منبع: هفته نامه تخصصی عصرارتباط
مایلم از برگزاركنندگان، شهرك علم و فناوری اصفهان، برای دعوتی كه از من كردند تا شهر زیبای اصفهان را ببینم و در این كنفرانس سخنرانی نمایم، تشكركنم.
جهان وارد عصر اطلاعات شده است و این رادیكالترین تغییر اقتصادی از زمان انقلاب صنعتی است. ما انقلاب صنعتی را از دست دادیم و باید بهای زیادی برای عقبماندگیمان در توسعه بپردازیم.
برای ما دیگر ممكن نیست كه بدون مشاركت در انقلاب نوین اقتصادی كه بر پایه دانش و در دسترس بودن آزاد و بیمحدودیت اطلاعات بنا شده ادامه دهیم. اگر این فرصت را هم از دست بدهیم برای همیشه عقب خواهیم ماند و تحت سلطه خواهیم بود.
كسب و كار به دانش نیاز دارد. این مفهومی است كه اكثرا آن را پذیرفتهاند اما بعضیها از همان دانش استفاده سودمندتر و كارآمدتری میكنند و آنهایی كه تمركز بیشتری بر "اطلاعات" داشته باشند، دستاوردهای مهمتر و بیشتری از آن كسب خواهند كرد؛ كه در كسب و كار معنایش سود بیشتر است و درجنگ، پیروزی!
داستان سادهای هست كه این مفهوم را بیشتر توضیح میدهد. سالها قبل از پدید آمدن ارتباطات مدرن، چشمها و گوشها تنها فراهمكنندگان اطلاعات انسان بودند، صدا و تصویر! اما به كار بردن اطلاعات نیازمند توانایی تفكر است، تحلیل اطلاعات و به كار بردن آن.
200 سال پیش یا نزدیكتر، 80 سال پیش، صاحب یك مغازه كوچك در اسكاتلند از رقبایش موفقتر بوده. تمام كاری كه او برای موفقیت انجام میداد، بالا رفتن از تپه پشت شهر بود. از آنجا او میتوانست دریای آتلانتیك را كه به سمت غرب بود تا افق ببیند.
وقتی او با چشمان تیزش نقطه سیاهی در دوردستها میدید، میفهمید كه یك كشتی در حال آمدن است و با خود اجناس جدیدی به بندر كوچك شهر خواهد آورد. او به مغازه بر میگشت و با تخفیفهایی كه به مشتریان داد اجناسش را میفروخت، كمتر از قیمت رقبا و بیشتر از پایینتر قیمت اجناس جدیدی كه كشتی با خود میآورد.
وقتی یك یا دو روز بعد كشتی میرسید، او تمام كالاهایش را فروخته بود و با سرمایهاش اجناس جدیدی میخرید، این در حالی بود كه رقبا هنوز در فروش اجناس قدیمی خود ناموفق بودند.
دانش در مورد منابع و سرمایه به راحتی به دست می آید اما كاربردها باید پیشبینی شوند.
امروز ما در عصر اطلاعات زندگی میكنیم؛ عصری كه اطلاعات در آن با جریانی تند میآیند و در دسترس همگان هستند.
در این شرایط اولین نیاز ما، بازبینی اطلاعات و انتخاب اطلاعات موردنیاز از میان آنها است و در وهله بعد باید به این كه چهطور میشود از این اطلاعات استفاده كرد تا به هدفی كه در ذهن داریم برسیم، فكر كرد.
هنگامی كه مدارات میكرو برای اولینبار ساخته شدند، نخستین محصول كاربردی ساخته شده با آنها ماشین حساب بود.
در واقع نیاز به محاسبات سریع ما را وادار به گذر از روشهای مكانیكی محاسبه كرد، پس از آن بود كه برق و الكترونیك تبدیل به یك جهش بزرگ شدند، اما ایده اصلی همان است كه اول بود، جمع و تفریق، اعداد باینری.
در هر مرحله از پیشرفت، فرصتهای جدیدی برای كسب و كار ایجاد شد؛ از سیگنالهای ساده تلگراف تا تلفنهای همراه، هزاران كسب و كار جدید دراین حوزه پدید آمد.
حالا دیگر دادهها به راحتی توسط موبایلها جا به جا میشوند، این ایده برای بار اول از ایده SMS یا رد و بدل كردن پیام كوتاه شكل گرفت و فراموش نكنید كه پیش از آن تلفنهای همراه برای چنین سرویسی طراحی نشده بودند و هیچگاه در زمره "ارایهدهندگان خدمات اطلاعات" محسوب نمیشدند.
اما ظرفیت مایكروچیپها این مهم را امكانپذیر كرد و حالا ما میدانیم كه SMS به چه ابزار محبوبی تبدیل شده است.
روزانه میلیونها پیام كوتاه ارسال میشود و درآمدسرشاری را عاید شركتهای مخابراتی میكند.
كسب و كاری كه تا به حال وجود نداشت و به آن فكر نشده بود، حالا یك بیزنس تمام عیار است و یك ماشین پولسازی.
اما یك نفر هم به قابلیت نظرسنجی عمومی با SMS فكر كرد و بر مبنای آن مسابقه تلویزیونی "ستاره آمریكایی" را راه انداخت، مسابقهای به این شكل كه برنده مسابقه از طرف ارسالكنندگان SMS و با رای آنها انتخاب میشود.
ایده اولیه، افزایش تعداد دفعات ارسال SMS بود و افزایش عایدی شركتهای مخابراتی، اما همین پدیدآورنده یك كسب و كار منحصر به فرد دیگر شد.
در اینترنت هم توسعه موتورهای جستوجو، نظیر ویندوز، یاهو و گوگل میلیونها دلار عاید شركتهای نرمافزاری كرد.
ایده اولیه این كسب و كار هم از دستهبندی لغات برای دسترسی راحتتر به لغات دیكشنری میآمد. موتورهای جستوجو چیزی جز یك دیكشنری دلربا نیستند!
امروز مكانهای زیادی برای موفقیت كسب و كارهای دانشمحور وجود دارد: سیلیكونولی در كالیفرنیا، بنگالور درهند. یكی در كشوری پیشرفته و توسعه یافته و دیگری در یك كشور در حال توسعه.
مدتی طول كشید تا این دو نقطه شناسایی شوند اما امروز علاوه بر این دو نقطه، مكانهای بسیار دیگری با این رویه وجود دارند.
حیدرآباد در هند یك مركز دانش بر پایه صنعت راه انداخته است. این كه یك كشور درحال توسعه است هیچ مانعی برای توسعه كسب و كارهای دانشمحور نیست.
كسب و كارهای دانشمحور در طیف وسیعی از بیزنسها میگنجند، از نوشتن نرمافزار تا تولید سختافزار، یا برنامههای كاربردی برای كنترل و قدرت دادن به سختافزار و انواع و اقسام كسب و كارها در این طیف میگنجند و جالب اینجاست كه این طیف وسیع به كشورهای در حال توسعه امكان ورود به بخش گستردهای از كسب و كارهای دانشمحور را میدهند.
من فكر نمیكنم ما همیشه باید اورژینال یا تك باشیم، خیلی راحتتر است تا آنچه كه دیگران انجام میدهند انجام دهیم، اما آنچه اهمیت دارد این است كه هر كشوری بداند كه كدام كسب و كار و كدام طرز تفكر برای آن كشور صحیح است.
با فاصله كمی از آغاز عصر اطلاعات، مالزی تصمیم گرفت وارد حوزه "فناوری اطلاعات" شود، ما انقلاب صنعتی را به دلیل ساختار كنونی حكومت از دست داده بودیم و نمیخواستیم فرصتی كه انقلاب اطلاعات برایمان فراهم كرده را نیز از دست بدهیم.
ما واقعا اطلاعات كمی راجع به فناوریهای نوین و كسب و كارهای مرتبط با آن داشتیم اما در عوض تجربیات خوبی نیز در به وجود آوردن یك فضای دوستانه در كسب و كار به دست آورده بودیم.
با همین تجربیات "مولتیمدیا سوپركریدور" را راه انداختیم، جایی كه هر نوآوری و محركی در آن با آغوش باز پذیرفته میشد. با كریدوری به طول 50 كیلومتر و عرض15 كیلومتر، صنایع IT میتوانستند فعالیت خود را از تحقیقات و توسعه تا ایجاد كارخانههای واقعی تولید سختافزار در این منطقه بنا كنند. تمام زیرساختها فراهم بود و مخصوصا زیرساختهای مخابراتی و دسترسی اینترنت در سطح مناسبی وجود داشت.
دولت هم بایستی آماده به كمك میبود، پس تا آشنایی ما با این كسب و كارهای جدید خبری از مالیات نبود.
از شركتهای محلی و خارجی استقبال شد و با بیمه كردن سرمایههای آنها و دادن تضمینهای لازم به آنها اطمینان دادیم كه سرمایهگذاریشان ایمن خواهد بود و هیچ تغییر ناگهانی در قوانین و سیاستهای ما كه با كسب و كار ایشان مرتبط است، صورت نخواهد گرفت.
یك دانشگاه "چند رسانهای" تاسیس شد تا نیروی انسانی ماهر صنایع IT را تربیت كند، دانشمندان و محققان محلی و آنهایی كه خارج از مالزی بودند نیز دعوت شدند تا به كشور بازگردند.
به كیفیت و سطح زندگی در كریدور هم توجه ویژهای نشان دادیم، یك مشاور بینالمللی متشكل از مدیرانعامل شركتهای خوشنام و سطح بالای جهانی ایجاد شد تا به دولت در مورد نحوه جهتگیری و ملزومات سرمایهگذاری و صنعت مشاوره بدهد.
امروزه مولتیمدیا سوپر كریدور بیش از هزار شركت فعال دارد كه بیش از 50 تای آنها در سطح جهانی فعالیت میكنند. بسیاری از شركتها مالزیاییاند و برخی از محصولات آنها بازار جهانی دارد.
انكوباتورها و دانشگاهها با مشاركت كریدور، كارآفرینان جوانی تربیت میكنند تا با ملزومات پایه در دانشكدهها به تحقیق و توسعه ایدههای خود بپردازند و نمونههای آزمایشی تولید كنند. سرمایهگذاران بزرگی هم در كریدور آمادهاند تا روی ایدههای خوب سرمایهگذاری و به آنها در تهیه نیازها كمك كنند. برونسپاری نیز به یك بیزنس بزرگ در كریدور تبدیل شده است، بانكی از درخواستهای برونسپاری از سراسر جهان ایجاد شده كه مركز آن در سابیرجایا نزدیك كوالالامپور است.
امكانات حمل و نقل برای كالاها و ارتباط میان واحدهای مختلف نیز در كریدور مهیا است.
یكی از دستاوردهای منحصر به فرد مالزی ایجاد یك تركیب جمعیتی چند ملیتی است. ما علاوه بر كاركنان مالزیایی، چینی و هندیهای زیادی در كریدور داریم كه با زبان خودشان با آنها ارتباط برقرار میشود.
علاوه بر این، آنها اكثرا از طریق انگلیسی صحبت كردن با هم ارتباط برقرار میكنند آن هم با لهجههای مختلف بریتیش، استرالیایی، كانادایی و آمریكایی. آنها به قدری در این لهجههای مختلف مهارت دارند كه مشتریهای خارجی متوجه نمیشوند كه در حال صحبت با یك مالزیایی هستند یا با یك بومی و همزبان خودشان.
كتابخانه به روز و كامل كریدور با برنامههای كاربردی همیشه آنجا فراهم است.
دوره كاربرد محصولات IT معمولا كوتاه و این به دلیل عطش روزافزون محققان فناوری اطلاعات برای پیشرفت است.
حالا دیگر تلفنهمراه، یك دوربین هم هست و یك تلویزیون یك ترمینال ارسال و دریافت پیام و تصویر محسوب میشود، كرهایها هم اولین تلفنهمراه نسل چهارم را معرفی كردهاند.
تمام اینها یك معنی ساده دارد، كسب و كار شما باید پیشرفت كند و با تفكرات جدید به روز شود و توسعه یابد.
ممكن است برخی از آنها سرمایه و منابع زیادی بخواهند، اما خیلی از آنها كوچك هستند و میتوانند ارزش افزوده بسیاری داشته باشند.
نرمافزار موتورهای جستوجو، به طور مداوم در حال بهبود و پیشرفتاند اما گوگل برای توسعه، به سرمایه میلیون دلاری احتیاج ندارد آنها فقط با مطالعه مایكروسافت ویندوز و یاهو، و شناختن نقاط ضعف و قوت آنها، موفق شدهاند.
در طول این سالها باید در انتظار موتورهای جستوجوی دیگری هم باشیم. مثل ویندوز كه هر سال با ارایه انواع جدید بیزنس به روز میشود.
برخی از فعالیتهای IT، فضای كاری بزرگی میطلبند، قدرت كامپیوترها امكان طراحی و محاسبه به از بین بردن نیاز به یك فضای كاری بزرگ كمكی نمیكند.
اما تربیت كاركنان و مهندسان خود به خود میتواند یك كسب و كار مناسب باشد چرا كه نمیتوان عدد مشخصی برای نرمافزارها و مهارتهایی كه كاركنان ماهر شاغل در بخش IT باید یاد بگیرند اعلام كرد.
چند شركت متخصص در امر انیمیشن كامپیوتری هم نشان دادند كه كامپیوترها كلید طلایی موفقیتاند؛ این هم میتواند یك كسب و كارموفق باشد.
گذشته از همه اینها به روباتیك خواهیم رسید. این زمینه به سرعت در حال توسعه است و در حال حاضر كرهایها و ژاپنیها در آن بسیار پیشرفته هستند. اما حتی دانشآموختگان جوان مالزیایی هم در زمینه فناوری روباتیك و برنامههای مربوط به آن توانستهاند به پیشرفتهای چشمگیری دست پیدا كنند.
شبیهسازها هم زمینه دیگری از كاربردهای رایانهای هستند. اكنون دیگر همه هواپیماها شبیهسازهایی دارند كه توسط برخی شركتهای مشهور در اروپا و آمریكا عرضه شدهاند. مالزی هم از این صنعت كاملا بیبهره نیست و برخی شركتهای كوچك در این كشور موفق شدهاند شبیهسازهایی تولید كنند كه برای ابزارهای سادهتر همچون هلیكوپترها یا قایقهای كوچك در بنادر محلی قابل استفاده است. من مطمئن هستم سایركشورهای در حال توسعه نیز از این دستاوردها بیبهره نیستند.
حسگرها در كل ابزارهایی برای اعلام آگاهی از وضعیت یك پدیده هستند. حالا این وضعیت میتواند گرما، حركت، پردازش یا تغییر از هر نوع آن باشد.
اطلاعات صادره از سوی یك حسگر میتواند از سوی هر كاربری مورد استفاده قرار گیرد. اكنون در تمامی تاسیسات صنعتی از حسگرها برای نظارت برفرآیند انجام كارها بهره گرفته میشود تا كاربر نهایی بتواند اصلاحات لازم برای دستیابی به نتایج بهتر را صورت دهد.
تاسیسات نفتی شیمیایی هم از این حسگرها استفاده میكنند تا مدیریت خود را كاملا رایانهای كنند، ولی حسگرها مقدمه هستند برای آن كه یك قدم فراتر بگذاریم و یك نظام كاملا خودكار به وجود آید كه خودش اصلاحات لازم برای رسیدن به نتایج بهتر را انجام دهد.
بدون شك تجارتهای بیشماری وجود دارند كه بر مبنای دادهها و اطلاعات انجام میشوند ولی باید قبول كرد كشورهایی هستند كه از این فرآیند بیش از دیگران بهره بردهاند. برخی از كشورها توسعه یافته و برخی دیگر در حال توسعه هستند. حالا دیگرهمه آنها به دانش یكسانی دسترسی دارند. سوال این است كه چرا برخی از دانشی كه در دسترس دارند استفاده فراوانی میبرند در حالی كه سایرین استفادهشان اندك یا حتی هیچ است.
اگر به من اجازه بدهید مایل هستم تا اندكی از موضوع صحبتم دور شوم. ممكن است همه ما زیرساخت درست برای قضیه را بنا كرده باشیم ولی به كارگیری آن نیاز به اندیشه و چارچوب فكر صحیحی دارد. همه ما میدانیم كه مسلمانان اولیه دانشمندان، فیزیكدانان و ریاضیدانان بزرگی را به جهان معرفی كردند. آنها در حالی سرآمد دانش زمان خود بودند كه اروپاییان هم عصر آنها در جهل اعصار تیره وسطی غوطه میخوردند.
اما در حوالی قرن پانزدهم پس از میلاد مسیح به مسلمانان گفته شد كه د رآموختن علومی كه غیر مذهبی خوانده میشد هیچ ثوابی نیست و به جای آن آنها باید علوم مذهبی را مطالعه كنند تا برای حیات پس از مرگ خود ثوابی كسب كنند. نتیجه آن كه آنها از مطالعه و تحقیق روی زمینههای مذهبی دست برداشتند و به موازات آن تمایل اسلام برای شناخت، درك وتحسین آن چه خلقت خداوند متعال است از روز گرفته تا شب و از ماه گرفته تا خورشید و چرخه خاك و آب كتمان شد.
كنجكاوی در خلقت خدا دیگر مجالی برای بررسی موشكافانه در جهت توسعه كشاورزی ابداع ابزارهای اكتشاف و تولید نبود و بدین ترتیب دانش مسلمانان اندكاندك تحلیل رفت و آنها بیشتر و بیشتر غفلت زده و عقبمانده شدند.
از سوی دیگر اروپاییها به كتابخانهها و كتابهایی كه توسط دانشمندان، منجمان و فیزیكدانان مسلمان تالیف و انتشار پیدا كرده بود دسترسی پیدا كردند كه زمینهساز "رنسانس" آنها شد و با زمینهسازی یك تمدن جدید آنان را از سدههای سیاه خارج كرد.
آنان موفق به تحقق این امر شدند چون توانستند یك حس عمیق كنجكاوی، یك تمایل همگانی به دانستن و شناختن خلقت خدا را بستری برای توسعه دانش خود كنند.
مطالعه دانش منجر به تمایلی برای دانستن و داشتن دانش میشود. هر اكتشافی سوالات جدید را مطرح میكند و هر پاسخی منجر به سوالات و اكتشافات جدید میشود. جستوجوی دانش بیانتهاست و همین منجر به آغاز عصر صنعتی شد و دست همین جریان بیانتها ما را به عصر اطلاعات آورده است؛ عصری كه بیش از هر زمان دیگری دانش تعیینكننده پیروزی یا شكست ما خواهد بود.
پس اگر ما بخواهیم كه از عصر اطلاعات بهره لازم را بگیریم به ناچار به حس كنجكاوی دانشمندان خود نیازمندیم. ما باید ذهنی دانشجو داشته باشیم و فقط تحت این شرایط است كه میتوانیم تجارت دانشمحور را توسعه دهیم و به صورت منطقی و تحلیلی بیندیشیم.
برخی از ما از دانش، پرسشهایی كه مطرح میكند و شیوهای كه مدد آن برخی از باورهای ما را رد میكند وحشت داریم؛ به ویژه برخی از دانشآموختگان دینی ما از دانش به سبب چالش كه در توضیح خلایق خداوند متعال ایجاد میكند وحشت دارند.
لیكن در حقیقت دانش باید ایمان ما را مستحكمتر كند. چرا كه دانش تنها قادر به پاسخگویی سوالاتی است كه با "چگونه" شروع میشوند نه با "چرا".
سوالی كه هرگاه منجر میشود ما در نهایت برای آن فقط یك پاسخ داشته باشیم: "این خواست خداست."
همه ما میدانیم كه آب از دو اتم هیدروژن و یك اتم اكسیژن ساخته شده اما چرا اكسیژن و هیدروژن؟ چرا عناصر دیگری تشكیلدهنده آب نیستند؟ چرا ما میتوانیم فقط آب بنوشیم؟ چرا بخش عمدهای از بدن ما از آب تشكیل شده نه یك مایع دیگر؟
خواست و اراده خداوند و رای خواست و دانش ماست و به همین دلیل خداوند اكبرتر از آن است كه در ذهن ما بگنجد. اینجا همان جایی است كه در قلمرو "علیت" پرسشهای علمی راهی ندارند.
دانش میتواند خلقت خداوند را نظاره، مطالعه و تحلیل كند ولی دانش هرگز نمیتواند توضیح دهد كه چرا سرشت اشیا چنین است كه هست. برخی از ما شاید تمایل داشته باشیم كه ذات اشیا را طبیعت بنامیم ولی در پایان طبیعت چیست به جز آنچه خواست خداست.
به خاطر گریزی كه از مطلب اصلی حرفهایم زدم شرمنده نیستم. چرا كه اگر ما بخواهیم از دانش بهره لازم را بگیریم باید ذهنی در جستوجوی دانش داشته باشیم. آن وقت است كه ما امكانات را خواهیم دید و درك میكنیم آموختن و بهره گرفتن از دانشی كه از سوی خداوند به ما مرحمت شد تخلف و سرپیچی از فرامین وی نیست. لیكن به عنوان یك مسلمان ما باید حدودی را كه با اصول اسلام در قرآن و احادیث معتبر یافت میشود هرگز زیرپا نگذاریم.
ما هر پایه و اساسی كه انتخاب كنیم سرانجام باید هدف ما شناسایی ظرفیتهای آن در جهت رونق بخشیدن تجارتمان و توسعه سرزمینمان باشد. برای برپایی و انتخاب پایه مناسب ما باید مزیتهای خودمان را شناسایی كنیم. شناختن این مزیتها و ظرفیت فناوریهای جدید به ما این نكته را اثبات میكند كه این تجارتی است كه ما میتوانیم در آن موفق شویم.
لینک
ثابت || اضافه شده توسط آرش کریم بیگی|| نسخه
قابل چاپ || بازگشت به صفحه اصلی
||
آرش کریم بیگی