اگر قسمت اول مصاحبه ابراهیم محمود زاده مدیرعامل و طراح استراتژی جدید صاایران را نخواندهاید احتمالا یكی از فرصتهای نادر برای آنكه با ذات بزرگترین غول فناوری دولت و ایدئولوژیهای تجاری آن آشنا شوید را از دست دادید ولی برای جبران هم شده بد نیست به قسمت دوم این گفتوگو كه طی آن محمودزاده از كاراكتر دانشگاهیاش بیشتر فاصله گرفته و به وقایع مدیریتی نزدیكتر شده است بپردازید. این استاد دانشگاه مالك اشتر، تحصیل كرده ایالات متحده و مدیر خستگیناپذیر دو دهه اخیر صاایران در این بخش دوم و نهایی تلاش كرده است ذهن اذهان عمومی را از رابطه فراسازمانی صاایران و مدیران صاایران وزارتخانه پاك كند و بر كارنامه ایرانسل به عنوان داغترین مجموعه زیرنظرش مهر تایید بزند. توجه كنید علیرغم صفحات مضاعفی كه در این دو شماره به گفتوگو وی اختصاص دادیم باز هم كم و بیش به ضرب و زور فراوان صاایران در چارچوب عصر ارتباط جا شد.هنوز انتقاداتی در خصوص قطعی، ترافیك و آنتندهی مطرح است و خدمات كمتری ارائه میدهد، اما اپراتور اول بالاخره یك مزیت دارد كه پوشش آن در كشور نسبت ایرانسل بیشتر است.
*شما تا این جای گفتوگو بارها بر موفقیت خودتان تاكید كردید.
موفقیت من نیست، بلكه موفقیت یك مجموعه است.
*بله، منظور ما هم موفقیت صاایران بود، اما ناگزیریم به رغم خوش سخن بودن شما چند نمونه از عملكرد ناموفق صاایران را نام ببریم. برای مثال میتوانیم به پروژه بیلینگ و همچنین پروژه Gprs اشاره كنیم. گروهی بر این اعتقادند كه حضور پررنگ صاایران در پروژههای مخابراتی و ارتباطی ایران كه طی 2 الی 3 سال اخیر رقم خورده است به یمن حضور دوستان و همكاران سابق شما در صاایران بوده است، در واقع این گروه از منتقدان با طرح این ادعا معتقدند؛ صاایران با وجود آنكه توانایی بسیاری از این پروژهها را ندارد اما چون حمایت میشود عملا برنده مناقصات میشود!
در واقع این ادعا از جنس همان سخنانی است كه در یكی از رسانه نوشتند: "صاایران در سیدخندان" سوال خوبی مطرح كردید. من تاكنون هیچوقت به این سوال جواب ندادهام. خوشحالم كه در این گفتوگو شما برخی سوالات را مطرح میكنید تا این فرصت در اختیار من قرار بگیرد تا پاسخ بدهم.
تا حالا من مایل نبودم به این دست ادعاها پاسخ بدهم. به نظر من وارد معركه سوال و جواب شدن در سطح كشور به جز مسائل حاشیهای كه ایجاد میكند باعث وقفه در انجام امور هم میشود. طی 3 سال گذشته من تنها یك مصاحبه انجام دادهام.
*كه آن مصاحبه هم در واقع یك گفتوگوی عمومی در جمع خبرنگاران رسانههای گروهی مختلف بود!
بله، دقیقا همان مصاحبه را میگویم. بالاخره من در این سالها متوجه شدهام كه در این كشور استقلال، پرسپولیس هم وجود دارد (خنده). به همین دلیل من نمیخواهم همان مصیبتهای استقلالی، پرسپولیسی را تجربه كنم. تاكنون سعی كردم كه هركسی درباره صاایران صحبت میكند ببینیم انتقاد یا حرفش وارد هست یا نیست. معمولا مدیران وقتی میبینند كه انتقاد یا سخنی وارد است ممكن است یك جواب سیاسی بدهند (البته منظورم این نیست كه همه اینگونه رفتار میكنند.) و عبور كنند چنانكه كسی متوجه نشود بالاخره پاسخ روشن چیست؟ چون من مدرس رشته مدیریت هستم باید بگویم كه این شیوه پاسخگویی جزو حرفه و ادبیات مدیریت هست. اما راهكار دیگر این است كه سكوت كنیم یعنی اگر انتقادی یا سخنی وارد هست سكوت كنیم اما نه سكوت بیمعنی بلكه سكوت معنادار بكنیم بدینصورت كه خودمان را اصلاح كنیم. از طرفی دیگر میتوانیم اگر موضوعی كه مطرح میكنند اصلا وارد نیست سریع پرخاشگری كنیم و تند پاسخ بدهیم به این نتیجه رسیدیم كه 2 راهكار پاسخگویی را كنار بگذاریم. دیدیم پاسخگویی تند و محكوم كردن برای ما نتیجهای در بر ندارد ضمن آنكه به این نتیجه رسیدیم پاسخ سیاسی دادن هم مشكلی را حل نمیكند. به هرحال ما به دنبال این هستیم تا ببینیم اگر كسی چیزی میگوید وارد است آن را اصلاح كنیم در غیر این صورت آن را رها كنیم. اما الان میرسیم به پاسخ سوال شما. متاسفانه، متاسفانه! بعضیها صحبت میكنند و بعضی رسانهها كه ممكن است در فضای رسانهای بدون اینكه خودشان اعتقاد داشته باشند این سخنان را مطرح میكنند. البته این موضوع باعث میشود كه ما اذیت بشویم. چنانكه اگر ما پاسخ نمیدهیم احتمالا برخی به این گمان میرسند كه ما ادعاهای آنان را پذیرفتهایم در حالی كه این چنین نیست. به خاطر اینكه ما میخواهیم در این گفتوگو مستند حرف بزنیم به همین دلیل راجع به دو پروژه بیلینگ و GPRS كه شما اشاره كردید. جواب میدهم. اول اینكه من در زمان وزارت احمد معتمدی هم در صاایران بودهام و مقدار جلساتی كه با معتمدی و یا جانشین و رئیس هیئت مدیره وقت مخابرات ایران چه دوستانه چه غیردوستانه داشتم بسیار بیشتر از جلساتی بوده كه در دوران وزارت محمد سلیمانی در وزارت ICT به ناچار داریم.
*شاید چون همدل بودهاید احتیاجی به اینگونه جلسات نداشتهاید!
صبر كنید. دارم جواب میدهم! من اگر از معتمدی یا رئیس هیئت مدیره مخابرات ایران وقت ملاقات میخواستم هیچوقت در ذهنم به این معنا نبود كه دارم وقت ملاقات میگیرم همیشه احساس میكردم هر وقت زنگ بزنم دوستان من را میپذیرند و حتی بسیاری از اوقات وقتی از مجلس یا جایی دیگر كارم تمام میشد زنگ میزدم و به دوستان میگفتم در مسیر خدمتشان میرسم و آنها بیهیچ عذری بنده را میپذیرفتند. این اتفاق در دوره وزارت سلیمانی بسیار كمتر اتفاق افتاده است. چنانكه من نمیتوانم دسترسی سریع به ایشان یا معاونان ایشان داشته باشم. اما دلیل بعدی، دوستانی كه من در وزارت ICT یا شركتهای تابعه دارم دوستانی هستند كه اصلا با سابقه قبلیشان در صاایران (این موضوع را قطعا عرض میكنم و قابل اثبات است)هیچ تاثیری در مناسباتشان با صاایران در سمت جدیدشان نگذاشته است و حتما بدانید كه از دوستان و همكاران قبلی كه در زمان معتمدی در وزارت ICT بودند كمتر به صاایران توجه میكنند...
*آخر این چیزی كه شما میگویید...
یك دقیقه اجازه بدهید من دارم دلایلم را كامل میكنم به نظر من این ادعا كاملا رد شده است. دلایل من برای این موضوع چیست؟ الان خدمتتان عرض میكنم؛ من اپراتور دوم را در زمان وزارت معتمدی برنده شدم و فقط اجرای آن را در دوره سلیمانی پیگیری كردم و تغییراتی كه میخواستیم اتفاق بیفتد چنانكه میزان سهام تغییر كرد و دیگر موارد همه در زمان معتمدی اتفاق افتاده بود. در دوران سلیمانی فقط عملیاتی شدن قرارداد اتفاق افتاد. شما بدانید همین الان چه در ایرانسل و چه در سایر پروژهها مشكلات بسیاری داریم كه میشود با كمك وزارت ICT به راحتی برطرف شود. در حالی كه بسیاری از كمكهایی كه به اپراتور دیگر داده میشود به اپراتور دوم نمیدهند. پس اگر آن ادعا درست بود ما الان در اپراتور دوم نباید به این لحاظ دچار مشكل باشیم. اما دلیل دوم، شما به پروژه بیلینگ اشاره كردید. برخی ادعا كردند كه با رفتن مدیران صاایران به سیدخندان پروژه بیلینگ به صاایران داده شد. باید بگویم من یك سال قبل از اینكه سلیمانی به وزارت ICT بیاید، پروژه را برنده شده بودم.
*اما اجرای پروژه با اما اگرهای بسیاری مواجه شد.
آن اما و اگرها را نه معتمدی به وجود آورده بود نه سلیمانی، بلكه سازمان بازرسی كل كشور اما و اگر آورد و بدون اینكه آن اما و اگرها دلیل موجهی داشته باشد وزارت ICT ابلاغ كرد كه قرارداد از دید ما اشكالی ندارد. پس قرارداد بیلینگ را كه سازمان بازرسی كل كشور نیز برایش اما و اگر آورده بود در زمان معتمدی با150 میلیارد تومان نهایی كرده بودیم چرا همان قرارداد با همان شرح خدمات را سلیمانی و تیم همراهش با كاهش 40میلیارد تومانی در نهایت 110 میلیارد تومان بستند. در حقیقت آنقدر ما را شكنجه كردند تا آن رقم كاهش پیدا كند!
*به نظر شما چرا این اتفاق افتاد؟
اجازه بدهید، آیا این كار لطف به من بود؟ آیا این توجه به من بود كه قریب به 40 میلیارد تومان از یك قرارداد كم شود یا اینكه یك آسیب به ما بود. یا من باید قرارداد را نمیپذیرفتم یا اینكه قرارداد با بسیاری از مشكلات پیدا و پنهانش انجام میدادم. چنانكه بتوانم هم به شاخصهای قرارداد برسم و هم به لحاظ آرایش و طراحی به نحوی باشد كه قیمت هزینه را تامین كند.
*اجازه بدهید همین جا من یك پرانتز باز كنم. این تاخیرهای به وجود آمده به چه دلیل است؟
بحث تاخیر یك موضوع دیگر است كه خواهم گفت. پس این موضوع كه در جاهای مختلف گفته میشود، درست نیست. من برای دوستان حرمت قائل هستم كه تاكنون به آن دوستان هم جواب ندادهام. اما الان كه جواب میدهم به دلیل تعهد اخلاقی است كه برای یك مصاحبه كه از 2 سال پیش بر زمین مانده است و از آنجایی كه باید به یك سری سوالات شما بدون هماهنگی جواب بدهم این حرفها را میگویم وگرنه قصد من پاسخگویی به هیچ فرد یا جای خاصی نیست. این حرفها پاسخ به یك نشست تعهدی است كه دو سال از زمانش گذشته كه ظاهرا با این سوالات مصادف شده است. اما نكته بعدی كه شما درباره تاخیر مطرح كردید من چه تاخیری داشتهام؟
ما با فیضی -مدیرعامل شركت مخابرات ایران- كه از صاایران نیست و نبوده است تمام جلسات را برگزار كردهایم. من با مشكلاتی كه در مخابرات دارم نزد فیضی میروم و مطرح میكنم و تقاضای كمك میكنم. چرا فیضی باید به من بگوید علیرغم اینكه شما دوستان زیادی از صاایران در وزارت ICT دارید اما مشكل شما را حل نمیكنند و فقط من (فیضی) باید حل كنم. ایشان به مشكلات من میپردازند در نهایت به من حق میدهند. در واقع مشكلاتی كه دارم به من ربطی ندارد و دلیل تاخیرها من نیستم. آیا این مشكلات به مخابرات ربط دارد؟
من میگویم به مخابرات هم ربطی ندارد. مشكل در صاایران است؟ میگویم در صاایران هم نیست. من به شما عرض میكنم كه دو یا 3 محور اساسی وجود دارد كه این مشكل را پدید آورده است اول تاكید بر استفاده از توان داخلی. دوم اینكه در زمان معتمدی ما تكنولوژی مطرح روز را نهایی كرده بودیم اما بیش از یك سال كار در سازمان بازرسی كل كشور باقی ماند تا اینكه بعد از 2 سال و نیم شروع كردیم پروژه را با دوستان نهایی كنیم. متوجه شدیم كه حتی آنالیزی كه برای نیاز مخابرات كشور طراحی شده بود هم با توجه به توسعه سرسامآور اپراتور اول كاملا متفاوت شده است چنانكه به ما گفته شد یك گپ آنالیزی در نیاز 2 سال و نیم پیش با نیاز امروز وجود دارد. گفته شد نسبت به تكنولوژیهایی كه در دسترس است و امكاناتش وجود دارد پروژه را انجام دهیم و به ما گفته شد كه نیاز آنها اصلا به لحاظ حجمی هم كاملا فرق كرده است.
در واقع یك پروژه جدید مطرح شد. ما دوباره در داخل این پروژه جدید شروع به كار كردیم و كارها را جلو بردیم و امروز كه در خدمت شما هستیم با دوستان مشكلی نداریم و كار در حال انجام است. این مشكلات در یك فضای حرفهای به وجود آمده و به تائید همان دوستانی رسیده است كه در صاایران نبودهاند. پس امروز ما نه با مخابرات مشكل داریم نه با وزارت ICT. به همین دلیل كار هم در حال پیگیری است و تاخیری وجود ندارد. اما مورد دیگر موضوع GPRS است كه شما مطرح كردید؛ ما تازه قرارداد GPRS را بستهایم و سرقرارهایمان با آنها مطابق تكالیف و قراردادخواهیم بود.
*اما انتقادی كه وجود دارد این است كه چرا صاایران هنوز بیلینگ را تمام نكرده است پروژه GPRS را به او دادهاند؟
این دو پروژه هیچ منافاتی با هم ندارند. در واقع اینكه یك پروژهای به دلایل حرفهای با یك چنین سرنوشتی كه گفتم مواجه شده است هیچ ربطی به پروژه دیگر ندارد. ما ظرفیتها را اعلام كردهایم. موضوع هم كاملا متفاوت است و كار را هم سروقت تمام میكنیم در واقع اگر تاخیر بیلینگ 100 درصد به ما ربط داشت حرف شما درست بود اما همانطور كه گفتم تاخیر بیلینگ یك امر حرفهای و در یك فضای ناخواسته بوده است.
*یك انتقاد دیگر را میخواهم مطرح كنم. همانطور كه قبلا در بحث رقابت با خارجیها پیش آمد گفتیم كه صاایران قیمتشكنی میكند. در واقع با قیمت شكنی رقبای دیگر خودتان كه خارجیها و شركای ایرانیشان هستند را از میدان به در میكنید. بسیاری معتقدند یكی از دلایل قیمتشكنی صاایران این است كه صاایران تكنولوژی كمكیفیتتر را وارد میكند.
نگویید كم كیفیتتر بگویید ارزانتر.
*قبول، همان تعبیری كه شما عرض كردید شما تكنولوژی ارزانتر را وارد میكنید. این كار هم با ارتباط فعالانهای كه با شركتهای چینی به وجود آمده است اتفاق میافتد. در واقع گروهی معتقدند كه صاایران روابط عاشقانهای با شركتهای چینی پیدا كرده است. موضوع دیگری كه در این میان مطرح میشود این است كه چرا این اواخر به این میزان توجه به تجهیزات چینی و ارتباط با شركتهای چینی همچون هووایی و ضدتیئی (ZTE) زیاد شده است؟ آیا این موضوع یك تاكید حاكمیتی آن هم به دلایل بینالمللی از جمله تحریم بوده یا اینكه یك استراتژی اقتصادی است كه صاایران انتخاب كرده؟
این موضوع یك استراتژی اقتصادی است و كاملا ربط دارد به صرفه و صلاح ما در پروژهها. پس هیچ تصمیم حاكمیتی در این خصوص گرفته نشده است. هیچكس به من نمیگوید با كدام كشور كار كنم یا نكنم. من همین الان با اریكسون كار میكنم حتی اریكسون را هم من وارد ایرانسل كردم. حتی پیمانكارن داخلی را معرفی كردم تا با اریكسون كار كنند همچنان كه از نوكیا و زیمنس حمایت كردم.
*اما قبول دارید كه مشاركت شما با چینیها پررنگ است؟
من در صاایران شركای مختلفی مثل بازار هدف دارم. شما باید به من بگویید بازار هدف شما كجاست؟ من میگویم بازار هدف من كشورهای آسیایی و كشورهای آفریقایی و آمریكای جنوبی است. اما نه اینكه من به اروپا خدمات یا كالا صادر نمیكنم. شما باید بگویید چرا با اینها بیشتر كار میكنید؟ پتانسیلهایی كه من میتوانم بیشتر از آن استفاده كنم در این جغرافیا هست. به هر دلیلی كه میخواهد باشد هر شركت در دنیا یك بازار هدفی پیدا میكند و در آنجا متمركز میشود.
*اینكه تارگت ماركت شما دارای چه جغرافیایی است، حرفی در آن نیست. ما درباره ایران و همكاریتان با چین صحبت كردیم؟
اما درباره خرید و لجستیك هم همین بحث وجود دارد. قاعدتا یك سری جاهایی هستند كه من را بازار هدف میكنند و از طرفی دیگر من هم یك سری جاها را برای خرید هدف قرار میدهم از چه جهت این كار را میكنم؛ 1- از این جهت كه سطحی از تكنولوژی مورد قبول را داشته باشد 2- من چین را همكار خوبی برای خودم میدانم به دلیل بسیاری از ویژگیهایش.
*كه عبارت است از قیمت ...
بله قیمت یكی از دلایل است. كیفیت خوب برخی تجهیزات چینی هم در دنیا قابل رقابت است. ضمن آنكه قیمتش مناسبتر است نه ارزانتر. مثلا قیمت همان شركت هووایی كه در ایرانسل با او كار میكنیم، به قیمت شركتهای دیگری كه با آنها كار میكنیم نزدیك هم است. هووایی در فهرست 3 یا 4 شركت اول مراكز سوئیچ و سوئیچینگ در دنیا قرار دارد. مثل جنسهای چینی كه در بازار ایران ریخته نیست الان هووایی در بازار اروپا كار میكند همان جایی كه اریكسون و نوكیا هم كار میكنند. چرا شما نمیگویید اگر جنس نوكیا و اریكسون به عنوان برندهای درجه اول كار میكنند چرا نه تنها مراكز تولیدی را به چین بردهاند بلكه مراكز توسعه و تحقیقاتی را هم به چین بردهاند. پس اگر من جنس چینی میخرم چه فرقی میكند ماركش نوكیا، اریكسون یا چیز دیگر باشد وقتی كه همه آنها در چین هم تولید میشود و هم توسعه پیدا میكنند. كدام جنس را الان میتوان در مراكز سوئیچ پیدا كرد كه در جای دیگری جز چین ساخته شود؟ عرض كردم نه تنها مراكز تولیدی برندهای مطرح بلكه مراكز توسعه و تحقیق را هم به چین بردهاند. بله قبول دارم. یك سری چیزهایی هنوز در اروپا هست. بالاخره در رنكینگ و بازار تفاوتهایی با هم دارند. من از هووایی دفاع نمیكنم اما میخواهم بگویم الان هووایی در سوئیچ در 3 برند اول جهانی قرار گرفته است. اما این به آن معنا نیست كه همه چیز خوب است. ممكن است فردا با او كار نكنم. به هر حال به دلیل جمع جبری منافعم با او كار میكنم. اما با اریكسون و نوكیا هم كار میكنیم. الان حجم كاری من با نوكیا در مجموع ایرانسل و صاایران بیشتر از شركتهای دیگر است.
*یكی دو هفته پیش ما با مدیرعامل شركت خدمات اریكسون در ایرن گفتوگویی داشتیم كه چاپ شد. در آن گفتوگو ایشان دلیلی كه ما برای حضور پررنگ چینیها مطرح كرده بودیم را قبول داشتند. چنانكه معتقد بودند تحریم و قیمتها و نوع روابط چینیها با شركتهای ایرانی باعث جذابیت بیشتر آنها شده است.
من نمیتوانم باور كنم كه این حرف درست است. البته به حرفهای دیگران احترام میگذارم چون اریكسون پارتنرمن برای كارهایم است. اما كلیتر از این جواب میدهم چون نمیدانم ایشان چه گفتهاند. هركسی كه چنین فرضی را مطرح میكند به دو دلیل صحیح نیست. موقعی كه ما در ایرانسل پارتنرها را انتخاب كردیم اریكسون، نوكیا و زیمنس برای اینكه بتوانند در یك رقابت حرفهای سازنده در ایرانسل وارد شوند قیمتهایشان را بسیار زیاد شكستند. به نحویكه بعضی از نمایندگان مجلس سوالی كردند كه چه شد این شركتها به یكباره با اپراتور دوم قیمتها را كاهش دادند اما با اپراتور اول قیمتها را بالا میبردند. چرا خودشان را همسنگ و همراه چینیها كردند؟ (منظور من ZTE نیست چون این شركت هنوز فاصله زیادی با دیگران دارد. من درباره آنها حرف نمیزنم و ارزیابیای هم ندارم.) به نظر این آقایان در حالیكه بازار سنتی ایران یك اندازه خاصی را داشت به یكباره قیمتشكنی كردند. چون خیلی برایشان اهمیت داشت؟ چون قبلا گران میفروختند؟ چون جنسی را كه میفروختند قرار بود با كیفیت پایینتر به ایران بدهند؟ نه هیچ كدام اینها نیست.
من میخواهم بگویم بازار ایران با حضور صاایران، ایرانسل و یكسری بازیگران جدید كه ما وارد كردیم جوش متحول شد مثل MTN كه به عنوان یك سرمایهگذار خارجی مدیریت اپراتور را به ما داد MTN در 21 كشور حضور دارد اما ایران اولین كشوری است كه شركت ایرانی آن مدیریتش دست ایرانیهاست. خود مدیر عامل MTN سه هفته پیش در جلسه هیئت مدیره به من گفت: محمودزاده ایرانسل موفقترین شركتی بوده كه در 21 كشور داریم من هم به شوخی به ایشان گفتم: میدانید چرا این اتفاق افتاده است به این دلیل كه شما مدیر نیستید و شركای داخلیتان مدیر هستند! ایشان با خنده سر تكان دادند و گفتند ما از شركای داخلیمان راضی هستیم. اینها كه این حرفها را مطرح میكنند باید واقعیتها را هم ببینند. هووایی رقیب اریكسون، نوكیا و زیمنس شده است نه در ایران بلكه در دنیا. هووایی كه پنج سال پیش 2 میلیارد میفروخت و آنها اعتنا نمیكردند امروز در دل اروپا دارند خوب میفروشند. اریكسون و نوكیا كم آوردهاند و باید راهكارهایی برای چابكسازی خودشان پیدا كنند. این حرفها كه تحریم و غیره باعث موفقیت هووایی شده است اصلا درست نیست. نكته دوم قیمتشكنی با كیفیت است. پرفورمنسی (Performance) كه گذاشته شد به زور نوكیا، اریكسون و هووایی به آن میرسیدند.در آنجا یك آیتم جزئی قیمت بود. امروز اریكسون باید حواسش جمع باشد اگر نتواند در مناطق 5 و 6 ایرانسل كه قرارداد دارد موفق عمل كند هووایی یا هر شركتی ممكن است از گرد راه برسد.
*این تهدید غیر مستقیم است؟
پس خواهش من است كه پارتنرهای ما در اریكسون، نوكیا و زیمنس بیش از آنكه به این دلایل حاشیهای بپردازند به این حقیقت بپردازند كه باید كارشان را انجام دهند.
*شما گفتید مصاحبه ما را با اریكسون نخواندهاید اما خوب جواب دادید! اگر آماده باشید به عنوان آخرین مبحثی كه میخواهیم مطرح كنیم موضوع اپراتور دوم باشد.
بفرمائید شما تا الان كه به هر موضوعی كه خواستید ورود كردید!
*تاكنون شما در كسوتهای مختلف مدیریتی و دانشگاهی كه داشتید پاسخگوی سوالات ما بودید. الان میخواهیم در كسوت رئیس هیئت مدیره شركت خدماتی ایرانسل پاسخ بدهید.
شما اصلا تا كی قرار است با من گفتوگو كنید؟!
*قول میدهیم ایرانسل آخرین موضوع باشد. من قبل از اینكه سوال را مطرح كنم برای اینكه سوالم حاكی از موضع انتقادی یا ایرادگیری نباشد اعتقاد شخصیمان را مطرح میكنم بعد لبه گزنده آن را نمایان میكنیم. اپراتور دوم جزو اتفاقات نادر حوزه مخابرات است و تا كنون فضای رقابتی خوبی به وجود آورده كه به لحاظ قیمت و آیتمهای مختلف در نهایت به نفع مصرفكنندگان خدمات شده است. مهمترین فضای مثبتی كه به وجود آورده این است كه امروز اپراتور مسلط و دولتیمان مجبور است به خاطر اینكه حضورش در بازار كمرنگ نشود هم پاسخگو باشد و هم به انتقادها پاسخ دهد. ایرانسل خدمات جدید ارائه كرد. طرحهای مختلف قیمتی ارائه داده است و بازار تبلیغات رسانهای را متحول كرده و موارد دیگر. اما سوال ما این است كه شما به عنوان مشترك ایرانسل چقدر از خدمات این اپراتور در تهران راضی هستید؟
(لبخند) كاملا راضی هستیم.
*چرا راضی هستید؟
چرا باید ناراضی باشم.
*نگاه كنید من همه مزایا را گفتم تا بتوانم این موضوع را مطرح كنم كه تا كنون كمتر كسی در این مورد به صورت شفاف پاسخگو بوده است كه چرا وضعیت برقراری ارتباط از طریق ایرانسل در تهران این میزان بیكیفیت است؟ تاكید میكنم این موضوع در تهران كاملا مشهود است؟ آیا قبول دارید این همه زحمتی كه ایرانسل برای برندسازی، تبلیغات، ارائه سرویسهای جدید و اجرای طرحهای جدید كشیده است و میكشد با كیفیت موجود شبكه در تهران تاثیر بدی روی مشتركان خود بر جای خواهد گذاشت و عملا فعالیتهای مثبت دیگرش را زیرسوال خواهد برد؟
كاش این سوال را از من نمیپرسیدید. چون مسئول پاسخگویی به این سوال دزفولی -مدیرعامل ایرانسل- هستند اما من سعی میكنم یك مقدار راهبردیتر به این سوال پاسخ دهم تا در حقیقت وظایف مدیرعاملی دزفولی محفوظ بماند چنانكه در قالب یك رئیس هیئت مدیره كه اطلاع دارد پاسخ میدهم نه به عنوان مدیرعامل.
*دقیقا منظور ما هم پاسخگویی در كسوت رئیس هیئت مدیره بود چرا كه دزفولی در این خصوص پاسخگو بوده است.
ما در رابطه با توسعه شبكه دو مشكل داریم كه یكی زمان است. اپراتور اول با 14سال سابقه به تازگی پوشش خودش را به حد قابل قبول رسانده است اگرچه این مزیت به دلیل زمان و سابقه طولانی به وجود آمده است. اعداد پوششی ما هم نشان میدهد، كه هنوز در میانه راه هستیم. اما میدانیم وقتی قرار است با اپراتور اول كه با 14 سال سابقه و امكانات ویژهای كه به دلیل قرار داشتن در درون مخابرات از آن برخوردار است رقابت كنیم كار مشكلی پیش رو داریم اما چارهای نداریم باید مشكل زمان را حل كنیم.
چگونه؟ اگرچه ما توانستهایم مشكل پوشش را بر حسب قانون و قرارداد كنیم اما من به آن هم قانع نیستم. بلكه تمام تلاشمان را معطوف كردهایم در سال دوم با شركای داخلی و خارجی به توافق رسیدهایم كه پوشش را امسال به بالاترین میزان برسانیم. این تصمیم حساسی است. در صورتی كه در قرارداد ایرانسل حسب طرح تجاری و تعهدات قانونیاش این موضوع وجود نداشت. پس از مشتریان خودمان به لحاظ صبوری كه نشان دادند و اقبال به این اپراتور نشان دادند متشكریم و میگویم كه در سال جاری مشكل زمان را برطرف میكنیم.
دوم اینكه مدیریت نرمافزار، سختافزار و آن چیزی كه به عنوان دانش اپراتوری است در اپراتور دوم اتفاق افتاده است. نمره خوبی از توان داخلی و ادغام خوب با توان خارجی است و در این شكی نیست. چنانكه اپراتور اول این مزیت را ندارد. شما میدانید كه سریع اعلام شد كه رومینگ ایرانسل در 200كشور راه افتاد. در صورتی كه اپراتور اول هنوز باید تكتك اپراتورها را رومینگ كند. گفته شد MMS و GPRS راه افتاد. این نشان از ادغام تجربه داخلی و خارجی دارد. شما پرسیدید چرا الان ایرانسل در برخی نقاط یا در تهران یك مقدار با مشكل مواجه است؟
*یك مقدار نیست خیلی این مشكل ارتباطی جدی است؟
عرض میكنم. من مشكلات را میگویم. من از همان ابتدا نگفتم كه ایرانسل در شهرداری اغلب شهرستانها مشكل ندارد اما در تهران این مشكل وجود دارد. در صورتیكه این مشكل هم جدی است. حرفهای قبلی من در مورد كل كشور بود نه برای تهران. اما مشكل دوم: بالاخره وزارت ICT باید بپذیرد اگر زیرساخت در وزارت ICT وجود دارد برای همه كشور است. اگر زیرساخت برای همه كشور است زیرساختی كه ایجاد شده با كیفیت مناسبتر و با اولویت مناسبتر فقط برای یك شبكه یا یك اپراتور نیست بلكه برای چندین اپراتور است كه در آینده افزونتر میشود. ما یادگیری لازم برای عرضه سرویسهای زیرساخت و خدمات رگولاتوری به اپراتورها را نداشتهایم. نه اینكه خدایی نكرده با قصد و غرض زیرساخت مناسب یا خدمات مناسب به اپراتوراول میدهند. نه اصلا اینگونه نیست. بلكه این یادگیری اصلا وجود نداشته و تجربه نشده بوده است. ما نمیتوانیم یك سختافزار بسیار عالی را روی یك تجربه قدیمی سوار كنیم. پس چالش اصلی كیفیت ایرانسل نیست بلكه آن اولویتی كه به ایرانسل در زیرساخت میدهند كیفیت پایینی دارد.
نكته بعدی این است كه ما در كشور حق انتخاب اپراتور (فیكس) تلفنثابت نداریم كه بتوانیم قراردادهای انتقال خودمان را به شیوه رقابتی با آنها منعقد كنیم و از آنها سرویس بگیریم. پس مجبوریم تا اپراتور تلفن ثابت مونو پول شده (یك اپراتور) و همچنین با اپراتور همراه دیگر (یك دانه) قرارداد ببندیم. چنانكه این همكاری در قالب تمنا و در قالب فشار رگولاتوری صورت میگیرد نه اینكه اگر آنها انجام ندادند، بتوانیم نزد اپراتور دیگری برویم و رقابت ایجاد شود. پس دو نكته وجود دارد یكی زمان، دوم یادگیری فعالیتهایی برای ارائه سرویسهای زیرساختی به اپراتورها كه ما از هر دو عامل رنج میكشیم. ما برای این دو عامل تلاش میكنیم تا مشكل را حل كنیم.