گفتگو: میثم قاسمی - آرش برهمند
منبع: عصرارتباط
فکر میکنم در تمامی این ماههایی که در انتظار یک فرصت مناسب برای گفت و گو با پرویز رحمتی رئیس جدید، آرام و متین سازمان نظام صنفی بودیم، در کنار فهرست بلند بالای تفاوتهای رحمتی با رئیس آتشینمزاج، خبرساز و سرشناس پیشین یک تفاوت اساسی را درک نکرده بودم. تفاوتی که بر اساس آن امیر حسین سعیدی نائینی مدیری است که شما تازه وقتی ضبطتان را خاموش میکنید هوش واقعیاش را به نمایش میگذارد ( در حالیکه در حین مصاحبه موارد چندانی دست شما را نگرفته است!) ولی رحمتی مدیری است که زیرکیاش را برای ثبت در رسانه نگه میدارد ولی پس از خاموش کردن آن به سختی خبری نصیبتان میشود. نتیجه آنکه برای اولین بار شما شاهد یک گفت وگوی دو قسمتی با رئیس سازمان نظام صنفی رایانهای کل کشور هستید.
یک سال گذشته هرچند برای سازمان نظام صنفی پر از فراز و فرود بوده ولی برای پرویز رحمتی و شمایل صنفیاش سرشار از موفقیت بوده است. ابتدا او ناگهان از یک مدیر پشت پرده سازمان تبدیل به نامزد مورد حمایت هیئت رئیسه قبلی شد، در انتخابات استان تهران و تقریبا بلافاصله انتخابات مجمع کشوری پیروز شد و سپس شش ماه تمام برای رسیدن حکمش صبر کرد و در نهایت یک ماه و اندی پیش آن را تحویل گرفت. اکنون او در تلاش است که در صندلیای که به ارث برده سبک جدیدی از مدیریت را در این نهاد صنفی پر دامنه پایهگذاری کند. برای آنکه بفهمید او تا چه حد در این هدف موفق بوده با ما همراه باشید.
شما با تمام صحبتیهایی که مکررا درباره تعامل همافزا یا راهبرد خودتان به عنوان یک نهاد حد واسط بین دولت و خصوصی داشتهاید چطور میخواهید با دولت دهم با تمام مختصات سیاسی و اجتماعیاش روبه رو شوید؟
فکر میکنم سازمان در این چند ماه گذشته تمام آن الزامات و پیشنیازهایی که برای ورود به این مرحله لازم است را حتی المقدور انجام داده است. یعنی ما سعی کردیم در ارتباط با دستگاههایی که به نوعی دستگاههای موثر در حوزه فناوری اطلاعت محسوب میشوند، ارتباطات خود را بازنگری کنیم. در مواردی اطلاعات را ترمیم کنیم و مراتب حسننیت سازمان را در جهت حرکت به سمت رسیدن به اهداف مشترک، در حوزه IT تا حدود زیادی به اثبات رساندیم. الان در این مرحله حرفی که سازمان دارد، کاملا مشخص است.
این چه حرفی است؟
اعتقادمان این است که شرایط و وضعیت در ارتباط با IT، بین آنچه که هست و آنچه که باید باشد، شکاف بسیار عمیقی وجود دارد و این شکاف با هدفگذاریهایی صورت گرفته که قرار است براساس سیاستهای ابلاغی در پایان برنامه پنجم ما در جایگاه دوم منطقه در حوزه فاوا قرار بگیریم، فاصله بسیار معنیداری دارد. ما در فاصله سالهای 2001 تا 2008 حدود 20 پله در آمادگی الکترونیکی ...
افت کردهایم.
سقوط آزاد داشتهایم، نه افت!
همان جدول EIU آمادگی الکترونیکی منظورتان است؟
انواع و اقسام جداول مختلفی که در ارتباط با این قضیه وجود دارد. در حالیکه برای اینکه بتوانیم جایگاه دوم را داشته باشیم، حداقل باید 35 پله صعود کنیم و این در شرایطی است که کشورهای دیگر بیکار نمینشینند و مسیر رشد خود را پیگیری میکنند. بنابراین ما شکاف خیلی عمیقی داریم که تصور میکنیم برای غلبه و عبور از موانع و مشکلات، یک تغییر بنیادی در طرز تلقی و نگرش در مسئولان تصمیمگیر در حوزه IT کشور نیاز داریم.
حالا سازمان قرار است این وسط در مورد این شکاف چه کار کند؟
سازمان قرار است در وهله اول و این مقطع زمانی، برای اینکه امکان عبور از این شکاف عمیق به وجود بیاید، مطالبات کوتاه مدتی که دارد را به طور مشخص اعلام کند و در مرحله دوم مطالباتی که در طول برنامه پنج ساله انتظار دارد را بیان کند. سازمان وظیفهاش این است که دقیقا خواستههای کوتاه مدت را مشخص کند. خواستههای بلندمدت هم به خاطر اینکه تکلیف را تا پایان دولت دهم مشخص خواهد کرد، ترسیم کند و تلاش کند در جایگاه رگولاتور و تنظیم کننده مناسبات بخش خصوصی و دولتی در راستای تحقق آن اهداف حرکت کند.
سازمان نه به لحاظ قانونی بلکه به لحاظ وجاهت عمومی و میزان نفوذ، توان انجام این کار را دارد؟ با وزنی که در ساختار سیاسی- اقتصادی فعلی دارد.
در گذشتههای دور که انجمن انفورماتیک وجود داشت، باید رئیس انجمن ساعتها پشت در اتاق یکی از مسئولان مینشست تا اجازه یک نشست در جلسه وجود داشته باشد. الان بعد از نزدیک حدود 16-15 سال که از این مسائل میگذرد، شرایط به طور جدی تغییر پیدا کرده و ظرفیتهای قانونی که در ارتباط با سیاستهای اجرایی و قانون اصل 44 مطرح شده، فضایی را ایجاد کرده که سازمانهای مردمنهاد مانند سازمان نظام صنفی رایانهای از حداقلهای لازم به لحاظ ظرفیتی برخوردار هستند تاثیرگذار باشند. منتها اینکه شما مطرح میکنید که نقش قطعی، طبیعتا به هیچ عنوان نه این سازمان و نه هیچ سازمان دیگری نمیتواند ادعا کند که نقش قطعی خواهیم داشت؛ ولی من اعتقاد دارم که حتما نقش تاثیرگذار خواهیم داشت.
تا الان داشته است؟
تا الان هم تلاش کرده که نقش تاثیرگذار داشته باشد. ولی به شهادت خروجیهایی که وجود داشته و مقابلههایی که با سازمان شده، متاسفانه هنوز نتوانستهایم در راستای تحقق اهداف صنفی، نقش مورد انتظار را ایفا کنیم.
زمان آقای سپهریراد در شورای عالی انفورماتیک، قرار بود بخشی از وظایف این شورا مانند رتبهبندی شرکتها به سازمان منتقل شود با آمدن دولت نهم این موضوع عملا لغو شد. الان شما دنبال چنین چیزی هستید؟
موردی را که اشاره میفرمائید در واقع با تغییر دبیر شورای عالی انفورماتیک، چرخش پیدا کرد. من تصور میکنم اینها جزو الزامات و جزو مواردی است که به طور طبیعی سازمان در آن جهت حرکت میکند ولی موضوع خیلی برجستهای نیست. همه جای دنیا معمولا سازمانهای مردمنهاد درگیر چنین مسائلی هستند منتها ما چون اقتصادمان اقتصاد دولتی است و گرفتاریهای مربوط به این قضیه را هم میدانید، ناخودآگاه رتبهبندیها هم به آن سمت هدایت شده است. الان با بخشنامه جدیدی که معاونت راهبردی ریاست جمهوری داده است، این رتبهبندی دقیقا متوجه شرکتهای بخش خصوصی است و انتظار این است که در آینده این رتبهبندی به این سمت هدایت شود اما نفس مسئله، حاشیهای و فرعی است. ما مسائل خیلی مهمتری داریم.
شما در صبحتهایتان به بازنگری در روابط با دولت اشاره کردید و حتی در مواردی ترمیم. آیا معنیاش این است که به عقیده شما در زمان مدیریت گذشته سازمان نظام صنفی روابط دولتی در آن حدی که باید باشد، نبوده است؟
سازمان همیشه تلاش داشته که روابط مثبت و موثری را با دستگاههای دولتی و زیرمجموعه آن داشته باشد. مسئلهای که ما با آن مواجه هستیم، این است که دستگاهها و سازمانهای دولتی اساسا جایگاه خود را همیشه هم سیاستگذار و هدایتگر و هم مجری تلقی میکردهاند و تا الان هم علیرغم مصوبههای قانونی عدیدهای که وجود دارد، در عمل در بسیاری از زمینهها دست از تصدیگری برنداشتهاند بنابراین بحث این نبوده که سازمان نمیخواسته یا اراده نداشته که در رابطه با این موضوع، به این شکل حرکت کند که تعامل وجود داشته باشد. بحث این است که هر جای دیگر دنیا هم با چنین سابقه و زمینهای به قضیه نگاه کنید، غلبه بر عادات گذشته کار خیلی سخت و مشکلی است و من تصور میکنم که طرفین در حال ...
خب پس چرا شما بازنگری میکنید؟ آنها باید بازنگری کنند!
نه. بازنگری که ما میکنیم، زمینههایش چیست؟ یعنی چرا ما باید بازنگری کنیم؟ اساسا ربطی به این جریان ندارد. مسئله بازنگری به این شکل است که شما چه در سطح بنگاه اقتصادی چه در سطح بخش و چه در سطح ملی هر از چند گاهی باید یک بازنگری کنید. وقتیکه دوره جدید شروع میشود شما موظف هستید که برگشتی به گذشته داشته باشید و عملکردتان را بازنگری کنید. این مستقل از این است که ما چقدر در تعامل یا عدم تعامل نقش داشتهایم و دیگران چقدر نقش داشتهاند.
بعد منظورتان از ترمیم چه بود؟
ترمیم به این مفهوم که ما در ارتباط با این قضایا آمدهایم با وزارت صنایع در سطح وزیر و قائم مقام وزیر و مدیرکل مربوطه، جلسات متعددی را برگزار کردهایم و پروتکل همکاری خود را مشخص کردهایم و بعد برنامه مورد انتظار را به آنها اعلام کردهایم. شاید در دوره گذشته ما برنامه مشخصی را به وزارت صنایع اعلام نکرده بودیم یا به عنوان مثال در اواخر دوره گذشته به این نقطه رسیدیم که با وزارت بازرگانی تعاملی را برقرار کردیم ولی در دوره جدید این تعامل منجر به ارائه طرح ساماندهی بازار IT شد. یا فرض بفرمائید که در ارتباط با وزارت ICT در دوره جدید منجر به همکاری سازمان در تدوین پیشنویس مربوط به برنامه پنجساله IT شد و مواردی از این قبیل. اینها نوعا میشوند ترمیم یک سری مناسبات و روابط.
حالا در رابطه با اینکه این ترمیم در فاصله این 8ماهی که شما انتخاب شدهاید ...
در ارتباط با مسئله سازمان نظام صنفی رایانهای کشور، چیزی حدود یک ماه و خردهای. از پنجممرداد ماه. ولی در ارتباط با تهران بله حدود 9، 10 ماه است.
ولی شما از جایگاه کشوری هم در این مدت صحبت کردهاید. در جلسات مختلف شما نماینده سازمان هم بودهاید پس در واقع نماینده کشوری هم بودهاید. چون صدور حکم شما خیلی طول کشید.
هم آره و هم نه. آره به دلیل اینکه واقعا همینطور که میفرمائید، در جلسات مختلف من حضور پیدا میکردم و نه به این خاطر که تمام مکاتباتی که صورت میگرفت، طرف مکاتبه من نبودم. بنابراین یک حالت خاکستری از نظر ظرفیتهای اجرایی وجود داشت.
شما سه وزارتخانه را مثال زدید که من مهمترین موضوعات محل مناقشه با اینها را میگویم. در ارتباط با وزارت صنایع، مسئله استاندارد است که خیلی جدی پیگیری شد و همین امروز آقای پورهاشم به ما گفتند که آن قلم کالاها حذف نشده و هیچوقت هم حذف نمیشود چون مخالف نظر هیئت وزیران است. میشود توضیح دهید که این ترمیم روابط با وزارت صنایع تاکنون واقعا به چه نتیجه ملموسی رسیده است؟
در ارتبط با مسئله استاندارد یک اختلاف نظر و دیدگاهی وجود دارد که هم بین صنف است با مدیر استاندارد تهران- آقای پورهاشم- و هم بین خود اداره کل برق و الکترونیک و فناوری اطلاعات وزارت صنایع با موسسه استاندارد و ایشان. آخرین اتفاقی که افتاده 5 قلم کالا را که درخواست شده بود مشمول استاندارد اجباری نباشند، از جانب اداره کل برق و الکترونیک و فناوری اطلاعات وزارت صنایع با 4 قلم موافقت شده و به موسسه استاندارد هم اعلام شد. نمایندگان موسسه استاندارد در تشکیلات مرکزی هم دیدگاهشان مثبت بود ولی اداره استاندارد استان تهران ظاهرا دیدگاه دیگری دارد.
این به معنی ملغی شدن است؟
به نظر من هنوز به معنی ملغی شدن نیست. یک بحث و جدل و پیگیری داخلی است که باید خود وزارت صنایع در جایگاه ستادی مسئلهاش را با استان تهران در جایگاه اجرایی حل و فصل کند.
در وزرات بازرگانی این طرح ساماندهی بازار IT در چه مرحلهای است؟ اجرا میشود؟
این طرح یک محدوده زمانی دارد که طبق برنامه اجرایی ارائه شده، پیشنویس طرح ارائه شده و تائید معاونت بازرگانی داخلی را با خودش به همراه داشته و در ادامه یکسری فعالیتهای اجرایی متوجه آن است که اینها در حال انجام است و فرض بر این است که در مقاطع حدودا دو ماه یکبار، جلساتی برای رسیدگی به وضعیت پیشرفت کار ساماندهی بازار IT برگزار خواهد شد.
پس آن هم مانند استاندارد، در یک مرحله اداری قرار دارد.
بله، این یک کار اجرایی است که حدود 10 فعالیت مشخص باید انجام شود و طبیعتا تا رسیدن به جائیکه شما بتوانید خروجیاش را ببینید، زمان خود را طلب میکند. یعنی ممکن است در 3-2 ماه آینده شما اولین خروجیها را در ارتباط با برخی از استانها مشاهده کنید و بعد به تدریج تا پایان سال جاری.
در ارتباط با وزارت ICT یکی از اتفاقاتی که در همین چند ماه اخیر افتاد و خیلی از شرکتها هم متضرر شدند، قضیه شرکتهای حوزه VoIP بود که در نهایت باز هم به نظر میرسد کار خیلی به نتیجه نرسید.
اقداماتی که سازمان تا به حال انجام داده، هنوز نتیجهاش قطعی و مشخص نیست ولی کاری که ما دنبال کردیم و داریم دنبال میکنیم این است که برای مسئولان طراز اول و تصمیمگیر این موضوع را مطرح کردیم که دولتیها همیشه دو هدف اصلی دارند؛ یکی توسعه و یکی امنیت که باید در خدمت توسعه باشد. اعتقاد سازمان این است که متاسفانه تناسب و برازش بین اهداف توسعهای و اهداف امنیتی به نفع اهداف امنیتی به هم خورده و مجموعههایی مثل ارتباطات زیرساخت هم از این شرایط استفادههای نامطلوب کردهاند و در واقع به جای اینکه به مسئله زیرساخت بپردازند، وارد حریم سرویسدهی و ارائه خدمات و نوعی سازماندهی شبهانحصاری در رابطه با این قضیه شدند. ما اطلاعرسانی و آگاهیدهی انجام دادیم که شما اگر این کار را انجام بدهید، ممکن است در ظاهر و کوتاه مدت به نتایجی برسید؛ اما در بلندمدت تیشه به ریشه بخش خصوصی در این زمینه زدهاید و شما هم نمیتوانید سطح سوم سرویسدهی را در ارتباط با مکالمات تلفنی، انحصاری کنید. اینکه به نتیجه قطعی رسیده باشیم، متاسفانه هنوز نرسیدهایم و یکی از چالشهای ما است و جزو انتظارات کوتاه مدت ما از وزیر جدید ارتباطات و فناوری اطلاعات است که ظرف دو سه ماه آینده این مسئله را حل و فصل کنند.
یک مسئله دیگر، نمایشگاه الکامپ است که الان ثبتنام هم شروع شده و باز هم سازمان در آن نقشی ندارد. سال قبل یکسری مذاکرات انجام دادید. به کجا رسید؟
شرکت نمایشگاهها خودشان مطرح کردند که در کل، نمایشگاههایی که در سنوات گذشته و بعد از دور دهم برگزار شده، آن چیزی که ما دلمان میخواسته است، نبوده. یعنی سطح مشارکت، کیفیت برگزاری و ... مطلوب نبوده و در نتیجه ابراز تمایل کردند که اگر سازمان نظام صنفی علاقهمند است به عنوان برگزارکننده حضور داشته باشد، اعلام کند. ما هم اعلام کردیم که علاقهمند هستیم. 3-2 جلسه رفتیم آنجا و جزئیات هم مطرح شد، اما رسید به مسئله خصوصیسازی و جابه جایی و مجموعه مسائل و قضایایی که پیش آمد. بعد از آن هم پیگیریهای مکرر سازمان، نتیجه خاصی نداشت و نهایتا اعلام کردند که ما این را میبریم در جلسه هیئت رئیسه و نتیجه را اعلام خواهیم کرد. از زمانیکه بردند در هیئت رئیسه با تغییرات مدیریتی، تا الان بیش از دو ماه میگذرد و متاسفانه آخرین باری که پیگیری داشتیم، پاسخی که دریافت کردیم، این بود که ما تصمیمم گرفتیم خودمان برگزار کنیم.
پس ما الان درباره چهار پروژه مشخص استاندارد، VoIP، ساماندهی بازار IT و نمایشگاه که جزو مقولههای مهم صنف به خصوص در بخش خرد هستند، صحبت کردیم که هیچ کدام به نتیجه ملموس نرسیدهاند. به هر حال تمام آن شرکتهایی که آمدهاند و رای دادهاند در سازمان، همه منتظر یک نتیجه ملموس هستند. برای این گروه آدمها چه پاسخی دارید که نتیجه اتفاقات و تغییر مدیریت را در خروجی سازمان ببینند؟
برای این گروه از دوستان، من حامل این پاسخ هستم که اگر انتظار دارید معضلات و مشکلاتی که داریم خیلی سریع حل و فصل شود، تجربه این چند ماهه نشان داده که متاسفانه چنین اتفاقی نخواهد افتاد. حداقل تا الان اتفاق نیفتاده است. این ناشی از کم توجهی یا کم کاری نبوده. تلاش و تقلایی که در ارتباط با این قضایا صورت گرفته فوقالعاده در حد بضاعت و توان سازمان، بالا بوده. ولی یک مجموعه شرایطی است که باعث میشود مثلا وقتی در ارتباط با بحث استاندارد حرکت میکنید، اینقدر موضوع کش و قوس داشته باشد. چون قاعدتا در سطح تصمیمگیری ارشد، باید یکسری از این موضوعات با برش حل شود. چون ما که در جایگاه دستگاه و نهاد و مقام دولتی نیستیم که تصمیم بگیریم. ما اینجا یکسری نقشهایی را ایفا میکنیم. یعنی تلاش میکنیم شفافسازی کرده، موضوع را روشن کنیم. خواستهها و مطالبات را بیان کنیم و در واقع به امر تصمیمگیری کمک کنیم. ولی تصمیمگیر نیستیم. در ارتباط با کمک به امر تصمیمگیری ما سعی کردهایم نقش خود را ایفا کنیم. ولی تصمیمی که گرفته شده و به مرحله اجرا در نیامده، یا در مرحله اجرا با مقاومت بخشهای دیگری از دولت روبهرو شده یا نوعا تصمیم در سایه مسائل تداخل توسعه و امنیت مخدوش شده و به نوعی به تعویق افتاده. اینها واقعیتهایی است که ما با آنها روبهرو هستیم. من فکر میکنم با توضیح دادن واقعیت شرایط، دوستان متوجه این موضوع خواهند شد که مسیری که صنف و ما به نمایندگی از صنف دنبال میکنیم، مطلقا مسیر همواری نیست؛ سنگلاخی است و ما تلاش میکنیم که به هر حال در این جهت حرکت کنیم.
در مقایسه عملکردی سازمان نظام صنفی، با تشکلهای دیگر، تشکلهای دیگر هم منظورم تشکل خاصی نیست، مثلا اتحادیه رایانه که همپوشانی هم با شما ندارد. چیزی که خیلی رجال بخش IT به آن اشاره میکنند، این است که آنها روی مسائل خرد تمرکز میکنند و روی یکسری منافع مشخص و در اهداف کوتاهمدت موفقترند. فکر نمیکنید این نشاندهنده مزیت آنها است؟
به هر حال من فکر میکنم اینکه ما به عنوان سازمان باید روی موضوعات خاص تمرکز کنیم، این سیاست را داشتهایم و داریم. ولی اینکه الزاما روی موارد خرد باید تمرکز کنیم یا موارد کلان، من فکر میکنم جنس موارد هم خرد است و هم کلان. جایگاه سازمان با جایگاه اتحادیه متفاوت است. اتحادیه مسئولیت مسائل مربوط به فروشگاهها را عهدهدار است. بنابراین خود این دامنه را به شکلی محدود میکند. در ارتباط با این قضایا هم براساس قانون نظام صنفی و تمام سابقه و تاریخچهای که وجود دارد، 4-3 موضوع مشخص به آن محدود میشود و ناخودآگاه این بستر فراهم شده که در رابطه با 4-3 موضوع مشخص حرکت شود. ولی وقتی بحث برنامه پنج ساله مطرح میشود، انتظار این است که سازمان نظام صنفی مشارکت کند. وقتی بحثهای استانداردهای حوزه IT مطرح میشود، این دیگر تقصیر ما نیست که این موضوع خرد است یا کلان. جنس موضوعات سازمان خرد و کلان است ولی سازمان سعی کرده که تمرکز ایجاد کند. یعنی وقتی ما انتظارتمان را از دولت دهم اعلام میکنیم، این انتظارات در حوزه کلان است. وقتی با وزیر جدید مطرح میکنیم که انتظارات مشخص ما در کوتاه مدت این اقلام است، یعنی داریم خرد صحبت میکنیم. یعنی هر دو به طور طبیعی مد نظر است.
مسئله این است که برنامه پنجم یا برنامههای کلان دیگر در کسب و کار شرکتها دستکم در بازه زمانی حساس فعلی تاثیری ندارد و انتظار هم این است که خیلی از برنامههای دیگر در نهایت تاثیری در کسب و کار شرکتها نگذارند. یعنی آن مسائل کلان لزوما منافع کلانی نیز به دنبال ندارند.
من با شما همعقیده نیستم. یعنی فکر میکنم اگر نگاهمان کوتاه مدت باشد، با همین سرعتی که شما سوال میکنید و انتظار جواب دارید؛ قدر مسلم به آن جواب مطلوبی که مشترکا میخواهیم، هیچوقت نخواهیم رسید! خیلی چیزها است که لازم نیست وقتی تصمیمی گرفته میشود فردایش نتیجه را ببینیم؛ ولی اثر خود را خواهد گذاشت. مثلا همین بخشنامهای که معاونت راهبردی در بهمن ماه گذشته داده، در صورتیکه واقعا به جریان بیفتد، آثارش را شرکتها در همین سال 88 خواهند دید. یا فرض کنید در ارتباط با برنامه پنج ساله اگر فرض را بر این بگذاریم که آنچه مطرح میشود، جنبه رهنمود ندارد، عنوان میشود که در پایان برنامه پنجم 2 درصد از تولید ناخالص داخلی باید به IT اختصاص داده شود و 5/1 درصد از صادرات غیر نفتی. وقتی اینها را ضرب و تقسیم میکنید، به این عدد و رقم میرسید که باید حداقل سالانه 50 درصد رشد IT در کشور داشته باشیم و حداقل 100 درصد سالانه رشد صادرات. خب شما در ارتباط با این قضایا است که میتوانید حرکت کنید که برای اینکه 50 درصد رشد داشته باشید؛ در حالیکه بهترین زیرشاخه اقتصادی ما 12 درصد رشد ندارد، پس رشد 4 برابری نسبت به بخشهای دیگر، چگونگی انجام قضیه کجاست؟ اینکه بخش هدفگذاری است. ما در ارتباط با این قضیه فکر میکنیم که از این زاویه یک فضایی را فراهم میکند برای اینکه سرفصلهای کلی کارها مشخص شود. ساز و کارهای اجرایی کارها را بتوان از دل این قضایا بیرون آورد ولی طبیعتا اینها مسئله یک ماه، دو ماه و سه ماه نیست. اینها مقیاساش خیلی خوشبینانه سالیانه است.
شما آخر همه این حرفهایی که زدید، یک اگر میگذارید. مسئله این است که آن اگرها تا الان در اکثر مواقع عملی نشده است.
همینطور است.
پس فکر نمیکنید سازمان به جای آن مسائل کلان که خروجیاش اندک است، بهتر نیست روی مسائل روزمرهتری متمرکز باشد؟
مثلا چه مسائلی؟
همین استاندارد. VoIP، PAP.
فکر میکنید ما در ارتباط با اینها چیزی کم گذاشتهایم؟
ولی هیچ خروجیای نمیبینیم.
مگر ما به عنوان تنها نهاد و مرجع تصمیمگیری هستیم؟ در ارتباط با VoIP سیاهه کارهایی سازمان انجام داده یک دفترچه عریض و طویل است. کار جدی و مستمر و پیگیر انجام دادهایم.
ولی در این چند ساله یک موضوعی را متوجه نشدهام که چطور است که سازمان نظام پزشکی، این قدر قدرتمند است و حتی الان رئیس آن نماینده مجلس است؛ ولی سازمان نظام صنفی رایانهای عملا حتی نمیتواند از ورشکستگی شرکتهای تابعه یا پلمب شدن آنها جلوگیری کند؟
اولا سازمان نظام صنفی رایانهای به این شکلی که میفرمائید نمیتواند از پلمب شدن شرکت جلوگیری کند، نیست. کما اینکه دو سه مورد به خلاف و با رویه نادرست تلاش کردند این کار را انجام بدهند و سازمان هم عکس العمل نشان داد و این قضایا متوقف شد.
ولی بعضی شرکتها پلمب شدند.
به هر حال یکسری مسائل در جزئیات است که اگر ...
میخواهم بگویم هیچوقت مقیاس بازی سازمان به آن بزرگی دیگران نبوده است ...
نه. اجازه بدهید من توضیح میدهم. اول میخواهم این را تصحیح کنم که بیش از اندازه موضوع را بزرگنمایی و کوچکنمایی نکنیم. من با شما موافق نیستم. پاسخ سوال شما در ارتباط با نظام پزشکی و نظام مهندسی، این است که سازمان نظام صنفی رایانهای کشور دقیقا حدود 4 سال از عمرش میگذرد و شما این را با سازمانهایی که چندین دهه دارند فعالیت میکنند و از یک قوام و دوامی برخوردار شدهاند، مقایسه میکنید. بنابراین آنچه مسلم است، سازمان نظام صنفی رایانهای دارد در یک جهت درستی حرکت میکند و در سالهای آتی به این قضیه نزدیک میشود. ما همین الان که صحبت میکنیم، علاوه بر دستگاههای دولتی، ارتباطات خود را با قوه مقننه هم به شکلی بازنگری کردهایم و با کمیسیونها و کمیتههای مربوطه ارتباط داریم. در این فضا و شرایط است که میتوانیم نقش بیشتری در اصلاح جهتگیری داشته باشیم. اینکه شما میفرمائید سازمان نظام صنفی حتی فلان کار را هم نمیتواند بکند، من سوالم از شما این است که بعضی وقتها که با خودتان دچار این مجامله میشوید، حداقل به این سئوال جواب بدهید که ما در ارتباط با VoIP و استاندارد، چه کاری میتوانستیم بکنیم که نکردهایم؟
شما در تحلیل عملکرد یک سازمان میتوانید روندگرا یا نتیجهگرا باشید. این جوابی که شما میدهید بیشتر مثل جواب خیلی از مسئولان دولتی است که کارهایی کردهاند و جواب نداده. صحبت از این نیست که فرد یا سازمان خاص کم کاری کرده است. بالاخره من به عنوان یک شرکت چه زمانی میتوانم از سازمانم انتظار داشته باشم کارهایی را انجام بدهد؟ آیا باید بروم و سه دهه بعد که قوی شد بیایم؟
تحلیلی که من ارائه میدهم، هم نتیجهگرایانه است و هم روندگرایانه. این یای شما را من قبول ندارم. نتیجهگرایانه است به اعتبار همین مثالهایی که شما زدید. اینکه مسئله استاندارد هنوز به نتیجه قطعی نرسیده، معنیاش این نیست که سازمان کم کاری و کوتاهی کرده یا چون هنوز به نتیجه قطعی نرسیده هیچ تاثیری از زاویه نتیجهگرایانه نداشته. شما موضوعات و مسائل را به نتیجه رسید یا نرسید میبینید. در حالیکه ما با واقعیتهایی مواجه هستیم. ما با این واقعیت مواجهایم که وقتی شما میگویید IT، برای کمیسیون صنایع و معادن مجلس اگر 30 صنعت ردیف کنید، IT در 6-5 تای آخر قرار میگیرد. در این شرایط، عکسالعمل قوه مقننه در ارتباط با این قضیه چه خواهد بود؟ شما وقتی میگویید IT، با این مسئله مواجه هستید که در چند ماه گذشته، همه چیز تحتالشعاع این قرار گرفته که مثلا این صد و خردهای شرکت VoIP را که هزار و یک دلیل در ارتباط با این قضیه مطرح کردیم که آقا این شرکتها شرکتهایی نیستند که شما از تجمیع کردن اینها نگران باشید یا نگران باشید که از نظر مسائل کنترلی و نظارتی، گیر و گرفتاری خاصی داشته باشید ولی در انتهای قضیه با توجه به شرایطی که وجود دارد، هنوز ما بر این مسئله غلبه پیدا نکردهایم. شما اسم این را چه میگذارید. حرکت نتیجهگرایانه نیست؟