گفتگو: مهرک محمودی- فاطمه عبدالعلی پور
منبع: عصرارتباط
از زمانی که علیاصغر عمیدیان از شرکت ارتباطات زیرساخت به مرکز تحقیقات مخابرات و بعد به دانشگاه رفت مدتها میگذرد، حال او به عنوان معاون فناوری اطلاعات سازمان ثبت احوال مسوول پروژه راهاندازی کارت ملی هوشمند شده است؛ پروژهای که تقریبا 10 سال پیش زمانیکه در شرکت زیرساخت مسوول آمادهسازی زیرساخت برای فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران بود، طرحهای اولیه آن ریخته شد. عمدیان در این گفتوگو برای پاسخ به سوالات ما از وجهه استادیاش نیز استفاده کرده تا نشان دهد مبتنی بر چه نگاه علمی به دنبال کارت ملی هوشمند است.
همزمان با مطرح شدن طرح تکفا بحث صدور کارت ملی هوشمند نیز مطرح شد به گونهای که در کتاب معرفی پروژههای تکفا نیز به این کارت اشاره شده است، ولی زمانیکه کارت ملی صادر شد با تعریفی که ابتدا شده بود خیلی متفاوت بود و تقریبا هیچکدام از کارکردهای پیشبینی شده روی آن وجود نداشت، کارت ملی هوشمند تبدیل به یک کارت شناسایی معمولی شد، به چه دلیل برنامههای آنزمان اجرا نشد و حال پس از گذشت چند سال به همان نقطه بازگشت کردهایم؟
در بعضی از کشورها آمدند قبل از اینکه سرویسها را در دولت الکترونیکی بدهند، به زیرساختها توجه کردند. اگر مدل گارتنر را نگاه کنید، میآید هویت دیجیتالی و الکترونیکی را بهعنوان یک زیرساخت اصلی دولت الکترونیکی تعریف میکند و میگوید اگر شما بخواهید کاری کنید، اول باید هویت الکترونیکی و دیجیتالی شهروندان را برای ورود به دولت الکترونیکی مشخص کنید. مدل گارتنر الان این جا هست و اگر بخواهید میتوانید ببینید که اصلا این کارت ملی هوشمند و هویت دیجیتالی چیست و چه رابطهای با دولت الکترونیکی دارد. اینها چیزهایی است که در کشور ما مورد توجه قرار نگرفتهاند. همانطور که در خود فناوری اطلاعات هم با یک طرح جامع وارد نشدیم. من وقتی در مرکز تحقیقات مخابرات بودم، طرح جامع را نوشتیم. گفتند آقا طرح جامع به ما چه ربطی دارد. اخلاق در فناوری اطلاعات به ما چه ربطی دارد. مدیریت در IT به ما چه ربطی دارد. ما باید 4 تا خط تلفن بکشیم، 4تا موبایل بدهیم. سرویسهای ارزش افزوده به ما چه ربطی دارد. اما ما آنجا پژوهشکده سرویسهای ارزش افزوده را راهاندازی کردیم. چون من در کانادا و آمریکا اینها را دیده بودم. یعنی برای اینکه بتوانید نسل جدید شبکههای مخابراتی - که همهاش آزادسازی فعالیتها است- را بدهید، باید فضا و بستری را ایجاد میکردید. اپراتورهای بینالمللی در سال 2013 از نظر واگذاری تعداد خطوط به مردم تقریبا به اشباع میرسند. دیگر کسی نیست که دنبال خط باشد، بلکه دنبال سرویس ارزش افزوده است.
پس آن موقع که تکفا نوشته شد، این دیدگاه وجود داشت.
ما دنبال این دیدگاه بودیم. حالا اینکه ....
چون کتابچه تکفا را که میخواندم، دیدم این نگاه وجود داشته که یک کارتی درست شود که سرویسها رویش تعریف شود و یک کارت هوشمند باشد.
ما برای راهاندازی کارت هوشمند براساس همان مدل گارتنر که عرض کردم، هویت دیجیتالی را که شامل شناسایی، هویت و امضای دیجیتالی میشود به عنوان کلید ورود به دولت الکترونیکی در نظر گرفتیم. حالا این یعنی چه؟ من همیشه مثالی میزنم که تقرب ذهنی ایجاد شود. در فضای واقعی یک ساختمانی را در نظر بگیرید که دولت است. وزارتخانهها هم در طبقات مختلف مستقر باشند و میخواهند سرویس بدهند. شما وقتی وارد میشوید، یک نگهبان وجود دارد که به شما میگوید جنابعالی؟ شما میگویید من فلانی هستم. بعد باید هویت شما را تایید کند. شما یک کارت نشان میدهید که با عکس یا سیستمی که پشت ترمینالش هست چک میکند و میبیند آیا درست است یا نه. حالا به شما اجازه میدهد وارد ساختمان شوید. مثلا شما میگویید من میخواهم خدمات بهداشتی بگیرم. میگوید بروید طبقه 4. ورودی طبقه 4 یک نگهبان دیگر است که از شما میپرسد مشکلت چیست یا چه خدمتی میخواهی؟
تصور کنید در فضای دیجیتالی دولت الکترونیکی تشکیل شده. طبقات را هم سرویس الکترونیکی در نظر بگیرید. به هنگام ورود، شما باید تعیین هویت شوید. یعنی باید کارتی داشته باشد که اسم و مشخصات و عکس و یک پارامتر بیومتریک شما را داشته باشد تا بتوانید وارد شوید. حالا میخواهید بروید وزارت رفاه یا بهداشت و درمان. همان نگهبانی که در فضای واقعی نشسته میگوید: شما با چه کسی کار دارید، شماره پروند پزشکیات را بده، برو پیش فلان کارشناس در فلان اتاق و... این کلید طبقه مخصوص همان کلید سرویس خاص است. شما یک کلید جنرال دارید یا یک تعیین هویت کلی و عمومیکه با پارامترهای بیومتریک و مشخصات شخصی شما انجام میشود و یک کلید اختصاصی هر سرویس که بر میگردد به آن دستگاهی که آن سرویس را ایجاد میکند.
پس چرا همان موقع که کارت هوشمند ملی تعریف شد، اجرایی نشد. یعنی تقریبا 10 سال اجرای آن به تعویق افتاد؟
الان اگر دولت الکترونیکی را نگاه کنید- با سرویسهایی که براساس مدل پیشنهادی UNDP تعریف شده - تقریبا ما این وضعیت را نداریم که کسی هویت دیجیتالی افراد را احصا کند. در صورتیکه در مدل گارتنر اول باید این را ایجاد کنید و بعد سرویس الکترونیکی را بدهید.
سوال من این است پروژهای که قرار بود کارت ملی هوشمند باشد، چرا به این روز افتاد و کارت ملی فعلی از آن بیرون آمد که مثل یک کارت ویزیت است؟
چون اگر شما به کشورهای مختلف که به سمت استفاده از این تکنولوژیها رفتند نگاه کنید در مییابید که همه آنها یک سیر تکاملی داشتهاند. کشورهای خاورمیانه با آسیای جنوب شرقی را ببینید. مثلا مالزی را نگاه کنید. همه این کشورها اول شناسنامه کاغذی را به یک کارت کاغذی تبدیل کردند. بعد آن کارت کاغذی تبدیل شد به یک کارت پلاستیکی. همین کارت ملی که ما الان داریم و بعد آن را به یک کارت هوشمند تبدیل کردند. تفاوت کارت هوشمند با این کارتها این است که یک چیپ دارد. یک سیستمعامل و یک حافظه پارتیشنبندی شده رویش گذاشتهاند. چنانکه ما برای این کارت هوشمند هم همین کار را کردهایم. یعنی گفتیم سرویس مهم، اساسی و پایهای این کارت این است که بتواند هویت دیجیتالی من را تایید یا رد کند.
هویت حقیقی یا حقوقی؟ آیا هویت حقوقی هم تعریف میشود؟
وقتی یک بچه متولد میشود و شناسنامه میگیرد، یعنی حقوقی شده است. پس مسایل حقوقی بر این شخص حقیقی مرتبط میشود.
نه! منظورم سابقه حقوقی آن فرد است.
اینگونه موارد جزو سرویسها به شمار میروند. زیرساختهای فناوری اطلاعات که ایجاد شد- یعنی محتوا، مسایل مدیریتی و امنیت که در تمام لایهها بهوجود آمد- آنوقت، خدمت مشترکی که برای همه سرویسها و همه اطلاعات وجود دارد، هویت است. یعنی این بهعنوان کلید ورود برای استفاده از هویتهای دیگر است. یکی از این هویتهای دیگر، هویت حقوقی است که شما میگویید.
در واقع برای کارت هوشمند همین کار را کردهایم که بدنهاش یکسری مشخصات و یکسری فاکتورهای امنیتی دارد. یک چیپ و یک سیستمعامل هم در آن گذاشتهایم. این سیستمعامل توانمندی دارد آن حافظهای که پارتیشنبندی شده را مدیریت کند. مدیریت یعنی هوشمندی. اصلا هوشمندی روی کارت یعنی چه؟ یعنی اینکه بتواند یکسری اطلاعات و سرویسها را مدیریت کند. پارتیشنها چه هستند؟ فضاهایی هستند که ایجاد شده تا اگر تشکیلات و سازمآنهای دیگر خواستند از این کارت استفاده کنند، اطلاعات لازم را روی آن قرار دهند. مثلا وزارت آموزش عالی یا وزارت آموزش و پرورش میگوید من اطلاعات آموزشی مردم را با کدملی لینک کردهام و از ما میخواهد فضایی روی کارت به آنها بدهیم تا اطلاعات آموزشی افراد را رویش قرار دهند. چنانکه برای این پارتیشن یک کلید اختصاصی تعریف میشود و سرویس روی آن گذاشته میشود. این، کلید اختصاصی برای همین بخش از پارتیشن است که به پارتیشن کناری هیچ راهی ندارد. چون هر پارتیشن باید کلید اختصاصی خودش را داشته باشد. اما همه اینها یک کلید جنرال دارند که همان هویت دیجیتالی است.
این پروژه در حال حاضر در چه مرحلهای است؟
مطالعات آن انجام شده. مشخصات بدنه کارت، چیپ، نرمافزار و حافظه کارت، درآمده و پیش پایلوت و پایلوت استان قم را هم طراحی کردهایم. تلاش میکنیم پیش پایلوت را پیش از پایان سال در قم پیادهسازی کنیم. پایلوت را هم تا آخر سال 89 انجام میدهیم. در حال حاضر یک عامل چهارمی را صدا کردهایم که بتواند از الف تا ی این پروژه را انجام دهد. یعنی بتواند کار را از بعد فاز مطالعاتی و برنامه کلی و معماری کلان؛ طراحی معماری پایلوت، برگزاری مناقصات و پیادهسازی و بعد یکپارچهسازی انجام دهد. اینها همه مسایلی است که چه در بخش نرمافزار و چه در بخش سختافزار باید توسط یک عامل چهارم که در کشور تجربه ملی داشته باشد- مثلا پروژه کارت سوخت را انجام داده باشد- انجام شود.
میخواهید مناقصه برگزار کنید؟
نه. چون در کشور عامل چهارمی که تجربه این کار را داشته باشد، جز همان موردی که با وزارت نفت مشاوران بیرونی گرفتند و کنسرسیوم تشکیل دادند، کس دیگری را نداریم سعی میکنیم از توان آن کنسرسیوم و با کم و زیاد کردن افراد کار را انجام دهیم، الان مذاکرات را انجام دادهایم و موافقتنامهها هم تنظیم شده اما برای کار قم منتظر این فرآیندها نشدیم. در واقع فاز مطالعاتی تمام شده. برنامه کلی و معماری کلان و پیش پایلوت و پایلوت و RFPها و LOMها در آمده و در حال نهایی شدن است که امیدواریم بتوانیم پیش پایلوت که شاید حدود 10 هزار کارت باشد را قبل از پایان سال انجام دهیم.
چرا قم برای اجرای پایلوت قطعی شد؟ استان فارس هم یکی از گزینهها بود.
به خاطر اینکه پایلوت کارت سلامت هم آنجا بود، ضمن آنکه بعضی از سرویسهای دولت الکترونیکی نیز در قم پایلوت شده بود. ما میخواهیم سرویسهای دولت الکترونیکی که در آنجا آماده هستند را تست کنیم. سرویسهایی که در پیشخوانها توسط این کارت ملی هوشمند پیادهسازی شوند، باید هم روی کارت بنشینند و هم بتوانند داخل شبکه به صورت آفلاین و آنلاین سرویس ارایه کنند. به خاطر همین بود که قم انتخاب شد. جای دیگری نداشتیم که بتوانیم سرویسها را تست کنیم. دیگر اینکه از نظر حجم، استان قم یک استان جمع و جوری است و همه نوع فانکشنهای سرویس هم در آن هست.
به هر حال تلاشمان بر این است- این را بهعنوان تاریخ قطعی نمیگویم - که پیش پایلوت را در حد 10هزار کاربر تا پایان سال انجام دهیم. ولی اصل پایلوت را که حدود کل جمعیت واجد شرایط در قم میشود را در سال 89 انجام خواهیم داد.
در مرحله پیش پایلوت کارتهای فعلی در استان قم از رده خارج میشوند؟
کارتهای موجود در همان فرآیند تدریجی که کارتهای جدید را میدهیم، جمع میشوند.
برای اجرای این پروژه کارتهایی که الان دست مردم است چه کمکی به شما میکند؟
روی آنها شماره ملی، اسم، فامیل و مشخصات هست. کارت هوشمند همین کارتملی است به علاوه یک اثر انگشت که به عنوان پارامتر بیومتریک، انحصاری است، برای اینکه بتوانیم ضریب امنیت را بالا ببریم. درفرآیندهای دولت الکترونیکی یا تراکنشهای مالی اگر نتوانید مطمئن شوید که این هویت غیر قابل انکار است، صدمهپذیری خیلی بالا میرود.
اینگونه که من ازحرفهای شما استنباط میکنم مجددا باید افراد را احراز هویت کنید.
زمانیکه بخواهیم کارت را تحویل بدهیم، میگوییم بیا اثر انگشت بزن و اثر انگشت را در همان کارت میگذاریم و یک نمونه اثر انگشت را هم در دیتابیس نگه میداریم که اگر زمانی استعلامیصورت گرفت، بتوانیم تعیین هویت آنلاین را هم در شبکه انجام دهیم.
به نظرتان کل پروژه چقدر طول میکشد؟
خوشبینانه بگویم بین 4 تا 5 سال.
بعد از اجرایی شدن پایلوت؟
نه از همین بهمن ماه که شروع میکنیم.
حافظه این کارت چقدر است؟
فعلا 74k است. البته این 74k هم کم نیست. الان 7 سرویسی که تقریبا بهعنوان کاندیداهای اول معرفی شدهاند، روی این کارت قرار میگیرند.
کدام سرویسها؟
سرویسهایی که در کارگروه تخصصی در معاونت راهبردی ریاست جمهوری صحبت شده بود را میگویم. آنجا شش یا هفت سرویس را نهایی کردهاند که این باید توی کارت بیاید که بحث هویت، اصلیترین آنها است. رایگیری الکترونیکی، امضای دیجیتالی، سلامت، پرداخت، بیمه، اطلاعات گواهینامه راهنمایی و رانندگی و خدمات شهری مثل تهیه بلیط.
این سرویسهایی که میگویید شما به عنوان اولین اولویتها پیشبینی کردهاید. آیا سازمانهایی که باید این سرویسها را ارایه دهند نیز این آمادگی را دارند؟
در حال حاضر ما اصلا فشاری روی دستگاههای مرتبط با این سرویسها نداریم. ولی یکی از مسایلی که در زیرساختهای مورد نیاز این کار باید انجام شود، بحث قانونهای مرتبط است. یعنی اگر قرار باشد شهروندان با این کارت سرویس بگیرند، قانونمندی آن هم باید رعایت شود. فرهنگسازی هم باید انجام شود.
پس الان ما خلاء قانونی داریم؟
بله بعضی جاها داریم. مثلا در رابطه با شماره ملی قانون داریم که گفته باید در همهجا کارت ملی و شماره ملی بهعنوان تعیین هویت فرد، مد نظر باشد، اما هنوز خیلی از جاها که بروید از شما هم کارت میخواهند و هم شناسنامه. این موضوعات کم کم باید تبلیغ شود. دستورالعملها و قوانین مرتبط با آن تنظیم شود تا واقعا عملیاتی شود. برای یک کارت هوشمند چند منظوره، سندهای بالا دستی مثل سند چشمانداز بیست ساله و قانون برنامه چهارم وجود دارد که باید پیگیری شود، اما اگر تا الان انجام نشده بحث همان است که عرض کردم. یعنی محوریت هویت در دولت الکترونیکی در نظر کسانیکه دنبال پیادهسازی دولت الکترونیکی بودند، جایگاهی نداشته است.
چطور ممکن است این هویت جایگاهی نداشته باشد؟
نه اینکه جایگاه نداشته، جایگاه خود را پیدا نکرده و به آن اهمیت داده نشده است.
در حقیقت اولویت با سرویسها بوده است نه تایید هویت؟
آفرین. محتوای سرویس، امنیت، مدیریت، زیرساختها، نیروی متخصص سرویس و ... مورد توجه بودهاند.
آن موقع در تکفا این موضوع را پیشبینی کرده بودند.
بله. در همان کتابی که اشاره کردید، گفتهایم باید این کار صورت بگیرد ولی آن موقع نیروی متخصص هم به این گستردگی در کشور نبود. وقتی این صحبت را میکردیم، یک دفعه میگفتند آقا امضای دیجیتالی کار وزارت بازرگانی است که دنبال مجوز هستند. شما چرا دنبال آن هستید. میگفتیم آقا این هویت دیجیتالی با آن امضای دیجیتالی فرق میکند. ما اصلا جسارتی یا دخالتی در کار وزارت بازرگانی نداریم. ما میگوییم شما هر کاری میخواهید انجام دهید، اول باید هویت طرف را تشخیص بدهید و تایید کنید و تا این هویت دیجیتالی نشود و همهجا در دسترس نباشد، شما نمیتوانید همهجا به هرکس و در هر زمانی سرویس بدهید. یا آن شعار 3A (Any body Any where Any time)p که در ICT وجود دارد را محقق کنید.
تقریبا 10 سال طول کشید تا همه کارت ملی فعلی را گرفتند. خیلیها هم هنوز ندارند ...
98/2 درصد گرفتهاند.
پس جایگزینی آن هم 10 سال دیگر طول میکشد. به خصوص که قرار است این همه سرویس روی آن داده شود!
اگر فکر کنید روز اول این کارت را به شما میدهند و پشت آن 10 تا سرویس است، چنین نیست. اصلا اگر به این شکل مطرح شود، توقع ایجاد میکند و بعد هم نارضایتی اجتماعی. اصلا چنین ادعایی وجود ندارد. الان میگوییم یک هویت دیجیتالی میدهیم دست مردم که آفلاین هم هست. از شبکه هم استفاده نمیکند و هزینه هم ندارد. فقط یک کارتخوان میخواهد که باید گذاشته شود تا من را با یک اثر انگشت، تایید کند. ما میگوییم این کار را میخواهیم انجام دهیم. الان هیچ الزامی برای هیچ دستگاهی نه ما داریم و نه قانون که آنها حتما باید سرویسهایشان را بیایند بگذارند روی کارت.
در واقع این الزام پشتوانه حقوقی میخواهد؟
بله. زیرساختهای حقوقی است و نیروی انسانی و همه آن چیزهایی که در دولت الکترونیکی مطرح است. شما نمیتوانید زیرساخت ارتباطی را فراموش کنید. نمیتوانید زیرساخت فناوری اطلاعات و فرهنگسازی و نیروی انسانی متخصص و قانونگذاری را فراموش کنید و شرکتهایی که باید این سرویسها را ارایه کنند. این سیستم الان کلی سرویس ارزش افزوده ایجاد میکند. دولت باید به اینها تاییدیه بدهد. ما از الان در همین راستا دفاتر خدمات ثبتاحوال را تعقیب میکنیم که ...
مثل اینکه مجوز 20 دفتر را هم در تهران گرفتهاید.
بله، در سراسر کشور چنین مجوزهایی صادر شده است. اینها کم کم باید بروند در جاییکه دفتر خدمات ارایه سرویس به مردم است، مستقر شوند. بعد از اینکه تجهیزاتشان و خودشان از ما تاییدیه گرفتند، میروند مینشینند و توسط این کارت- که انشا ا... سرویسها یکی یکی به آن اضافه میشود- کار انجام میدهند. ولی کارتخوان هرجا باشد، شما با یک کارت مراجعه میکنید و احتیاج نیست که به شبکه وصل شده باشد. همانجا میتواند هویت شما را تشخیص دهد. فعلا حداقل سرویس این است. حالا بعد سرویسها اضافه میشوند. این کم کم باید راه بیفتد. اینکه الان ممکن است این ذهنیت در افراد باشد که من این کارت را گرفتم و دیگر همه کارتهای دیگر را میریزم بیرون و با این یک کارت همه کار میتوانم انجام دهم، اینطور نیست.
این کارها یک فرآیند بلند مدت میخواهد، اما آیا میتوان امیدوار بود تا 5 سال آینده همه این کارت را داشته باشند؟ حتی عشایر و روستاییان؟
بله ما برنامهمان پوشش کامل است. الان شناسنامههای جدیدی هم که داریم میدهیم- که بعدا این کارت جای آن را هم میگیرد- دفعتا و یک ساله و با فراخوان نمیدهیم. بلکه بالای 15 سال هر کس مشکل پیدا کند یا عکس و جزییات شناسنامهاش را بخواهد تغییر دهد، شناسنامه جدید میدهیم که از نظر امنیتی بهتر است. اما هرگاه کارت ملی هوشمند بیاید جانشین همه اینها میشود. این کارت کم کم در اختیار مردم قرار میگیرد، بعد سرویسهایش تکمیل میشود.
آیا با مرکز ریشه برای امضای دیجیتالی وارد مذاکره شدید؟
آمدند یک صحبتی کردیم. فقط به آنها این اطمینان خاطر را دادیم که ما با کاری که آنها انجام میدهند، تداخل نداریم.
ما با آقای محمودی-رییس مرکز توسعه تجارت الکترونیکی - که صحبت میکردیم، گفت در حال مذاکره هستند تا روی همان کارتهای ملی هوشمندی که صادر میشود، یک امضای دیجیتالی هم باشد.
اگر بخواهند یک پارتیشن در اختیارشان میگذاریم. ما خودمان یک امضای دیجیتالی روی این کارت داریم که منظور پارامتر بیومتریک است. اما میتوان به امضای الکترونیکی یا امضای واقعی افراد کد داد و بشود یک امضای دیجیتالی. ممکن است بعدا بیایند آن امضای الکترونیکی را با این پارامتر بیومتریک لینک کنند. برخی گمان میکنند این هویت دیجیتالی، کار مرکز ریشه را زیر سوال میبرد.اما ما معتقدیم اینها اصلا دو چیز متفاوت هستند و مرز مشترک ندارند. میتوانیم به آنها یک پارتیشن بدهیم که امضای دیجیتالی را اینجا بگذارند، با یک کلید اختصاصی.
بحث ما این است که باید فرهنگسازی شود. هم در میان مدیران و تصمیمگیران و هم فرهنگ عمومیجامعه. ما در هر دوی اینها احتیاج به فرهنگسازی داریم. ببینید شاید جالب باشد بگویم که از 27 عضو اتحادیه اروپا الان حدود 12 یا 14 کشور از این نوع کارت استفاده میکنند. در کشورهای خاور دور و آسیایی، پایه کارشان بحث شناسایی و تعیین هویت و امضای دیجیتالی است. ولی سرویسهای دیگری مثل کارت سلامت و گواهینامه رانندگی و تراکنشهای مالی و بلیط الکترونیکی و گیتهای الکترونیکی و ... را هرکدام متناسب با زیرساختهایی که آماده دارند، ارایه کردهاند.
ما باید ببینیم در کشور کدام سرویس مهمتر است. الان در ذهن من این موضوع هم وجود دارد که میتوانیم رایگیری الکترونیکی را در دور آینده تا آنجاییکه کارت توزیع کرده باشیم، انجام بدهیم.
در واقع ما نیاز به یک دوره تکامل و پایداری داریم. از شما میپرسم؛ کدام سرویس الکترونیکی را الان در کشور به صورت را یکپارچه میدهیم؟
سرویس یکپارچه نداریم. حتی سرویسهای مالی هم یکپارچه نیستند.
الان سرویس مالی را هم شما بخواهید بدهید با این کارت یک تناقضی دارد. کارتخوانش با این تناقض دارد. باز باید یک همخوانی بین دستگاههای ATM و این کارتخوانها انجام بدهید پس ما کم کم باید آنچیزی که آماده میشود را به شکل گسترده- نگوییم یکپارچه و در همهجا- ارایه کنیم. در این کارت این فضا را ایجاد کردهایم که میتوانیم یک مقدارش را به سرویسها بدهیم. به کارگروه هم اعلام کردهایم که ما این فضا را در اختیارشان میگذاریم و آنها به دستگاهها اعلام کنند تا هر کدام که علاقهمند باشند، بسم ا...
این تفاهمنامهای که قرار است بین شما با مرکز ریشه به امضا برسد برای فعال کردن همین سرویس امضای دیجیتالی روی کارتها است؟
تاکنون ما با مرکز ریشه یک نشست داشتهایم. فعلا از ما درخواست کردهاند که ما استعلامهایشان را جواب بدهیم. یعنی اگر مشخصات یک فرد را میدهند، ما برایشان بگوییم این همان فردی که ادعا میکند است یا نه.
چگونه از شما استعلام میگیرند؟ از طریق سامانه استعلام الکترونیکی ثبت احوال؟
میتوانیم آنلاین سرویس batch file (فایل دستهای) بدهیم. فعلا وب سرویس نمیدهیم بهخاطر اینکه میخواهیم خودمان فضا را آماده کنیم. آنلاین، نقطه به نقطه و فایل دستهای به ما درخواست بدهند.
اگر اجازه بدهید من برگردم به موضوع دفاتر،آیا احتیاج بود برای ارایه سرویسهایی که اشاره کردید حتما دفاتر جداگانه راهاندازی شود؟ آیا نمیشد در 5 هزار دفتر خدمات الکترونیکی در کل کشور سرویس بدهید؟
ما نگفتیم که حتما باید یک فضای مستقل باشد. حتی در یک بند موافقتنامه اشاره کردهایم که از دفاتر موجود استفاده شود. دفاتر موجود یعنی یک نفر میآید ما به او آموزش میدهیم، بعد امتحان میگیریم و مدرک میدهیم و میگوییم میروی در دفتری که موجود هست یک پارتیشن میگیری و این مدرک را هم میزنی بالای سر خودت. ما به تو نقطه ارتباط آنلاین هم برای تعیین هویت میدهیم. یک دستگاه کارتخوان هم آنجا میگذاریم. هرکس که برای تعیین هویت مراجعه میکند، تایید میشود و بعد از آن سرویسهایی که در آن دفتر هست استفاده میکند. اینطور نیست که حتما باید برود جایی را رهن کند و بخرد. با پست هم نشستی داشتیم. دفاتر خدماتی پستی هم در کشور شبکه گستردهای هستند.
در این دفاتر شناسایی هویت صورت میگیرد یا اصلا هویتشان برای الکترونیکی شدن ثبت میشود؟
کارکرد دفاتر خدمات این شکلی هستند که اگر سرویسی روی این کارت بهوجود آمد، فردی که میخواهد از سرویس استفاده کند، باید بیاید با کارتخوان اولا تعیین هویت شود، بعد بتواند کد ورود یا همان کلید اختصاصی را وارد کند و وارد شبکه شود و سرویس را بگیرد و حق شارژ را هم به کسی که این امکانات را ایجاد کرده، بدهد.
پس اگر اینطور باشد، این دفاتر باید هر جاییکه امکان استفاده از خدمات هست، وجود داشته باشند. حتی در وزارتخانهها.
بله میتوانند باشند. اصلا نمیخواهید بروید وزارتخانه، ما تلاش میکنیم این را کم کم روی وب بیاوریم. الان آنلاین سرویس میدهیم. الان 64 سازمان هستند که با همین کارتهای معمولی بدون کارت هوشمند از این مرکز استفاده میکنند و اطلاعات هویتی را از این سازمان دریافت میکنند به بعضیها تصویر را هم ارایه میدهیم. میآیند با تصویر چک میکنند.
پس اینها برای مرحله بعد از راهاندازی کارت هوشمند است.
البته این دفاتر الان میتوانند برای کارت ملی هم راه بیفتند. برای تایید هویت اشخاصی که میخواهند از خدمات مختلف مثل خدمات بانکی استفاده کنند. ولی وقتی کارت هوشمند شد- برای اینکه امنیت بالا برود- علاوه بر این باید صد در صد تایید شوند به خاطر همین ما یک پارامتر بیومتریک گذاشتهایم.
اطلاعاتتان را با بانک اطلاعات خانوار چگونه چک میکنید؟
ما یک پایگاه جمعیتی داریم که یکی از وظایف ما در سازمان ثبتاحوال، ثبت به هنگام وقایع حیاتی است. تولد، ازدواج، طلاق، فوت و مهاجرات هم جزو وظایف ما است که بتوانیم مهاجرت بین استانی و از کشور به بیرون و از بیرون به کشور را داشته باشیم. برای انجام این کار باید کدپستی را به روز داشته باشیم. این موضوع قانون دارد اما به قانونش عمل نشده است.
کار سختی هم هست.
کار سختی نیست اتفاقا.
افراد مستاجر هستند و سالی یکبار هم خانهشان عوض میشود. اما همان کدپستی اولیه روی کارت ملیشان باقی میماند.
پشت همان کارت را بخوانید، نوشته است محلتان که عوض شد باید اطلاع بدهید. اما شما نباید حیران شوید. یک دفعه که احزار هویت شدید و کارت شما را دادند، دفعه بعد میآیید فقط کدتان را میدهید، کارت را اینجا چاپ میکنند و میآید در خانه. این وظیفه ما است و وظیفه شما هم اطلاعرسانی است که این اتفاق نمیافتد. در صورتیکه اگر این اتفاق بیفتد، وقتی در تهران جابهجا میشوید، یا از یک استان به استان دیگر، آن وقت میزان مهاجرت را هم من توانیم داشته باشیم.
دوباره یک هزینهای را مردم باید بابت این کار بپردازند که ممکن است باعث شود این کار را نکنند.
نه. برای گم شدن هزینه میگیریم. گم شدن بهعنوان یک جریمه است که ما 10 هزار تومان میگیریم.
پس هزینه چاپ مجدد برای تغییر آدرس چه میشود؟
این هزینهای است که ما تقبل میکنیم. برای اطلاعات مهاجرت این ارزش را دارد. چرا؟ چون اگر این اتفاق بیفتد، در لحظه میتوانم بگویم جمعیت کشور چقدر است. دیگر هر 5 سال فلان میلیارد تومان نمیدهیم سرشماری کنیم و چقدر خوب است که به هنگام و به لحظه جمعیت کشور را داشته باشیم. اگر جمعیت کشور را داشته باشم، هر سال میتوانم ا طلاعات بدهم. البته این کار را میکنیم. الان برای وزارت آموزش و پرورش نوشتهایم که شما اول مهر چقدر کلاس اولی دارید، چقدر اول راهنمایی و دبیرستانی دارید، فضا آموزشی و معلم آیا کافی هست یا نه? در بحث بیمه متاسفانه دقت نمیشود. میبینید یک نفر 4 دفترچه بیمه دارد. ما آمدیم خیلی راحت با کدملی چک کردیم و دیدیم دو تا بیمه مثلا 20 درصد همپوشانی دارند.
یعنی بانک اطلاعاتیتان کامل است؟
بله.
اطلاعات را به سازمانهای دیگر هم میدهید؟
بله. هر سازمانی که به ما درخواست بدهد. البته الان چون بهعنوان یک دستگاه حاکمیتی هزینههایمان را دولت تامین میکند، هزینه چندانی برای دستگاهها ندارد. سرویس تقریبا مجانی است، احساس میکنند چیز بیارزشی است. بانکها- مخصوصا بانکهای خصوصی- بیشترین تراکنش را دارند. همه بانکها، بیمهها و ... استفاده میکنند. الان 98 درصد فوت و 92 درصد تولدها را آنلاین داریم بقیهاش هم آفلاین ثبت میشود.
بانک اطلاعاتیتان چند وقت است راه افتاده؟
یک main frame دارد که سابقهاش بر میگردد به سال 73. از زمانیکه main frameها آمدند، از آن موقع شروع شده.
از چه زمانی به سازمانهای دیگر اتصال پیدا کرد؟
از سال 77. نیروی انتظامیاولین دستگاه بود.
اما یک زمانی دستگاهها میگفتند ثبت احوال اطلاعاتش را نمیدهد. یعنی اجازه ارتباط مستقیم را نمیدهد؟
در کشور ما مسایل امنیتی شبکه IT کشور هنوز نه بومیسازی شده و نه هیچ الگوریتمیمشخص و طرح جامع امنیتی وجود دارد. مسایل هویتی شوخی بردار نیستند. اگر یک دفعه این مرکز دچار کوچکترین مشکلی شود، چطور میتوان ثابت کرد که جنابعالی همانی هستی که ادعا میکنی؟
دستور قانونی خاصی وجود دارد که با چه سازمانهایی تبادل اطلاعات شود؟
یک قانون داریم. قانون الزام اختصاص شماره ملی و کدپستی برای کلیه اتباع ایرانی که سال 76 تصویب شده. آییننامهاش سال 78 به تصویب هیات وزیران رسیده است. آنجا ماده 5 میگوید ما باید با چه دستگاههایی مبادله اطلاعات کنیم. دستگاههای موضوع یک قانون که سازمآنها، نهادها و بانکها هستند ربنابراین جاهای دولتی و بانکها هستند. با آنها یک تفاهمنامه امضا میکنیم و اطلاعات را میدهیم.