نوشته: میثم قاسمی
منبع: عصرارتباط
پایان سال 2008 با عزم جدی مدیران دولتی ایران برای برداشتن گامهای بلند در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات، همراه بود. پیشرفتهای روزافزون جهانی در این زمینه به گونهای است که اگر کشوری اندکی دیر به فکر رشد بیفتد، از قافله عقب خواهد افتاد. شاید به همین علت بود که مدیران ایرانی هر روز وعدههای جدید میدادند و مناقصهها و مزایدههای نویی برگزار میکردند تا در پایان سال 2009 ایران نیز به جمع کشورهای دیگر بپیوندد.
چند ماه بعد، در روزهای پایانی سال شمسی، امیدها قوت گرفته بودند و مدیران به خود میبالیدند اما بهار پرخروش و تابستان ناآرام گذشتند و وقتی پاییز رسید، چیز زیادی برای برداشت نبود. حالا زمستان آمده و مدیران دولتی چارهای ندارند جز آنکه باز وعده برای بهار بدهند. در حالی که سال 2009 با کمتر دستاوردی به پایان رسید.
مزرع سبز فلک و داس مه نو
درست در روزهای آغازین سال 2009، تکلیف مزایده بینالمللی اپراتور سوم تلفنهمراه ایران مشخص شد. پس از تمدیدهای مکرر زمان شرکت در مزایده و اعطال تسهیلات متعدد به شرکتکنندگان، در دی ماه سال گذشته، کنسرسیوم تامین اتصالات بهعنوان برنده مزایده اپراتور سوم تلفنهمراه ایران اعلام شد تا بعد از 45 روز کاری اسناد را نهایی و با پرداخت حق پروانه، عملیات اجرایی را آغاز کند و ایران هم به جمع دارندگان 3G بپیوندد.
در همان روزها، سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی با تلاش فراوان، اولین پروانه این سازمان در دولت نهم را به چهار شرکت اعطا کرد تا در 30 استان ایران خدمات WiMAX بدهند. مبیننت، ایرانسل، اسپادان و مجتمع رایانه دانش گلستان از 30 تا یک استان پروانه گرفتند و مقرر شد 9 ماه بعد، خدمات وایمکس را حداقل در 80 درصد مراکز استانهایی که پروانه گرفته بودند، ارایه دهند. اپراتورهای وایمکس به ارایه خدمات ثابت محدود شدند تا پروانه اپراتور سوم تلفنهمراه نقض نشود و رقابت طرفداران 3G و WiMAX همچنان ادامه داشته باشد.
همزمان با فناوری اطلاعات و ارتباطات، در حوزههای دولت و تجارت الکترونیکی نیز پروژههایی در دست انجام بود.
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران به تمامی بانکها دستور داد به سامانه ساتنا (سامانه تصویه ناخالص آنی) متصل شوند. در این سامانه مشتریان میتوانند از هر حساب در هر بانک به بانک دیگر پول واریز کنند و در حقیقت نیازی به حمل و نقل اسکناس نیست. ساتنا نسبت به حواله این مزیت را دارد که آنی است و زمان نقل و انتقال پول را تقریبا به صفر میرساند.
همزمان با ساتنا، سامانه دیگری در جریان اجرا قرار گرفت که هنوز معادلی برای آن یافت نشده است. ACH قرار بود سامانهای باشد مانند ساتنا و برای پرداختهای خورد. بدین صورت که لازم نباشد هر شهروند برای انجام کارهای روزمره، چندین کارت بانکی داشته باشد و با یک کارت بتواند هم حقوق ماهیانه دریافت و هم اقساط خود را در بانکهای مختلف پرداخت کند.
در حوزه دولت اکترونیکی، بعد از حدود 4 سال، بالاخره آییننامه لازم برای امضای الکترونیکی نوشته شد و مرکز دولتی صدور گواهی الکترونیکی ریشه توانست OID (شناسه یکتای جهانی) را از سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی بگیرد. در همین ماهها، سامانه iran.ir از دبیرخانه شورای عالی فناوری اطلاعات به شرکت فناوری اطلاعات منتقل شد تا این شرکت زیرمجموعه وزارت ICT هم پورتال را سر و سامانی بدهد و هم ایمیل ملی عرضه کند.
کشته خویش و هنگام درو
اما موعد انجام وعدهها مانند سررسید چکهای بانکی خیلی زود فرا رسید.
45 روز پس از اعلام برنده شدن کنسرسیوم تامین اتصالات، خبری از اعطای پروانه نشد و با اندکی تاخیر، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات وقت اعلام کرد اتصالات از این پروژه کنار گذاشته شده است. مشخص نشد کنار رفتن اتصالات بهخاطر اماراتی بودن این اپراتور بود یا به دلیل عدم پرداخت به موقع حق پروانه که خود میتوانست ناشی از بدقولی اماراتیها یا عدم ثبات مدیریتی در طرف ایرانی کنسرسیوم (شستا) باشد. به هر صورت در شرایطی که اپراتورهای تلفنهمراه در جهان کم کم طعم LTE را میچشند، مشترکان تلفنهمراه ایران همچنان اصلیترین مشکلشان برقراری یک ارتباط صوتی عادی و بدون قطعیهای مکرر است و کسی به خدمات ارزش افزوده فکر نمیکند؛ چه رسد به نسل 3 تلفنهمراه.
اپراتور سوم که به نتیجه نرسید و هنوز هم بلاتکلیف است، بیش از همه برندگان مزایده وایمکس خوشحال شدند که شاید بتوانند مجوز موبیلیتی (mobiliti) را نیز دریافت کنند. اما زمان برای وایمکسیها نیز به سرعت طی شد و تقویم 12 آذر ماه را نشان داد؛ روزی که باید ارایه خدمات آغاز میشد ولی هیچکدام از شرکتها سرویسی ارایه ندادند. رگولاتوری نیز ترجیح داد موضوع را به سکوت برگزار کند و چند ماهی بیشتر به این شرکتها فرصت بدهد؛ شاید از کار فروبسته اینترنت ایران گرهی باز شود. وایمکسیها اما دست از تبلیغ بر نداشتهاند و همچنان به کار افزودن بر عطش بازار مشغولند؛ بدون آنکه جایی برای پاسخگویی به نیاز مردم باشد. وضعیت اینترنت در ایران در پایان سال 2009 همچنان نامناسب است. حداکثر پهنای باندی که در اختیار مشترکان خانگی قرار میگیرد (128k) از حداقلهای دنیا (256k) کمتر است. ضریب نفوذ اینترنت پرسرعت در ایران کمتر از یک درصد است؛ آن هم با مشکلات فراوان. خلاصه آنکه پروژه وایمکس گرچه مانند 3G شکست نخورد، اما هنوز به نتیجه ملموسی نرسیده است.
در حوزه بانکداری الکترونیکی، علیرغم وعدههای قبلی، سامانه ACH به بهرهبرداری نرسید. هرچند گفته شده این سامانه تا پشت شعب بانکها رسیده، اما هنوز مشتریان نمیتوانند از امکانات آن استفاده کنند. وعده داده شده این سامانه در سه ماهه اول سال 2010 به بهرهبرداری عمومی میرسید.
تاخیر ACH باعث شد مدیران بانک مرکزی برای رفع بخشی از مشکلات، سقف استفاده از ساتنا را بردارند و هرچند این سامانه به نسبت گران است، هماکنون برای پرداختهای خورد نیز استفاده میشود. هماکنون تمامی بانکهای دولتی و خصوصی به ساتنا متصل هستند و حتی برخی از بانکها این خدمت را روی اینترنت نیز عرضه کردهاند. گرچه یک بانک دولتی که معمولا در چنین خدمات جدیدی همواره عقبتر از بقیه است، کار انتقال وجه را با 48 ساعت تاخیر انجام میدهد، اما میتوان گفت ساتنا تنها پروژه موفق دولت در سال 2009 است.
به موازات پیشرفت کند ACH و ساتنا، امضای الکترونیکی نیز لاکپشتی راه خود را ادامه میدهد. سرانجام در سال 2009 ایران اولین قدم در این راه را برداشت و سیدمسعود میرکاظمی- وزیر سابق بازرگانی- در نامهای به دستگاههای اجرایی، آنها را ملزم به استفاده از امضای الکترونیکی در مکاتبات خود کرد. دستگاههای دولتی نیز هماکنون سرگرم راهاندازی مرکز میانی هستند اما به نظر میرسد این سرویس در ایران بیش از همه با مشکلات حقوقی روبهرو است. حقوقدانان کمی در ایران هستند که با IT و مسایل حقوقی آن آشنایی دارند و به همین علت هنوز درخواستهای مختلف دستگاهها برای استفاده از امضای الکترونیکی، به نتیجه خاصی نرسیده است.
در کنار امضای الکترونیکی، ایمیل ملی نیز هنوز ارایه نشده و زمان مشخصی برای این موضوع اعلام نشده است.
نگاهی کلی به پروژههای کلان فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران در سال 2009 نشان میدهد ایران در این سال قدم مهم و تازهای بر نداشته و اگر سال گذشته میلادی را از تاریخ فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران حذف کنیم، اتفاقی نخواهد افتاد.