گفتگو: میثم قاسمی
منبع: عصر ارتباط
خسرو سلجوقی، زمانی معاون فنی شورای عالی اطلاعرسانی بود. آن هم در زمانیکه این شورا به اندازه یک وزارتخانه اعتبار داشت. او اکنون عضو هیئت علمی بازنشسته معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری است و البته عضو کارگروه علم و فناوری مجمع تشخیص مصلحت نظام.
گفت و گو با سلجوقی ما را به زمانی برد که فناوری اطلاعات در ایران ارج و قرب فراوانی داشت و به اوضاع کنونی دچار نشده بود. در آن روزها که البته خیلی هم دور نیستند، فناوری اطلاعات با آنکه تازه به ایران وارد شده بود، از روزهای کنونی
این روزها بحث ادغام شوراهای عالی در حوزه فناوری اطلاعات دوباره مطرح شده است. میخواهم برگردیم به عقب و ببینیم چه شد در دولت هشتم، چند شورا ایجاد شد؟
یک شورا از اوایل انقلاب بود که شورای عالی انفورماتیک است. نقش این شورا بیشتر یک نقش رگولاتوری و تنظیمکننده مقررات بود و در شرح وظایفش رتبهبندی شرکتها، ثبت نرمافزارها و رتبهبندی آنها و در اصل به نوعی تائیدیه نرمافزارها آمده و به نظر میآید وظیفهای است که در جایگاه خودش درست تعریف شده است. چرا که در سازمان مدیریت و برنامهریزی سابق یا معاونت برنامهریزی ریاست جمهوری فعلی، نقش رتبهبندی شرکتها برعهده همین سازمان است، منهای بحث فناوری اطلاعات به دلیل اینکه این موضوع تخصصی بوده، رتبهبندی را از آنجا گرفتهاند و آوردهاند در اختیار دبیرخانه شورای عالی انفورماتیک گذاشتهاند.
دومین شورا، شورای عالی اطلاعرسانی است. شورای عالی اطلاعرسانی چرا تشکیل شد؟
به این دلیل که یک دفعه با آن رشد سریعالسیر فناوری اطلاعات در دنیا، شورای عالی انقلاب فرهنگی از نگاه ایمن کردن جامعه و نه از نگاه توسعهای به IT، وارد موضوع شد. قرار بر این شد که شورای عالی اطلاع رسانی در زیرمجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شود که جامعه را در مقابل این تهاجم فناوری اطلاعات ایمن کند. همزمان با تشکیل شدن شورای عالی اطلاعرسانی با این رویکرد، احساس نیاز شد که فناوری اطلاعات یک پایه و توانمندساز اقتصاد کشور باشد.
علت اینکه به اینجا رسیدند هم این بود که در زمان دولتهای هفتم و هشتم، شورای پژوهشهای علمی کشور داشتیم که آقای دکتر حبیبی رئیس آن بود. آن شورا 12 کمیسیون تخصصی داشت که یکی هم کمیسیون اطلاعرسانی بود که بنده و آقای جهانگرد و دکتر معتمدی عضو آن بودیم. رئیس آن کمیسیون آقای معتمدی، هنوز وزیر نبود و ریاست سازمان پژوهشهای علمی صنعتی را بر عهده داشت. آقای دکتر غریبی هم که سمت ریاست مرکز اطلاعات و اسناد مدارک علمی ایران را داشت، دبیر شورا بود. در آن کمیسیون 15-10 پروژه تعریف شد که تمامی آنها پروژههای پژوهشی بودند. نتیجه آنها این شده که به این نتیجه رسیدیم که برای توسعه IT در کشور، باید یک اتفاقی بیفتد. روابط شخصی مهندس جهانگرد و آقای خاتمی هم به این قضیه سرعت داد. من یادم نمیرود که فصل بودجهنویسی بود و ما داشتیم بودجه آموزش و پرورش را تهیه میکردیم که آقای جهانگرد آمد با آقای ستاریفر مذاکره کرد که ظاهرا با آقای خاتمی هماهنگی کرده بود که برای توسعه IT یک تبصره نوشته شود. آن شب آقای ستاریفر همه را موظف کردند که یک تبصره بنویسند که آقای جهانگرد، آقای قنبری، بنده، آقای کبیری آن موقع دفتر تلفیق بود، هر کدام یک تبصره نوشتیم و فردا آن تبصرهها روی هم ریخته شد و تبصره 13 معروف از توی آن درآمد که بعد به تکفا معروف شد و یک برنامه هم به نام برنامه توسعه کاربری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران داشتیم.
آنجا دیگر نگاه، نگاه ایمنسازی نبود نگاه توسعهای و توانمندسازی بود و یادم میآید 60 میلیارد تومان اعتبار گذاشته شد که 50 درصدش بیشتر تخصیص داده نشد. سال دوم و سوم هم 100 میلیارد تومان و جمعا در سه سال که برنامه تکفا اجرا شد، نزدیک به 260 میلیارد تومان اعتبار مصوب داشتیم که هزینه شده تقریبا 130 میلیارد تومان بود. یعنی هر ساله تخصیص کمتری هم داده شد. این 130 میلیارد تومان بین پروژه و دستگاههای مختلف تقسیم شد و با یکسری تمهیدات، این 130 میلیارد تومان در بخش خصوصی و دولتی نزدیک 6-5 برابر چرخه مالی ایجاد کرد. ما همیشه ...
در حقیقت یک موتور محرک بود.
دقیقا. اگر ما همیشه بتوانیم یک ریال را 10 ریال کنیم، خوب است. اما متاسفانه ما اکثرا 10 ریال را یک ریال میکنیم. ما در اینجا یک ریال را اگر 10 ریال نکردیم، نزدیک 6 یا 7 ریال انجام شد.
در این حین آقایان یک قانونی برای وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به مجلس بردند. این قانون زمانی نوشته شده بود که شورای عالی اطلاعرسانی هنوز نزج نگرفته بود. همزمان که این قانون به مجلس رفت، کسی هم نیامد جلوی این را به عنوان مخالف بگیرد که آقا شما دوتا شورا دارید و شورای سوم وظیفهاش یک مقدار تداخل خواهد داشت. قانون که مصوب شد، طبیعتا از سوی رئیس جمهور باید اجرا شود.
چرا خودتان آن موقع نگفتید؟
من در جایگاه معاون فنی بودم و آن جایگاه را نداشتم که بتوانم این مباحث را مطرح کنم. میشود گفت کسانیکه میتوانستند حرفی بزنند، تقریبا با سکوت این قضیه را مراعا گذاشتند و رفت.
چرا؟ به نفع یا ضرر چه کسی بود این سکوت؟
چون آن موقع شورای عالی اطلاعرسانی زیرمجموعهای از وزارتخانه بود و معنا نداشت پرسنل خودشان بگویند این موضوع غلط است. انتظار این نیست که زیرمجموعه خودتان برود مخالف صحبت کند.
به نوعی میتوان گفت رودربایستی کردند.
تقریبا به نظر من همین اتفاق افتاد.
که باعث شد ما در مشکل امروز بیفتیم.
دقیقا. بعد که مصوب شد، جالب اینکه رئیس جمهور این شورا را راهاندازی نکرد. یعنی یک بخشی از قانون را مسکوت گذاشت که از یک نظر میتوان گفت خلاف قانون است؛ ولی در هر حال آقای خاتمی به این نتیجه رسیده بود که این شورا مسکوت بماند و اصلا راهاندازی نشود.
چه مدت مسکوت ماند؟
تقریبا تا پایان دوران خدمت آقای خاتمی.
چرا همان زمان اصلاحیه نفرستادند؟
عرض کردم؛ به دلیل اینکه ما زیرمجموعه خود وزارتخانه بودیم، این اتفاق نیفتاد و به نحوی آقای معتمدی که آن موقع وزیر بود، در مقابل آقای خاتمی کرنش کرد که آن هم سکوت را پذیرفت تا دعوایی بین آقای معتمدی و آقای جهانگرد اتفاق نیفتد.
همان موقع من یادم است که میگفتند آقای جهانگرد وزیر است. چون ابتدا هم آقای خاتمی، آقای جهانگرد را به مجلس معرفی کرد که رای نیاورد و بعد آقای معتمدی را معرفی کرد و بعد که رفت در شورای عالی اطلاعرسانی به نوعی در افواح مطرح بود که آقای جهانگرد حداقل در زمینه IT وزیر است.
دقیقا آنجا یک نوع تقسیم وظایف شد. به صورت غیر رسمی و نه رسمی که شما جایی دست نوشتهای پیدا کنید. قسمت فناوری اطلاعات کاملا در اختیار آقای جهانگرد قرار گرفت و قسمت مخابرات در اختیار آقای معتمدی و ما در درون خودمان هم باز یک تقسیم کار کرده بودیم و آن بحث تنظیم مقررات IT را به آقای دکتر سپهری سپرده بودیم که دبیر شورای عالی انفورماتیک بود و حتی ما از بودجه خودمان برای آنها منابع گذاشتیم. بعد از دولت هشتم که شورای عالی فناوری اطلاعات تشکیل شد، عملا این بحثها جایگاه خود را بیشتر پیدا کرد. به اضافه اینکه دبیر شورای عالی اطلاعرسانی، نزد رئیس جمهور آن جایگاه را پیدا نکرد. چون بالاخره در ایران روابط حرف اول را میزند و کسی هم که بهعنوان دبیر شواری عالی فناوری اطلاعات گذاشتند، به نظر من توان این کار را نداشت. یعنی من اشکالی به خود فرد دارم و بعد، گیریم خود فرد مشکل ندشت. جایگاهی که در آن قرار گرفته بود، نمیتوانست آن نقش را بازی کند. این جایگاه را از چند زاویه میتوان دید یکی اینکه ایشان با واسطه با رئیس جمهور در تماس است؛ یعنی وزیر، بعد رئیس جمهور هیچ موقع این جایگاه نمیتواند آن توسعه را داشته باشد. نکته دیگر اینکه در خود وزارتخانه ICT هم اگر فکر کنید هزارنفر پرسنل دارد، 50-40 نفر برای IT است. پس این نشان میدهد کفه سنگین ساختار، نیروی انسانی، وظایف و ... به سمت مخابرات است.
این طرف هم که شورای عالی اطلاعرسانی به بازی گرفته نشد و آن اتفاقی افتاد که نباید میافتاد که به نظر من در چهار سال گذشته فناوری اطلاعات کشور عملا تعطیل بوده است.
ولی رئیس شورا آقای رئیس جمهور است؛ از آنجا که ایشان ...
یادتان باشد شوراها خودشان کاری انجام نمیدهند. اصلا در طول تاریخ تشکیل شورای عالی اطلاعرسانی فقط 8 جلسه تشکیل داد.
در این دولت که حتی یک جلسه هم تشکیل نشد.
مهم این نیست. میخواهم بگویم که خود شورا فیالنفسه کاری نمیکند. دبیرخانه شورا است که کار میکند. الان مدلهایی که در شورای عالی اطلاعرسانی اجرا کردیم را اگر نام ببرم، میبینید که اگر نخواهم بگویم در دنیا منحصر به فرد است، در کشورمان برای اولین بار اتفاق میافتاد و تجربهای هم نبود که من اولین بار انجام داده باشم. چهار بار خرابکاری کرده بودم و دفعه پنجممان بود که آنجا داشتیم انجام میدادیم. مثلا یکی از پروژههایی که آنجا حمایت کردیم، تحقیق و توسعه بود. الان کجا در مورد تحقیق و توسعه IT کار میکند؟ ما گفتیم هرکسی پروژه تحقیق و توسعه دارد، 50 درصد هزینه آن را تا سقف 38 میلیون تومان بلاعوض میدهیم. پروژه آمد که 200 میلیون تومان ارزش داشت، ما 38 میلیون تومان داده بودیم این رفته بود کار کرده بود. مسلما کسی که 200 میلیون تومان هزینه کرده، حداقل باید همان 200 میلیون را دربیاورد.
مراکز رشد پارکهای علم و فناوری اصلا اساسنامهاش با IT نوشته و راهاندازی شد. پایاننامههای فوق لیسانس و دکترا را بین 3 تا 9 میلیون تومان پشتیبانی کردیم. این عدد و رقمها کوچک است، اما حرکت ایجاد کرد.
سیستم مشارکت منابع را من چهار بار قبل از این در کشور تست کرده بودم و این دفعه پنجم بود. ما قسمت عرضه و تقاضا را کاملا تحریک کردیم. تقاضا را در دولت تحریک کردیم و عرضه را در بخش خصوصی.
قانون تشکیل وزارت ارتباطات را چه کسی نوشت؟
برداشت من این است که یکی از نویسندگانش خود آقای جهانگرد بوده است؛ ولی زمانی نوشت که شورای عالی اطلاعرسانی راه نیفتاده بود چون میدانید که قوانینی که نوشته میشوند تا مراحل تصویب را طی میکنند، نزدیک سه- چهار سال طول میکشد.
میتوان گفت که ایراد از خود شما و آقای جهانگرد بود که داشتید آن شورا را میگردانید. میتوانستید آن زمان جلوی همه این تداخلها را بگیرد.
من که جایگاهم جایگاه نقد و بررسی این حرفها نبود. آقای جهانگرد هم به خاطر اینکه خودش زیرمجموعه وزارتخانه بود، حرفی نزد. حتی من یکی دو بار نقد انجام دادم که متاسفانه آقای معتمدی کتبا نوشته بود که ایشان مصاحبه نکند.
ممنوع المصاحبه شدید.
بله. من این را مکتوب دارم که ایشان تذکر داده بودند. بالاخره در سلسه مراتب سازمانی، ایشان وزیر بود و آقای جهانگرد در حد معاون وزیر و بنده هم به عنوان نفر سوم. با این حال من سعی کردم خیلی از موارد را در لفافه یا شفافیت مطرح کنم. در همان موقع هم مصاحبههایم هست که موارد را مطرح کردم؛ ولی در هر حال من کتبا ممنوع المصاحبه شده بودم.
در چهار سال گذشته IT حرکتی نداشته و به نظر میرسد همه متفق القول هستند که تعدد شورا باعث این مشکل شده و یا حداقل یکی از دلایل بوده.
یکی از دلایل بوده. بیانصافی نکنیم و نگوییم فقط تعدد شوراها باعث شده، یکی از عوامل بوده و عوامل دیگری هم دارد.
حالا بحث ما درباره شوراها است. الان چه باید کرد؟
من نامهای نوشتم برای رئیس جمهور که در رسانهها منتشر شد. نگاه من این است که برای اینکه IT کشور توسعه پیدا کند، رئیس جمهور باید زحمت چند کار را بکشد. یکی این است که فعلا چه بخواهیم و چه نخواهیم، شوراها هستند و اصلاح و ادغام آنها کاری نیست که با یک هفته و دو هفته بتوان به جایی رسید. چون تصویب قانون چه طرح باشد و چه لایحه، یک زمانی را میبرد. ما این زمان را نمیتوانیم از دست بدهیم. ولی یک دوره گذار را باید تعریف کنیم. دوره گذار را میتوان اینطور تعریف کرد که رئیس جمهور، یک نفر را به عنوان دبیر هر سه شورا تعیین کند. چون پست سازمانی هم نیست که منع قانونی داشته باشد. اعضای شوراها هم تقریبا تکراری هستند و بنابراین اعضا را هم ثابت بگذارید. فعلا این دوره گذار را رد میکنیم و در این فاصله شروع میکنیم به تهیه و تدوین همان طرح یا لایحه ادغام. یک مرحله این است که اختلافات را از بین میبرد. اما معنیاش این نیست که این موتور میتواند شروع به حرکت کند.
نصب یک آدم توانمند، مسئله بعدی است. کسی که مورد وثوق نخبگان جامعه در این بخش باشد. مسئله سوم این است که جایگاه سازمانی این فرد کجا باشد. به نظر من جایگاه این فرد در کوتاه مدت در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات جواب نمیدهد یا اگر قرار شد آنجا باشد، این فرد باید مستقیما با رئیس جمهور در تماس باشد. با واسطه جواب نخواهد داد. طبیعتا اگر قرار شد این در جایگاه وزارت باشد، وقتیکه وزیر برای این موضوع میگذارد هم از نظر زمانی و هم از نظر نیروی انسانی و تشکیلات، باید وزنه را سنگینتر کرد. اما معنیاش این نیست ما برویم 950 نفر را برای IT بیاوریم و 50 نفر را برای مخابرات. منظور اهمیت دادن به مسئله است و اتخاذ روشهایی که بخش خصوصی اینجا جان بگیرد. ما با بزرگ کردن بخش دولتی به نتیجه نمیرسیم.
حتی اگر قرار شد وزیر مسئول این کار باشد، وزیر باید وقت پراهمیتتری را برای این قضیه بگذارد و نگاهش یک نگاه وزارتی نباشد. آن نگاه جواب نمیدهد.
دو نکته وجود دارد؛ یکی این است که در چهار سال گذشته آقای احمدینژاد اعتقادی به کار شورایی نداشته و دیگری اینکه ...
البته خود من هم به کار شورایی اعتقادی ندارم.
نکته دوم هم این است که در بخشهای مختلف حاکمیت دیدگاههای خیلی محدودکنندهای نسبت به IT وجود دارد. میخواهم بگویم شاید این ادغامها انجام شد، اما با توجه به وجود این دو مشکل، چقدر احتمال دارد بتوان کار را پیش برد؟
اولا من خودم هم نگاه موافقی به شوراها ندارم. اصولا این شوراها را به چند دلیل تشکیل میدهند که یک دلیل این است که موضوع را تخصصی میبینند و به خاطر اینکه در مجلس نمیشود یکسری سیاستگذاریها و مصوبات را در جمع عمومی انجام داد، این وظایف را به یک شورای تخصصی منتقل میکنند.
شما اگر دقت کنید، مجلس که خودش قانون نمینویسد. خوراک قانون را یا چند نماینده در مرکز پژوهشهای مجلس کار کارشناسی میکنند یا به صورت لایحه، دولت کار کارشناسی میکند. پس کار کارشناسی جای دیگری اتفاق میافتد. در شورا هم همین است. در هیچ شورایی رئیس جمهور و چند وزیر که قانون نمینویسند. اینها در جای دیگری قبلا مطالعه میشود و این مطالعه، آنجا شکل قانون میگیرد.
من هم نگاه آقای احمدینژاد را تائید میکنم. من از سال 1367 که در سازمان امور اداری و استخدامی کشور بودم، اعتقادم بر این بود که بخش عمدهای از این شوراها باید ادغام و منحل شوند. اما ادغام به معنی اینکه روی هم بریزیم نه. ادغام به معنی اینکه وظایف، قوانین و رفتارها اصلاح شود.
اما درباره رویکرد دومی که فرمودید درباره IT حاکم است، بله درست میگویید. یک وقتهایی آدمهایی مثل آقای ریاضی رویکرد به IT را در اذهان مسئولان کشور به هم میریزند. نگاهی که اگر پهنای باند زیاد شود، فساد دانشگاهها را میگیرد. فساد در خانهها میرود. این رویکرد خودش، خودش را مثل خوره نابود میکند. این رویکرد را چهکسانی به رئیس جمهور یا دیگر مقامات منتقل میکنند؟ وقتی شما با نگاه امنیتی و تهاجم فرهنگی به توسعه IT میروید، از آن چیزی در نخواهد آمد. این به این دلیل است که من توانم بیش از این نیست.
در اتحادیه اروپا به این نتیجه رسیدند که بروند برای خروج از بحران اقتصاد جهانی مطالعه کنند. روی 13-12 موضوع کار کردهاند. باز به این نتیجه رسیدهاند که بهترین موقعیت برای عبور از این بحران، ICT است. آن هم در اروپا با آن پهنای باند و آن وضعیت فناوری. این گزارش مربوط به همین یک ماه پیش است.
آن دانش را ما چقدر به اینجا منتقل میکنیم. هیچی. من ضمن احترامی که به آقای ریاضی میگذارم، این ضعفها را در ایشان میبینم. ایشان به مسائل با نگاه امنیتی و تهاجم فرهنگی مینگرد. با این نگاه شما نه میتوانید مدیریت و نه میتوانید هدایت و سیاستگذاری کنید. همه چیز قفل میشود.
عوض کردن این نگاه در میان مدیران، با کسی است که کار کارشناسی میکند. من از آقای احمدینژاد انتظار ندارم که بیاید فرصت بگذارد و کار کارشناسی کند که کجای دنیا روی ICT چه کار میکنند. آقای خاتمی هم این کار را نمیکرد. ولی آقای جهانگرد یا امثال بنده یا دوستان دیگر گزارش کارشناسی تهیه میکردیم که وضعیت پیشرفت دنیا اینجوری است و ضمنا ما هم برای اینکه از قافله عقب نمانیم، باید این کار را انجام دهیم. طبیعتا اگر بخواهیم آن رویکرد را نگه داریم، با ادغام شوراها و دبیر نخبهای هم که پیدا کنیم، باز اتفاق خاصی را نباید انتظار داشته باشیم.
حالا اگر قرار باشد این شوراها با هم ادغام شوند، کدام شورا باید در آن یکی ادغام شود؟
اگر بخواهیم از جایگاه قانونی ببینیم، مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، ارحجتر از مصوبات مجلس است. پس مصوبه شورای عالی اطلاعرسانی، به شورای عالی فناوری اطلاعات ارجحیت دارد. نگاهی هم که به شورای عالی اطلاعرسانی است، بیشتر نگاه فرهنگی و ایمنسازی است. دوم اینکه وظایفی که در شورای عالی فناوری اطلاعات بعد از آن تقسیم وظایف دیده شده، بیشتر نگاه نرمافزاری است که آن هم در شورای عالی اطلاعرسانی قبلا انجام میشده و میشود بعد از این هم باید انجام بدهد. نگاه من این است که شورای عالی اطلاعرسانی ارجحتر از شورای عالی فناوری اطلاعات است.
درباره شورای عالی انفورماتیک هم نگاه من این است تا زمانیکه سازمان نظام صنفی رایانهای ایجاد نشده بود، آن شورا جایگاه داشت؛ ولی از زمانیکه این سازمان راهاندازی شد، میتواند مثل سازمان نظام مهندسی، کار رگولاتوری و تنظیم مقررات و قیمتگذاری را انجام بدهد و شرکتها را رتبهبندی کند.
یعنی شورایی با این همه سابقه را منحل کنیم؟
بله. کلا این سابقه به آنجا منتقل میشود. وقتی آقای سپهری در شورای عالی انفورماتیک بودند، این کار را شروع کرده بودند. از جمله توافقنامهای داشتند که این وظایف را به سازمان نظام صنفی رایانهای منتقل کرده بودند که متاسفانه با آمدن آقای ریاضی و جانشین آقای سپهری، این توافقها را همه کان لم یکن کردند و دوباره برگشتیم به نقطه صفر و روز از نو روزی از نو. ولی من برداشتم این است که جایگاه قانونی شورای عالی انفورماتیک میتواند به سازمان نظام صنفی واگذار شود.
در کل، شورای عالی اطلاعرسانی میتواند فعالیتش را ادامه دهد؛ البته ما آن موقع هم، مشکلمان این بود که زیرمجموعه وزارتخانه کار میکردیم. اگر قرار باشد در همان جایگاه بماند، دبیر شورا باید با رئیس جمهور ارتباط نزدیکی داشته باشد.
به هر صورت من معتقدم اولویت با شورای عالی اطلاعرسانی است. ولی نه در این جایگاهی که هست. من زمانیکه خودم در شورای عالی اطلاعرسانی بودم پیشنهادم این بود که شورای عالی اطلاعرسانی منحل شود. شورای عالی انفورماتیک و مرکز آمار ایران هم منحل شوند و بخشی از معاون سازمان برنامه هم منفک شود و ما در حوزه رئیس جمهور، مثل سازمان محیط زیست، یک سازمان مدیریت فناوری اطلاعات ایران داشته باشیم که آمار هم بخشی از این میشود. وقتی هم که سازمان شد، دیگر شورا معنی ندارد. مگر اینکه ما شورا را بخواهیم برای آن بحث قانونگذاری تخصصی.
الان یک شرکت فناوری اطلاعات هم داریم که تا حدودی آن کارهای تکفا 1 را انجام میدهد. مثل اتصال مدارس و کتابخانه ملی ...
من شخصا اعتقادم این است که این شرکت فناوری اطاعات درست ضد سیاستهای اصل 44 قانون اساسی است.
چطور؟
برای اینکه ما سیاستهای اصل 44 قانون اساسی را نوشتهایم که بخش عمدهای از کارها را غیر دولتی کنیم. اینجا ما دوباره آمدهایم شرکتی درست کردهایم به نام فناوری اطلاعات که در بخش خصوصی را ببندیم.
اما همان کاری را انجام میدهد که شورای عالی اطلاعرسانی انجام میداد.
نه. ما در شورا اصلا پروژهای را اجرا نمیکردیم، توزیع منابع میکردیم. مدیریت منابع و سیاستگذاری میکردیم. به نحوی منابع دولتی را مدیریت و منابع خصوصی را هم هدایت میکردیم.
حال با توجه به وجود این شرکت اگر بخواهیم یک اساسنامه برای شورای جدید بنویسم...
اول باید این شرکت را منحل کنیم. من نمیفهمم شرکت فناوری اطلاعات یعنی چه.
عملکرد شورای عالی اطلاعرسانی را در چهار سال گذشته چگونه میبینید؟
به نظرم میآید که این شورا هم به همان دلایلی که برای شورای عالی فناوری اطلاعات مطرح شد، همان مشکلات را داشت. با این تفاوت که لااقل آقای شهریاری ظرفیتش را داشت. اما عملا اگر برنامهای هم داشتند که من نمیدانم داشتند یا نه؛ اینجا هم چیزی ندیدم.