
ادامه گفتگو با دکتر وفا غفاریان:
و سئوال ما برای جمعبندی بحث رگولاتوری این است که با توجه به اینکه آقای خسروی تا پاییز امسال بازنشسته میشوند، هیچ وقت برای خودتان جذابیت داشته روی چنین صندلیای بنشینید؟
(لبخند میزند) راستش را بخواهید من تا به حال به این موضوع فكر نكردهام. به نظرم رگولاتوری دو سه نكته دارد: یكی اینكه حتما تخصص میخواهد، مثلا آقای دكتر بخشوندی متخصص این كار هستند، اصلا تحصیلاتشان در انگلستان بحث رگولاتوری بوده و اکنون هم كه در این صندلی نشستهاند، به خارج كشور هم در اینباره مشاوره میدهند .
از طرف دیگر این بحث کاملا مبانی حقوق دارد، شناخت عمیق مبانی حقوقی، مثل یك وكیل، یك قاضی می خواهد، وكیلی كه خودش در واقع سیاستگذار هم هست.
به آن تسلط بر تكنیك را هم اضافه كنیم.
این نكته دوم بود. حتما باید یك شناخت عمیق، هم تكنیكی هم ساختاری در مورد مخابرات كشور داشته باشد. یعنی اینگونه نیست كه برای یكی یك شبه اتفاق بیفتد، از این بعد خیلی غنی و قوی است، اغلب مدیران بخش مخابرات روی كار خودشان خیلی مسلط هستند، چون از آن سطوح پائین شروع كرده اند و آمده اند بالا، مثل همین آقای بخشوندی که با كاردانی وارد مخابرات آذربایجان شرقی شدند و در حال حاضر رسیدهاند به درجه دكترا و واقعا مطالب علمی را هضم كرده و تنها این نیست كه در دانشگاه صرفا درس خوانده است.
آقای فیضی هم همینطور .
اغلب مدیران را اگر نگاه كنید همینگونهاند. من به نظرم می آید كسی كه در مسند سازمان تنظیم مقررات است، ویژگی اولش این است كه باید تخصص رگولاتوری داشته باشد، دومین ویژگی باید یك شناخت عمیق نسبت به بخش ICT كشور داشته باشد تا بتواند نگاهی توسعهگرا داشته باشد. منصفانه به شما بگویم من هیچكدام از این ویژگیها را ندارم یعنی نه تخصصم تنظیم مقررات است، نه شناخت من نسبت به بخش مخابرات یك شناخت عمیق و دقیق است، چه در بعد ساختار چه در بعد فنی. هم در ذهنم واقعا آن بصیرت كامل روی این موضوع را ندارم. حالا صرف علاقه داشتن حرفی نیست ولی آن ویژگی های لازم برای چنین موضوعی را ندارم.
شكسته نفسی می كنید آقای دكتر. فكر میكنیم آن صندلی جای حساستری است و تسلط شما در مباحث مدیریت استراتژیک کاملا شما را برازنده چنین جایگاهی می کند.
وزارت ارتباطات: گذشته، حال و آینده
آقای دكتر اجازه بدهید بحث را با همان موضوعی كه فرمودید (صحبت كردن درباره بدنه مخابرات) ادامه بدهیم: قبول دارید كه بدنه مخابرات همچنان پیدایش نیروها و جریانات فكری دارد كه وفادار به مدیران قبلی است ؟ مثلا گروهی از بدنه کارشناسان و مدیران مخابراتی کشور به شدت وفادار به آقای غرضی هستند.
من خودم از طرفداران مهندس غرضی هستم؛ روز اولی كه آمدم اینجا، اول از همه رفتم پیش ایشان؛ یعنی این را نه عیب میدانم نه چیز دیگری. اگر این سوال را بخواهید دقیق تر بگوئید، بگوئید شاخصههای متمایز كننده بین این دیدگا هها را چه می دانید.
مثلا در مورد آقای غرضی گفته میشود که ایشان یك مدیر پوست كلفت و یكدنده و مقتدر بودهاند!
این كه خوب است.
اما گفته می شود اگر یك مدیری مثل آقای غفاریان وارد این مجموعه بشود، نمی تواند plan های مدیریت خودش را تبدیل به محصول نهایی بكند، مگر اینكه وفاداران به سیاستهای مدیران قبلی را همراه خودش بكند. حالا یك سری شاخص وجود دارد، من می خواهم راجع به بعضی از مصداقهای آن (چون برایم خیلی جدی است) از شما بپرسم: به دلیل اینكه مخابرات در این چند سال، با برندهایی كار كرده، در واقع امكانات را می شناسد، صاحب سلیقه شده و این سلیقه ممكن است متفاوت باشد با آن چیزی كه حالا مدیر جدید به دلیل تغییرات سیاسی كه بالای سرش انجام گرفته و امکان دارد با آن هم سلیقه نباشد.
من ضمن اینكه فرمایش شما را تائید می كنم، احساس میكنم هركدام از وزرای ما، حداقل از دوره مهندس غرضی به بعد كه ارتباطات موضعی جدی پیدا كرد در مملكت نگاه بكنیم، ویژگیها و به قول شما سبک خاص خودشان را داشتند؛ آقای مهندس غرضی واقعا یك مدیر استراتژیك بود. یعنی فرصتهای توسعه مخابرات را به درستی شناسایی و بعد مجموعه را بسیج می كرد برای اینكه از هر یك از این فرصت ها استفاده كنند.
هربار هم روی یك موضوع فوکوس میكردند؛ یعنی ایشان یك بار آمد و روی کارتهای تلفن کار کردند، بعد آمد روی قضیه موبایل و بعد خود ایشان گفت كه میخواهم بروم بخش ماهواره كه دیگر فرصت نشد.
ایشان ویژگیهای مهم یك مدیر استراتژیك را داشت كه در هر مقطع فرصتهای اصلی را شناسایی و به درستی هم شناسایی كند، با آن شناختی كه دارد بیاید مجموعه را بسیج كند روی این موضوع. البته بدیهی است که هر جا مخالفان استراتژیكی هم داریم. این را هم بپذیریم شاید بیشترین تنازعی كه در طول دوره مخابرات بود زمان مهندس غرضی بود، اما به باور من بیشترین دستاوردها هم در همان زمان حاصل شد.
و البته ایشان همیشه مورد حمایت مدیران بالاتر از خودشان بودند
بله، واقعا همین موضوعی را كه می گوئید آن موقع بارز بود؛ یك عده موافق بودند، یك عده مخالف، ولی ایشان تشخیص داده بود كه این كار باید بشود و تا این كار هم نمی شد به كار دیگر نمی پرداخت. به عقیده من یك مقطعی بود كه ما در وزارتخانه یك مدیر استراتژیک داشتیم.
و خودتان هم می دانید که ایشان در عین حال مدیر شركت مخابرات هم بوده، حق هم همین بود. اگر وزیری در یک سازمان دخول اجرایی می خواهد، بهترین روش این است كه خودش هم در عین حال وظیفه مدیر اجرایی را هم داشته باشد.
آقای دکتر عارف چطور؟
آقای دكتر عارف بسیار به بخش سیستمی مخابرات پرداختند و سازوكارها را بهبود بخشیدند. البته دوران ایشان دوران خیلی كوتاهی بود؛ به مراتب كوتاهتر از اینكه بشود سیستمها و ساختارها را اصلاح كرد. اما رویكرد ایشان به موضوع، برخلاف آقای مهندس غرضی كه متمركز میشوند روی یك موضوع خاص، یك نگرش تمامنگر بود. می خواستند كل مخابرات را بهبود ببخشند، كل مخابرات را تقویت و اصلاح كنند، اصلاح فرآیندها، اصلاح نظام های حاكم و قص علی هذا ... در نتیجه طبیعی است آن تجلی و آن بازتابهای زمان آقای مهندس غرضی را هم نداشت، نه در بعد موافقت، نه در بعد مخالفت؛ یعنی نه جناحهای مخالف علیه ایشان خیلی جبههگیری كردند و نه جبهههای موافق. در واقع آن زمان هم میشود گفت ما یك قدری حركت به سوی بهبود ساختار كلی مخابرات داشتیم، البته بهبود كه همیشه باید باشد. یعنی اینجور نیست كه خاص یك مقطع خاصی باشد، منتها ایشان این حركت را شروع كرد ولی خیلی كوتاه بود، شاید اگر حضورشان تداوم پیدا می كرد تا پایان دوره آقای خاتمی، اکنون خیلی از دستاوردهای مهم را در بعد اصلاح زیر بنای مخابرات هم از ایشان می توانستیم بیان كنیم كه این طور نشد.
و می رسیم به دوره آقای دکتر معتمدی...
زمان دكتر معتمدی را من می توانم بگویم تركیبی از این دو بود؛ یعنی آقای دكتر معتمدی هم قدری به سیستمها و روشها توجه داشتند، هم به پروژه ها و كارهای به حساب ملموس توجه داشتند، منتها چون به هر دو اینها توجه داشتند، در هر دو اینها یك سری دستاوردها داشتند كه در هیچ كدام دستاوردی مثل افراد قبلی نبود. در مقولاتی مثل پروژه موبایل، كارت اعتباری یا سوئیچهای دیجیتال در زمان آقای معتمدی جهشهای اینگونه نمی بینیم. بیشتر در تداوم كارهایی بود كه از قبل سیاستگذاری شده بود...
شاید هم این تغییر كابینه یا در حقیقت در تغییر مدیران، فرصتی باشد كه ما بتوانیم سبكهای جدیدی را تجربه كنیم، اگر الی الابد با یك سبك خاصی جلو می رفتیم، یك زمان اثر بخشیاش كم می شد.
مثلا كار جهادی در یك دوره ای جواب می دهد...
بله كار جهادی در یك دوره ای جواب می دهد، به غیر از آن باید به ساختارها پرداخت، به فرآیندها و به نظامات. یعنی این تغییر و تحولات شاید ضروری هم باشد. به هر صورت هركدام از این ها از هر منظری به مخابرات خدمت كردند. من بدون شائبه، بدون مبالغه، بدون اینكه بخواهم فقط كلامی گفته باشم معقتدم هرآنچه امروز ما به عنوان دستاورد داریم، بخشیاش به تلاشهای مدیران قبلی بر میگردد، یعنی اگر همین امروز هم بگوئیم ما داریم این كار را انجام می دهیم، ارتباطات روستایی را توسعه میدهیم، موبایل را ارزان میكنیم و همه این مواردی كه حالا ما به هر صورت به عنوان مسئول فعلی باید به مردم گزارش بدهیم، اگر خوب و عمیق نگاه کنید، یک بخشیاش بر میگردد به دوران آقای دکتر معتمدی، بخش دیگر بر می گردد به دوران آقای دکتر عارف و یک بخشیاش به دوران آقای غرضی و بخش دیگر هم بر میگردد به دوران ما. برای آینده هم اینگونه خواهد بود؛ یعنی افراد بعدی که جای ما خواهند آمد هم بسیاری از کارهایی که انجام میدهند، سنگ بنایش امروز گذاشته شده است، در زمان آقای دکتر معتمدی گذاشته شده است و همینطور الی آخر. در این پیوستار زمانی، هر آنچه ما داریم، بخشیاش مال دیروز است و هر چه امروز میکنیم، بخشیاش متعلق فردا است.
یعنی تصمیمی وجود نداشته که حالا از طرف شما یا مجموعه مدیریت ارشد باشد و بدنه کارشناسی مورد مقاومت قرار بگیرد؟
به دلیل اینکه اینها وابسته به یک سبک فکری دیگری هستند؟ نه واقعا اینگونه نیست.
امروز بدنه مخابرات به راستی و به درستی سیاستهای وزارت و مجمع مخابرات را پشتیبانی و حمایت میکند. از ته قلب هم این کار را میکند.
نگاهشان به بخش خصوصی چطور؟
نگاهشان به بخش خصوصی هم حداقل در سطح مدیران تصمیمگیر، کاملا هماهنگ با این موضوع است.
قبول کنید که بدنه بخش یک سری دغدغهها دارد ولی ما باید توجه کنیم این دغدغهها بیش از اینکه دغدغههای بخشی باشد، دغدغههای شخصی و فردی است. شاید این احساس وجود دارد که موقعیتهای کاری و اداریاش مورد تهدید واقع شود.
افراد باید روشن بشوند، آگاه بشوند، توجیه بشوند و مخاطرات برایشان به حداقل برسد؛ یعنی این حق طبیعی افراد است که نسبت به آینده خودشان دغدغه داشته باشند. من نفی نمیکنم، باید هم سازمان پاسخگوی این دغدغهها باشد.

و آخرین سوال راجع به بدنه حوزه: فکر میکنم موضوع تلخی است که میتوانید تکذیباش کنید ولی من و خیلی از دوستان دیگرم این را کاملا محسوس میبینیم آن هم در واقع ارتباط بخشی از بدنه کارشناسی وزارت ارتباطات و شرکتهای تابعه است با برندهای فعال در حوزه؛ انگار که نوکیا، زیمنس، اریکسون و باقی هر کدامشان یک آدمهایی دارند که کارمند شرکت مخابرات و شرکت ارتباطات سیارند ولی به اسم مشاوره دارند یک سری اطلاعات تجاری را به بیرون درز میدهند که این از نظر ما یک فاجعه است، درست کردناش یک عزم جدی میخواهد، فرهنگ سازی در بعد کلانتر می خواهد ولی ما متاسفانه این را در بخشهای دیگر هم داریم.
موضوع دیگری هم هست که باز اجازه بدهید این را هم بدون تعارف بگوییم: بحث پورسانت گرفتن! یعنی من فکر می کنم یک سری اتفاقها، یک سری پروژهها فقط به دلیل تبادل پورسانت انجام میشود، یک مثال دارم که خواهش میکنم مشخصا راجع به آن برایمان توضیح بدهید: یک سری سوئیچ خریداری شده، سوئیچ و تجهیزاتی در واقع به اسم تجهیزات NGN!
از نظر من NGN تجهیزات نیست، سوئیچ نیست، یک نگرش است، یک مفهوم است. دو تا سوال وجود دارد: یکی اینکه ما اکنون شرایط ادغام چند شبکه را به اسم NGN داریم یا نه؟ و دوم اینکه چرا ما داریم قیمت نوبرانه این تجهیزات را می دهیم؟ از این است که نتیجه می گیرم که این خرید هیچ دلیلی به غیر از پورسانتی که این وسط وجود دارد، نمی تواند داشته باشد.
من در این بعد کاملا با شما موافقم. NGN واقعا سخت افزار نیست، نرم افزار هم نیست، حتی سیستم هم نیست، واقعا مفهومش عمیق تر از این است. فرهنگ هم در آن هست؛ یعنی ما تا فرهنگ شبکههای نسل آینده را در مجموع نتوانیم پیاده کنیم، آن سخت افزار هیچ کمکی به ما نخواهد کرد. حالا چه سریکوئیت سوئیچ چه پاکت سوئیچ، هیچ فرقی نمی کند. تا ساختارهای ما متناظر با آن اصلاح نشوند، هیچ کمکی به ما نخواهد داشت، در آن سندی که مجمع جهانی مخابرات در مورد NGN داده است، 5-4 تا شاخصه برایش گفته است: گفته اگر NGN پیاده شود، CAPEXها OPEXها کاهش پیدا میکند. زمان به ثمر رسیدن سرویسهای جدید برای مردم کاهش پیدا میکند. اینها باید اتفاق بیافتد، این که ما Packet Switch را برداریم IP Based بکنیم، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
حتی ممکن است به خودی خود بیشتر هم هزینه بر باشد.
قطعا همینگونه خواهد بود. اگر ما ساختار و سازه هایمان را همین گونه نگهداریم، بعد هم بیاییم همین نوع نگرش به تعامل بین استانی را نگهداریم، همین شبکه سلولی را هم نگهداریم، همین دیزاین مدیریتی را هم نگه داریم فقط بیائیم نوع تکنولوژی سوئیچ کردن را عوض بکنیم، هیچ کدام از چیزهائی که ITU گفته اتفاق نخواهد افتاد.
حالا یک اشاره دیگر. یکی از دغدغههای من این است که هنوز این جنسهای تجهیزات Packet switch استاندارد نشده است. بنابراین هر شرکتی که امروز شما با آن درگیر بشوی و سرمایه گذاری قابل توجهی بکنی، دیگر ناگزیری که تا انتها با او جلو بروی. مثل سوئیچهای دیگر نیست که ما یک جا نوکیا میگذاریم، یکی اریکسون میگذاریم، یک جا هواوی میگذاریم و تقریبا با دردسر کم این ها را با هم مرتبط می کنیم. NGN متاسفانه اینگونه نیست و این هم یک دغدغه بزرگ ماست. بنابراین من کاملا با شما موافقم. در حال حاضر ما 2 سال است یک تیم گذاشته ایم روی NGN کار می کند، یک سال و نیم است واقعا، بهترین کارشناسانمان را هم گذاشته ایم، آن موقع ها آقای مهندس کبیری بودند، الآن خودم و مهندس یوسف پور هستیم، ولی هنوز هم به یک جمع بندی نرسیدیم، در دنیا هم همین است.
همیشه هم سوال من از وندورها همین بوده. آیا واقعا توپولوژی که شما دادید، اوپکس را پایین میآورد؟ نشانم بدهید. واقعا بخشهایی که می خواهند سرمایهگذاری کنند، سریع میتوانند بهرهبرداری کنند؟ بعد یک نگاهی می کنند میگویند نه فکر نمیکنیم اینگونه باشد، میگویم پس NGN نیست، فقط شما یک هزینه کردید و صد تا سوئیچ را جمع کردید و 100 تا سوئیچ دیگر جایش گذاشتید، این که فرقی نمیکند. این دغدغه شما درست است و ما هم این دغدغه را متوجه شدیم و با همین نگرش هم داریم جلو می رویم.
نگفتید پس ماجرای این خرید چیست؟
من تا جائی که می دانم خریدی در سوئیچ NGN نبوده، مجانی داده شده. کیش مجانی گرفته، کرمان مجانی گرفته، اتفاقا با همین دید هم مجانی ارائه شده. شرکتها حساب کردند اگر آمدند 2 سوئیچینگ گرفتند و ما را وارد آن فناوری خاص کردند، ما هم باید با آنها جلو برویم. ما خودداری میکنیم، البته ما نمی خواهیم آن جور بگیر و ببند ریز بکنیم که مثلا برای یک سوئیچ هم بیایند از ما اجازه بگیرند. ولی تا آنجائی که من می دانم خریدی روی NGN انجام نشده، هر آنچه انجام شده خود شرکتها آن هم مجانی گذاشتهاند، راستش را بخواهید من خیلی هم با این موضوع راحت نیستم، بالاخره شرکتی که میآید مجانی اینها را می دهد، فکرهایی دارد که احتمالا منافع او را بیشتر تامین میکند، تا آن چیزی که ما دنبال میکنیم. ولی تا آنجائی که من می دانم ما پولی پرداخت نکردهایم، همهاش منتظر این هستیم که این اتفاق بیفتد و مطمئن باشید سرمایهگذاری که دارد میشود، واقعا می رود سر جای خودش می نشیند و آن نتایج نهایی که ما دنبالش هستیم را میگیرد. NGN بدون نتایج نهایی فقط تباه کردن پول است.
ما طرحی هم در ذهنمان هست، ما بیائیم پایلوت بزنیم که در حقیقت من این ایده را از بیتی گرفتم. یک شهر کوچک را انتخاب می کنیم، نه تهران! یک شهر با 100 هزار مشترک، بیائیم آنجا سیستم NGN را پیاده کنیم، با همان لایه هایی که دارد، مثل 3G، ببینیم چه اتفاقی میافتد.
یعنی چیزی که ما در واقع در مجمع به جمع بندی رسیدیم، قبل از اینکه تمام و کمال بدهیم شروع کنیم، یک شهر را به عنوان پایلوت بگیریم، بگوئیم این را آنجا با رقمی در حدود 100 هزار مشترک پیاده کنند، هم رفتار مشترک را ببینیم، هم واقعا ببینیم آن خدمات می تواند ارائه بشود، بعد این مقیاس را در کل کشور پیاده کنیم.
راجع به پورسانت و مشاوره هنوز چیزی نفرمودید....
نکتهای که گفتید راجع به فساد و پورسانت و این چیزها، از سه بعد می شود قابل بررسی است: یکی بعد مفهومی که این کار ممکن است در هر سازمانی وجود داشته باشد و بسیار هم نکوهیده است. یکی از ناهنجارترین و نامطلوبترین ارتباطاتی که یک vendor با یک سازمان میتواند داشته باشد این است که بیاید با این دیدگاه با موضوع برخورد بکند. این مفهوم هم همهجا می تواند اتفاق بیافتد. دیگری بعد ارزشی است که من بعد ارزشی را هم عرض میکنم. واقعا این بعد ارزشی بسیار نامطلوبی دارد. خود اروپائی ها هم که اینقدر در برقراری ارتباط اینگونه فعالند، یا خود چینیها، از آن طرف بسیار مقاومند و اجازه نمی دهند این جریان در کشورهای خودشان شکل بگیرد. اگر مساله خوبی بود باید از آن طرف هم اتفاق می افتاد که اینگونه نیست و بسیار حساسیتهای جدی نشان میدهند. آنجا اکثر شرکتها یک سری کدهای اخلاقی برای این رشته تعریف کردهاند و با خاطیان به شدت برخورد میکنند.
اما آنها در واقع با تامین مالی کارشناسهایشان نوعی پیشگیری هم کردهاند.
من با این گفته خیلی موافق نیستم؛ عدم تامین کارشناس و مدیر هیچ وجه مجوزی صادر نمیکند که آقا من را تامین نکردی پس من این کار را کردم. اگر من تامین نشوم در مخابرات این اختیار را دارم که جدا بشوم، از مخابرات بروم جای دیگری، ولی این اختیار را ندارم بمانم اینجا و شرکت و خودم را آلوده کنم به چیزهای ناهنجار. تیم یک بعد سوم هم دارد: یعنی یک بعد مفهومی که من کاملا با شما موافقم، یک بعد ارزشی هم داشت که جزو نباید های جدی است، هم مذهبی هم ملی، که ما از بعد ملی هم باید بسیار روی این موضوع حساس باشیم. یک بعد مصداقی هم دارد: بعد مصداقیاش تا این لحظه که من خدمت شما نشستهام، مصداقی نبوده که برخورد نشود. بسیار نادر بوده، هر جا هم ما احساس کردیم چنین برنامه ای بوده، چند مورد هم بود اعلام هم شد، به شدت برخورد شده است.
پس لطفا به لیستتان امتیاز گذاری مناقصه Core و Edge دیتا را هم اضافه کنید.
اتفاقا من پیش از این مصاحبه با آقای رادمان صحبت میکردم و واقعا به آقای رادمان همین توصیه را کردم، گفتم شما آن کار کارشناسی را جلو ببر، از هیچ طرف هم تاثیر نپذیر. گفتم شما از هر طرف که تاثیر بپذیری، یقین بدان از همان جا لطمه می خوری. شما همان شیوه کارشناسی را تا انتها جلو ببر و تاثیر نپذیر. یک چیز دیگری هم ما داریم آن هم چیز نامطلوبی است. همانی که رهبر معظم انقلاب به آن میفرمایند اباحه گری، یعنی بگویی اینها مباح است. آقا همه بودند، کجای کار نشستی شما؟ اینگونه نیست، به طور قرص و محکم بگویم واقعا اینگونه نیست. شبههای پیش بیاید، برخورد میکنیم. شخص من هم برخورد میکنم، آقای دکتر سلیمانی، حراست، مدیر عاملها همه برخورد می کنند و اگر واقعا جایی وجود دارد که شما میگوئید شما نشسته اید در اتاقتان در طبقه یازدهم و نمی بینید این اتفاقات می افتد، شما به محض اینکه آن مدارک مستدل را به من بدهید، من قول برخورد جدی را به شما میدهم.
بحث ما فقط بحث برخورد نیست، ما می گوییم مثلا یک کارشناس ساده NOC در نوکیا که نشسته پای کامپیوتر و کار ساده مانتیورینگ یک سیستم را انجام میدهد خیلی بیشتر از یک مدیر در دولت پول می گیرد. از شما خواهش می کنم تجاری نگاه کنید و بگویید چطور انتظار دارید این اختلاف پرداخت باعث فساد نشود....
من ضمن اینکه تاکید دارم که پرداخت کم به کارشناسان و مدیران ابدا مجوز این نیست که احیانا بخواهند پرداختهای غیر متعارف داشته باشند، با اینکه من اصلا تن به این کار نمیدهم ولی این نکته را از شما می پذیرم. بازار کار مثل هر بازار دیگری است، همینطور که یک دستگاه موبایل در روند عرضه و تقاضا قیمتش معلوم میشود. قطعا یک نیروی متخصص هم باید در روند عرضه و تقاضا قیمتش معلوم شود، نمی شود در یک بخش به یک متخصص بدهند 2 میلیون تومان، سیستم دولتی هم به همین شخص 250 هزار تومان بدهد؛ نتیجه اینکه رفته رفته سیستم دولتی که سیاستگذار و ناظر خواهد بود، از نیروی کیفی تهی خواهد شد و نمی تواند آن نظارت را روی بخش خصوصی بکند و افراد کیفی هم میروند آنجا با حقوقهایی که شما اشاره می کنید و افرادی هم که نمی توانند به دلایلی به آنجا راه پیدا کنند، یا به همین حقوقهای اندک بسنده می کنند، باید به آنها نظارت کنند، باید آنها را راهبری کنند، این را یک عیب درست و حسابی میدانم. ما حدود 6 ماه قبل یک طرح نظام پرداخت خاص مخابرات فرستادیم برای اخذ مصوبه.
یعنی نظامی مثل مثل وزارت نفت تدارک دیدهاید؟
دقیقا. نمی شود ما آدم هایی که باهوشند، شایستگی پرداختهای بالا را دارند را به شرکتهای خصوصی یا شرکتهای خارجی ببازیم و برعکس افرادی را که این شایستگیها را ندارند نگه داریم و به زور بخواهیم بر آنها نظارت کنند. این در بلندمدت جواب نمیدهد. البته یک نکته ظریف هم وجود دارد که اگر چه قاعده و منطق نیست، اما دارد جواب میدهد: برای کارشناسان مخابرات همه چیز پول نیست.
شما نمی توانید آقای مهندس فیضی را با پول قیمت بگذارید. نمی شود این را تعمیم بدهیم بگوئیم ما به پرداختها و به پیشنهاداتی که به کارشناسان ما داده می شود، بی توجه هستیم، چشممان را ببندیم و کار را با همینها جلو ببریم، اما به هر صورت این هم یک داستان است. بعضیها در همین بخش دولتی عمل میکنند، در مورد زندگیشان، در مورد مطلوبیتشان، در مورد رفتارشان بالاترین جایگاه و شاخصهای مالی داده نشده است ، نمی توان گفت 40 هزار نفر در مخابرات این گونه باشند، این امکان ندارد، قاعده هم نمیشود.
این گفتگو در سه بخش منتشر شده است:
بخش اول
بخش دوم
بخش سوم
لینک
ثابت || اضافه شده توسط آرش کریم بیگی|| نسخه
قابل چاپ || بازگشت به صفحه اصلی
||
آرش کریم بیگی