نوشته: پیام کرباسی
منبع: عصرارتباط
یک هفته از ریاست وزیر محترم ارتباطات و فناوری اطلاعات گذشت. شاید در بسیاری از وزارتخانهها، این زمان برای ایجاد تغییر و تحولات و آغاز اقداماتی اصلاحی بسیار اندک بوده و در حقیقت به حال و احوال و رفت و آمدهای متعارف بگذرد و چه بسا باید گفت که تجربه نشان میدهد که چنین روالهایی در مواردی حتی تا یکی دو ماه نیز به طول انجامیده تا اخبار مربوط به اعمال تحولات مدیریتی منتشر شود. اما پر واضح است که اگر در عرصهای کمکاری و فقدان تغییر و تحولات مثبت مشهود بوده باشد، کمترین تغییرات میتواند اثر بخشی به مراتب وسیعی را ایجاد کند؛ درست همان موردی که در حوزه ICT مشهود است. شاید اعمال کمترین تحولات، بتواند شرایط را برای همسو کردن نقطه نظرات و همگرایی بخش عظیمی از منتقدین در راستای اهدافی مشخص و برای اعتلای فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور (فاوا)، روان کند که این جز به همت و خواست اولین مقام چنین سازمانی وسیع، امکانپذیر نیست. بدیهی است که جریانی از نیروهای همسو و همراه با انرژی مثبت از خارج بدنه وزارتخانه میتواند به عنوان سرعت اولیهای در راه گامهای بزرگ آتی و موفقیتی میانمدت مفید افتد.
در فاوا "یک هفته"، زمانی بسیار زیاد است، زیرا در این فناوری واحد زمان در اغلب بخشهای آن، "ثانیه" است. تنها چند ثانیه قطعی ارتباط میتواند موجب بروز خسارات و قطع برخی خدمات شود. آیا مقام محترم وزارت در این بیش از 600 هزار ثانیه که در کسری از برهم زدن یک پلک در عالم مدیریت به سهولت گذشت، تدابیر اصلاحی، رفع نواقص و ترمیم اشکالات احتمالی را در اولویت دستور کار خود داشته است؟از سویی دیگر، به یاد داریم که اگر ارتباط کشور با شبکه جهانی اینترنت به حدود 16 سال پیش و از طریق مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات آن روز (پژوهشگاه دانش های بنیادی امروز) باز میگردد، این ارتباط به پاس همت سرمایهگذاران بخش خصوصی و جوانان متخصص و علاقهمند کشورمان توسعه یافت و شاید پس از پنج سال از این آغاز مبارک، شرکت مخابرات و مسئولان دولتی در تکاپوی ورود به این عرصه و ارائه خدمات، قدمهایی ابتدایی را برداشتند. در این راستا سرمایهگذاری مردمی، تاکنون منجر به صدور بیش از 1200 پروانه فعالیت برای شرکتهای اینترنتی شده است.
نظر به جایگاه فعلی فناوری ارتباطات کشورمان در سطوح بینالمللی، تلاش تمامی دستاندرکاران خصوصی و دولتی باید بر توسعه و بهبود کمی و کیفی این عرصه مهجور واقع شده باشد. چه تدبیری مناسبتر از همگرایی دولت و بخش خصوصی و همکاری متقابل ایشان میتواند در این ارتقای واجب، موثرترین باشد؟ بهکارگیری نیروها و به خدمت گرفتن بخش خصوصی که جایگاه هرچند نامناسب فعلی کشورمان را نیز حاصل تلاشها، مدیریتها و تخصص این سرمایههای بومی میدانیم، نمود یک واجب عقلانی است. آیا نباید به منظور تسریع در ارتقای جایگاه ICT کشور و تبادل بیشتر با بخش خصوصی و افزایش ورود ایشان به این عرصه، دست کم نیمی از معاونتها و قوای مدیریتی این وزارتخانه را به مدیرانی مسلط از همین بخش سپرد تا همزمان با حفظ جایگاه نظارتی و حاکمیتی دولت محترم، موجبات رشد حضور مردم در تصدیگری و اپراتوری خدمات فاوا را رونق بخشید؟