارش نادرست و پول دورریختن بود.
راهی نداشت.
 ستاد اجرایی فرمان امام امروز میگوید اصلا ما چرا در این مزایده شرکت کردیم.
ستاد خوب کار کرد؛ مثلا جنسی را یک تومان خرید و يكونيم تومان فروخت و هیچ نقشی هم در آن نداشت، اما سود کرد.
 از نظر ما تالیا و مبیننت برای ستاد اجرایی فرمان امام، حکم کارگاه آموزشی را دارد.
نمیدانم (خنده). قطعا شما هم با آقای مفتح نشسته اید. امروز تفکر خیلی فرق کرده است و به نوعي با هم وصل هستند، اما نمیتوانند رقیب را ببینند.
 مفتح با تغییری که در مجموعه مدیران مخابرات خواهد داد، موجب می شود که یک همگرایی داشته باشیم؛ یعنی اپراتور دیکتاتورتري خواهیم داشت.
تفکر مفتح و سابقه اش این را نمیگوید.
 نه به مفهوم تفکر، احتمالا مدیران جابه جا خواهند شد.
من اعتقادم این است که بازار پهنای باند موبایل و دیتا در دو سال آینده خیلی با حالا متفاوت خواهد بود.
 آقای BroadbandProvider لطفا قبول کنید که بازار این است که ARPU را پایین بیاورید و تعداد کاربران را افزایش بدهید. اكنون استراتژی هایوب ARPU پایین آوردن است؟
استراتژی است. در حال حاضر این است.
 شما با مشتری یکساله قرارداد میبندید...
باید بسته را دقیقتر ببینید. روی آن بسته هشت دانشجوی فوقلیسانس و دکترای بیزينس بهطور ویژه کار کردهاند. بستهای که ما اكنون ارایه میدهیم، بسیار پردرآمدتر از چیزی است که بهعنوان سرویسهای 40 یا 50 هزار تومانی بهفروش میرود.
 تعطیلات طولانی را فرض کنید، مثل تعطیلات تابستان و نوروز و... . شما یک MRPG چسبیده به سقفی خواهید داشت.
نیست.
 اكنون نه، وقتی حجم بازار افزایش پیدا کند.
اپراتور دو چیز میخواهد؛ رفتار مشتری در مصرف به سمتی تغییر کند، که هم نیازش برآورده شود و هم بتواند خودش از این محل درآمد داشته باشد؛ اما براساس نیاز مشتری و خواست مشتری. اتفاقا میخواهم بگویم ما ورود مشتری را ساده کردیم و به همه گفتیم میتوانید مودم وایرلس داشته باشید. اكنون شرایط تغییر کرده و نباید خودتان را درگیر مودم معمولی کنید. همزمان همه مودمهای معمول را کنار گذاشتیم.
 بازار بزرگتری ساختید.
دقیقا، پس گفتیم اول روی این تمرکز میکنیم و اگر دیدیم بازار اشباع شد و قدرت ندارد، این بسته را کنارش بسته میگذاریم. اگر خاطرتان باشد، مشکلی که PAPها یک سال پیش داشتند اين بود كه ترافیک شبانه آزارشان میداد و مردم هم ناراضی بودند، اما امروز این مشکل را نداریم.
 تجربهای که الان در مرکز تماستان دارید چگونه است؟ تعداد آدمهایی که پيش از پایان دوره ماهانه، برای خرید ترافیک تماس میگیرند؟
تقریبا میتوانم بگویم پنج درصد تماسهای ما هم به این مربوط نيست. فقط نحوه اینکه من چگونه تمدید کنم، برایشان مهم است؛ فقط بار اول.
 شما یک زمانی با مخابرات چالش هایی سر مشتری قاپی مخابرات داشتید...
چیزی که ما میخواهیم از آن صحبت کنیم، یعنی همه اینها را بیرون بریز.
 تنها کسی که چنین موضوعی را رسانه ای کرد، شاتل بود.
اكنون مگر ما در شیراز مشکل نداریم؟
 شاتل میگفت مخابرات به مشتری من که درخواست رانژه داده بود، زنگ میزند و میگوید چرا از PAP سرویس میگیری؟ بیا من سرویس بهتر و سریعتر به تو میدهم.
در یک مقطعی مخابرات استان تهران هم این کار را کرد. 
 زنگ میزد؟
بله، اینها که خوب است، در قبضهای شرکت مخابرات خراسان رضوی مینوشت که شما اگر از جايي غیر از مخابرات سرویس بگیرید، مشکل خواهید داشت و در قبوض مخابرات مازندران مینوشت آب را از سرچشمه بنوشید. باید بپذیریم کشور خیلی در این حوزه، هم در اخلاق و هم در رقابت حرفهای عقب است. بازار این روند را درست خواهد کرد. اگر من جای رگولاتور بودم، هیچ کار نمیکردم و بازار ظرف شش ماه درست میشد. به مخابرات میگفتم هیچ چیزی به تو نمیدهم تا MNP را راه بیندازی. در این صورت بازار بهخوبی ساماندهی میشد. رگولاتوری همین یک کار را بکند و هیچ کار دیگری نکند، بازار درست میشود.
 کاربر شاید برای سرویس DSL بتواند بعد از یک هفته با دردسر زیاد از مخابرات به شاتل یا های وب یا هر اپراتور دیگری سوئیچ کند، اما در شبکه GSM آقای وزیر ارتباطات که 20 یا 30 سال است، سیم کارت همراه اول دارد، میتواند آن را عوض کند؟
سرقفلی اش است.
 از زمان ریاست آقای خسروی در سازمان تنظیم مقررات ارتباطات، آییننامه MNP در صف کمیسیون تنظیم مقررات است و هنوز به نتیجه نرسیده است. در تلفن ثابت هم میتوان این کار را کرد.
در شبکه جدید و روی IP شکل میگیرد. مشکلی ندارد؛ چه در بازار موبایل و چه در بازار دیتا مردم تمایل دارند به صورت تجمیعی خرید کنند.

۱ دیدگاه

  • S@JJ@D

    S@JJ@D

    سلام؛ ممنون مصاحبه خوبی بود! خوشحالم مدیر های وب چنین تفکراتی دارن! منم در حال حاضر ازین ISP سرویس میگیرم و بسیار هم راضی هستم! امیدوارم به یکی از ISP های برتر در سطح کشور تبدیل بشه! موفق باشین! پاسخ

​​