گفتگو: فاطمه ملکی- مجتبی محمودی
منبع: عصرارتباط
گفت و گو با رضا تقیپور- وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات- به رسم هر ساله عصر ارتباط به مناسبت سال نو انجام شد تا آخرین موضوعهای حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات ایرانی را با این وزیر شش ماهه مرور کنیم. از جناب حسینپور -مدیر محترم روابط عمومی وزارت- درخواست کردیم برای اینکه فضای عکسها و همچنین گفتوگوی ما با وزیر متفاوت باشد مصاحبه هفتسینیمان را در اتاق وزیر انجام دهیم اما متاسفانه ورود به اتاق وزیر ممنوع بود به همین دلیل هم گفتوگو با او را در اتاق جلسات طبقه 12 وزارت ارتباطات انجام دادیم. در این گفتوگو همانگونه که خواهید خواند هفت موضوع مجزا را به عنوان هفت سین فاوای ایرانی با رضا تقی پور درمیان گذاشتهایم.
در پایان دیدار و گفتوگوی نوروزیمان با وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات از رضا تقی پور خواستیم یک برگ اسکناس را به امضای خودش برای اسکن و چاپ در این صفحه عیدی بدهد که قول ارسال آن را داد؛ اما تا آخرین روز کاری عصرارتباط، عیدی به دستمان نرسید تا با خوانندگان این صفحه تقسیمش کنیم.
قبل از اینکه به شما پیشنهاد وزارت شود، با آقای احمدینژاد ارتباط نزدیک یا مراودات دوستانه داشتید؟ منظورمان این است که آیا ایشان شما را از جایی میشناختند؟
چون دولت دهم و قبل از آن دولت نهم تقریبا آن حالت حزبی...
این را میپرسم چون آقای سلیمانی همدانشکدهای آقای احمدینژاد بود.
چون حالت حزبی نداشت، من قبلش به صورت مستقیم با آقای دکتر احمدینژاد آشنایی مستقیم یا سابقه همکاری نداشتم. البته برحسب اتفاق همدانشگاهی هستیم. من دوره فوق لیسانس مهندسی صنایع را در دانشگاه علم و صنعت گرفتم؛ ولی این هم باعث ارتباط یا نزدیکی ما به هم نبود. البته میدانید قبل از آن به هر صورت سابقه آشنایی در جلسات کاری بود. چون من معاون آقای دکتر سلیمانی بودم و از آن طریق ارتباط داشتیم، ولی اینکه به صورت مشخص ارتباط دوستی یا همکاری داشته باشیم، نه.
آقای سلیمانی در روز مراسم تودیع، گفتند که خودشان شما را پیشنهاد دادهاند. میخواستم بدانم خودتان از فرآیند این پیشنهاد مطلع هستید؟
البته خدمت آقای دکتر سلیمانی سابقه آشنایی و دوستیمان به خیلی سالهای قبل برمیگشت. تقریبا از سال 65 با ایشان همکاری داشتیم. فکر میکنم اوایلی بود که ایشان از خارج برگشته بودند و در زمینه طراحی سیستمهای مخابراتی و کلا کارهای تحقیقاتی با ایشان سابقه همکاری و آشنایی داشتیم. در مورد معرفی من، خودم خیلی اطلاع دقیقی نداشتم که این کار توسط آقای دکتر سلیمانی صورت گرفته و تقریبا چند ساعت قبل از اینکه برای جلسه با آقای دکتر احمدینژاد دعوت شوم، از طریق ایشان مطلع شدم که قرار ملاقات را گذاشته بودند و بعد، مصاحبه و بررسی برنامههایی که در همین مدت کوتاه تهیه شده بود. این جزو عجایب هم بود. البته من آشنایی با حوزه وزارتخانه داشتم و برنامههایی هم در ذهنم بود؛ ولی فرصت خیلی کوتاه بود تقریبا کمتر از24 ساعت...
برنامهها را مکتوب ارایه کردید؟
بله. کمتر از یک روز نشستم و آن چیزهایی که در ذهنم بود را نوشتم و در مصاحبهای که خدمات آقای احمدینژاد داشتم، محورهای اصلی برنامه را برایشان توضیح دادم.
در همان جلسه، خودتان احساس کردید که وزیر میشوید یا نه؟
البته من پیشنهادم این بود که گزینههای مناسبتری هست و به ایشان هم پیشنهاد دادم که اگر یکی دو روز به من وقت بدهند، میتوانم آن گزینهها را خدمتشان معرفی کنم؛ ولی تقریبا بله. فرمایش ایشان در انتهای جلسه این بود که تصمیمشان را گرفتهاند.
شما قبل از اینکه وزیر ارتباطات شوید در سازمان فضایی بودید و ماهواره امید را به فضا فرستادید. تا چه اندازه به آسمان رفتن امید را در وزیر شدنتان موثر میدانید؟
فکر میکنم ارتباط اینها تقریبا صفر باشد. تقریبا از نظر شخصی، من آن کار را بیشتر از وزارت دوست داشتم. به هر صورت یک کار تخصصی بود و با توجه به سوابق کار فنی و صنعتی و تحقیقاتی بیشتر دوست داشتم همان کار را ادامه میدادم، ولی به هر صورت تشخیص آقای رییس جمهور این بود که باید در سنگر دیگری خدمت کنیم. کما اینکه هیچ تفاوتی نداشت اگر هر مسوولیت دیگری را پیشنهاد میکردند.
شما در مصاحبههای اخیرتان بارها اعلام کردهاید که تا آخر سال نتیجه مزایده اپراتور سوم را اعلام میکنید اما الان چند روز بیشتر به پایان سال نمانده و هنوز خبری منتشر نشده است. سرنوشت این اپراتور سرانجام چه خواهد شد؟
امیدوار هستیم که به زودی یعنی در کمتر از دو ماه آینده جمعبندی این کار انجام شود و...
پس موضوع را به سال آینده موکول کردید؟
موکول نکردیم. در صحبتهای دیگری که منتشر شده توضیح دادهام؛ بعد از اینکه شرایط مزایده به نحوی شد که با ابلاغی که انجام شد، منجر به عقد قرارداد و صدور پروانه اپراتور سوم نشد، طبیعتا ما دو راه داشتیم؛ یا باید مزایده را تجدید میکردیم که تقریبا یک فرآیند طولانی حداقل نزدیک به یک سال را طلب میکرد که سعی کردیم از این موضوع احتراز کنیم. راه دوم این بود که از طریق ترک تشریفات با طی مراحل قانونی و مجوزهایی که لازم بود این کار را انجام دهیم که این کار را پیگیری کردیم. خب این مسیر دوم علیرغم اینکه مراحل اداریاش کوتاهتر میشد یعنی نیازی به تجدید مزایده نبود؛ ولی باید با اپراتورهای مختلف مذاکره میشد- چون میتوانست شرایط متفاوتی باشد- از این نظر حجم کار زیادی را برای ما داشت که بتوانیم مجددا طرح تجاریشان را بگیریم و بررسی کنیم و با هرکسی در محدوده پیشنهاد خودش صحبت کنیم. این کار سنگینی بود که ما وارد این موضوع شدیم و با اپراتورهای مختلف و کنسرسیومهایی که بعضا به صورت داخلی با شرکای خارجی یا بدون آنها پیشنهاد داشتند، مذاکرات انجام شده و الان دیگر تقریبا مراحل نهایی کار است و همه پیشنهادها را گرفتهایم و جداول مقایسهای را تشکیل دادهایم و به صورت تحلیلی با شرکتها بحث کردهایم و مذاکرات مختلف را انجام دادهایم. اینکه عرض کردم در کمتر از دو ماه آینده، امیدواریم بتوانیم این جمعبندی نهایی را انجام دهیم که...
یعنی تامین تلهکام بالاخره مجوز اپراتور سوم را دارد یا نه؟ چون الان مدعی است که این پروانه را دارد.
تا زمانیکه این پروانه صادر نشده و قرارداد بسته نشده، نه تامین تلهکام و نه هیچ اپراتور یا شرکت دیگری نمیتواند بگوید این پروانه را دارد.
از زمانیکه شما تشریف آورید به وزارتخانه، این سخنان را مدام تکرار کردهاید، اما با کدام کنسرسیومها مذاکرده کردهاید؟ این یکسالی که میگویید نیاز بود برای تجدید مذاکره، الان 6 ماه از آن گذشته است.
یک سال را که عرض کردم، مراحل اداریاش بود. دوباره همین مراحل صدور پروانه و عقد قرارداد و... قطعا به همین یک سال و نیم منجر میشد. در همین 6 ماه تقریبا هیچ روزی نبوده که کار متوقف باشد. هر روز یک مذاکره جدید و یک بحث جدیدی بوده است. حداقل با اپراتورهای 5 کشور مذاکره کردیم و پیشنهادهای جدیدی هم بعد از مزایده به ما داده شد که آنها را هم بررسی کردیم...
مستقل از تامین تلهکام؟
بله. همان شرکای خارجی که قبلا هم بودند، آمدند و صحبت کردند. معمولا اینها پیشنهادهایشان یک مقدار با پیشنهادهای اولیه متفاوت بود و در طرح تجاریشان یکسری تغییراتی داده بودند. یک کار حجیمی بود و الان هم خوشبختانه خیلی خوب پیشرفته اما اینکه میفرمایید ما میتوانیم امروز اسم اپراتور خاصی را بگوییم یا نه، به همین دلیل عرض میکنم وقتی نهایی شود و دیگر تقریبا به هم اعلام کنیم که شرایط یکدیگر را قبول داریم، آن موقع است که میتوانیم اعلام کنیم. الان در این شرایط توافقهای نسبی را با خیلیها انجام دادهایم. اینکه بهترین را انتخاب کنیم، طبیعتا حق ما است و آن اختیاراتی است که به ما داده شده است. نهایتا بهترین شرایطی که تثبیت شود و ما انتخاب کنیم، انشاا... نام اپراتور را اعلام میکنیم.
اپراتور سوم حتما با یک شریک خارجی کار خود را آغاز میکند یا خیر؟
کلا در مذاکرات دور دوم به همه اپراتورهای داخلی گفتیم شرط اینکه شریک خارجیشان را در همین اول معرفی کنند- مثل مزایده- را برداشتهایم. یعنی گفتهایم میتوانند خودشان بروند با اپراتورهای مختلف دنیا صحبت کنند و بعد از اینکه خیالشان راحت شد که از این طرف پروانه را گرفتهاند، بعد اپراتور را نهایی کنند. این یکسری اختیارات و امکانات بیشتری به اپراتورهای داخلی میدهد که در آن شرایط مبهم و اینکه هنوز نمیدانند برنده شدهاند یا نه، نمیروند با خارجیها صحبت کنند. بعضا این باعث میشد که در امتیاز دادن بخواهند کوتاه بیایند. از این نظر ما فکر میکنیم موضع اپراتورهای داخلی تقویت شده است.
اپراتورهای داخلی یا شرکتهای داخلی؟
شرکتهای داخلی که بعدا اپراتور میشوند. همراه اول و ایرانسل که طبیعتا نمیتوانند شرکت کنند.
یکی از بحثهایی که وجود دارد، این است که تامین تلهکام در حال حاضر ارتباطی هم با اپراتور اول دارد و بخشی از سهام این اپراتور را هم دارد. این اتفاق چطور میتواند رخ دهد؟ اگر بررسی کنید، افراد مشابهی در هیات مدیره وجود دارد. این از نظر قانونی چالشبرانگیز نیست؟
یکی از نکاتی که حتما سازمان تنظیم مقررات- بهعنوان سازمان ارایه دهنده پروانه اپراتور سوم- دقت میکند، همین مسایل است که قطعا مراحل قانونیاش طی میشود و در صورتیکه برابر قانون این مشابهتها یا اشتراکها وجود داشته باشد، آن شرکت نمیتواند اپراتور سوم را داشته باشد.
در روزهای گذشته تامین تلهکام سایت اینترنتی خود را راهاندازی و خود را بهعنوان دارنده پروانه معرفی کرد. وقتی با آقای کرمپور تماس گرفتیم ایشان خود را بیخبر نشان دادند اما 10 دقیقه بعد، سایت از دسترس خارج شد و دو روز بعد کلا بحث اپراتور سوم که در بالای سایت بود، برداشته شد. اینها همه برای یک ناظر بیرونی معنی دارد.
شاید اینها دوست دارند که تبلیغات یا اقداماتشان را زودتر شروع کنند. منتها عرض کردم به هر صورت یا من باید پروانه را امضا کنم یا آقای کرمپور. ما تا این لحظه پروانهای را امضا نکردهایم و صلاح هم نمیدانیم تا پروانه را امضا نکردیم، نام شرکتی را اعلام کنیم. چون همین ممکن است باعث شود فردا تامین تلهکام بخواهد شرطی را در مذاکره تغییر دهد. بنابراین به هیچوجه از نظر قانونی این اجازه را نه به خودمان میدهیم و نه به آنها که چیزی را قبل از اینکه امضا شود، اعلام کنیم.
شما برای انتخاب شریک خارجی دست شرکتهای داخلی را باز گذاشتهاید؟آیا میتوانند هر شریکی را با هر سابقهای انتخاب کنند؟
نه. مذاکراتی که کردهایم، این است که ما باید شرکت خارجیشان را تایید کنیم؛ هم از نظر امنیتی و هم از نظر تجاری و مالی. این شرط هنوز هست، منتها ما تکلیف نکردیم که همین اول باید شریک خارجی را معرفی کنند ولی باید تاییدیه را بگیرند. یعنی اپراتوری که ما تشخیص دهیم توان مالی یا عملیاتی ندارد، طبیعتا مورد تایید قرار نمیگیرد.
اپراتور سوم قرار است خدمات نسل 3 را ارایه کند. الان با اتفاتی که افتاده ارایه بسیاری از خدمات نسل 5/2 هم با چالش مواجه است. اگر قرار باشد این اپراتور را محدود کنیم به فروش سیمکارت، فکر نمیکنیم موفق شود.
برابر طرح تجاری کنسرسیومهایی که در مزایده شرکت کردند این، یک طرح تجاری موفق خواهد بود انشا ا... حجم خدماتی هم که در اپراتور سوم مجوزش داده میشود، خیلی بیشتر از اپراتورهای موجود است. با توجه به اینکه همه مراحلش طی شده و مصوبه دولت دارد- چون میدانید که طبق قانون قبل از اقدام به هر پروانه در سطح ملی در این سطح باید مجوز دولت را بگیریم و الان اعطای پروانه اپراتور سوم مجوز دولت را دارد- از این نظر میتوانم بگویم که....
اپراتور دوم هم به همین صورت بود؛ اما بعد MMS دچار مشکل شد.
به هر صورت یک شرایط و قوانین و مقررات عمومی در کشور حاکم است که اینها رعایت میشود. البته ما بهعنوان متولی ارایه این پروانه، طبیعتا از حقوق اپراتورها دفاع میکنیم و اینکه پروانهای که دادیم، باید بتواند خدمات را ارایه بدهد.
قرار بود اپراتور سوم اردیبهشت 88 شروع به کار کند. الان یک سال از آن تاریخ گذشته و تازه اردیبهشت 89 پروانه صادر میشود. اپراتورهای تلفنهمراه دنیا عملا به سمت LTE رفتهاند که نسل 4 است. در این مورد چه خواهید کرد؟ یعنی باز هم مزایده خواهیم داشت یا این پروانه را به بقیه اپراتورها میدهید؟
این شرایط در پروانه اپراتور سوم دیده شده که تا یک زمان مشخصی ما مجوز نسلهای بعدی را به اپراتورهای دیگر نخواهیم داد؛ ولی طبیعتا بعد از آن دو سال، هم اپراتور سوم و هم اپراتور اول و دوم میتوانند تقاضا کنند. شرایطشان را بررسی میکنیم. انشاا... شرایط طوری خواهد بود که با توجه به اینکه اینها شبکه را دارند، به خود همینها مجوز LTE را بدهیم.
یعنی دیگر مزایده نخواهیم داشت.
عرض کردم، انشاا... شرایط اینجوری خواهد بود. حالا ممکن است شرایط اینجوری نباشد و مجبور باشیم دوباره مزایده اعلام کنیم. ولی امیدواریم دیگر الزاما نخواهد بر هر فناوری جدید یک اپراتور اضافه شود. این چیزی است که در دنیا هم معمول است.
بعد از واگذاری شرکت مخابرات ایران به بخش خصوصی و مشخص شدن اعضای حقوقی هیات مدیره، نامهنگاریهایی توسط شما در مورد نماینده دولت و سهام عدالت در هیات مدیره انجام شد. در نهایت نماینده دولت انتخاب شد، اما نماینده سهام عدالت مشخص نشد.
چرا مشخص شده است. شاید اطلاعات شما مربوط به سه هفته قبل است. به هر صورت نماینده دولت که مشخص است. ما دولت را یکپارچه میبینیم. یعنی دولت، وزارت ارتباطات یا وزارت اقتصاد و دارایی نیست. قرار بود از طرف دولت یک نفر معرفی شود که آقای مهندس صدوقی معرفی شد.
از طرف وزارت اقتصاد معرفی شد؟
عرض میکنم؛ به هر صورت دولت در درون خود با توجه به شرایطی که هست، میتواند این هماهنگی را داشته باشد. برداشت این است که ما چه جور آدمیمیخواهیم به عنوان نمانیده دولت آنجا باشد. این آدم باید یک مدیر عمومی باشد؟ یک مدیر فنی باشد؟ به هر صورت این توافقی بود که وجود داشت. حالا شاید این بحثهایی که مطرح شد، راجع به نحوه معرفی بود. نهایتا مجموعه دولت روی اینکه آقای مهندس صدوقی بهعنوان نماینده دولت معرفی شود، مشکلی نداشت. خب الحمدا... این همان اوایل حل شد. در مورد سهام عدالت هم باز آخرین اطلاعاتی که من دارم، آقای مهندس یوسفپور- با توجه به سوابق ایشان در هیات مدیره مخابرات- فرد شناخته شدهای هستند و تقریبا میتوانیم بگوییم جزو بهترین انتخابهایی بود که میتوانست صورت بگیرد. آن سازمانی که به نیابت از سهام عدالت باید نماینده معرفی میکرد- که البته الان در حال تسویه هست چون تعاونیهای استانها باید تشکیل و کامل شود- آقای مهندس یوسفپور را حدود سه هفته پیش بهعنوان نماینده خود معرفی کرد.
پس الان حکم قطعیشان هم زده شده؟
بله. الان هیات مدیره با حضور مهندس یوسفپور تشکیل میشود.
میتوانم بپرسم چرا شخص شما روی مهندس صدوقی و مهندس یوسفپور اصرار داشتید؟ که این قضیه با مخالفت وزارت اقتصاد و حتی اعضایی که در هیات مدیره شرکت مخابرات ایران بودند، مواجه شد.
من یادم نمیآید با مخالفت وزارت اقتصاد روبهرو شده باشد. ببینید! من اصرار نداشتم. همینجا هم ادعایم این است که اینها بهترین انتخابهایی بودند که میتوانستند صورت بگیرند و بالعکس من نظر مثبت اعضای هیات مدیره را داشتم. البته این معنیاش این نیست که با نظر آنها این افراد تعیین کرده باشم. ولی نظر مثبت این افراد روی این دو نفر بود. یعنی آنها هم احساسشان این بود که این دو نفر هم از نظر تخصصی و هم از نظر سوابق کاری که قبلا هم مرتبط بودند، بیشتر از افرادی که به صورت جدید و ناآشنا به مسایل وارد هیات مدیره شوند، میتوانند شرکت جدید را کمک کنند.
اما آقای فیضی با حکم سه نفر انتخاب شد و دو نفر دیگر در آن جمع نبودند.
در آن مقطع شرکت که نمیتوانست بدون مدیرعامل باشد. طبیعتا در اولین جلسه بلافاصله باید انتخاب میشد چون مدیرعامل بالاترین مقام اجرایی است و یک نفر باید صاحب امضا میشد و چون راجع به این دو نفر این مسایل مطرح شد، به ضرورت در همان اولین جلسه مدیرعامل تعیین شد.
اینکه میگویید دولت در رابطه با مهندس صدوقی نظر داشته، اگر سابقه کاری ایشان را بررسی کنیم، بیشتر به اعضای سهامداران جدید گرایش دارند.
ما به نمانیدگان دولت و سهام عدالت که در هیات مدیره شرکت مخابرات ایران هستند، این نکته را یادآوری کردهایم که آنها قرار است بروند در آن هیات مدیره کمک کنند تا شرکت مخابرات ایران خوب اداره شود. آنجا خدای نکرده صحنه جنگ و درگیری نیست که حالا اینها بخواهند بروند یک ساز مخالف بزنند یا شرایطی را به وجود بیاورند که شرکت مخابرات ایران موفق نشود. چون اگر این باشد که نقض غرض است. اگر ما میخواستیم واقعا شرکت مخابرات به شکل قبلی اداره شود که اصلا چرا شرکت مخابرات را واگذار کردیم. طبیعتا جزو اهداف و نیابت و مقاصد اصلی ما است که شرکت مخابرات ایران در کارش موفق باشد و با تمام قوا در چارچوب قوانین ما از این شرکت حمایت میکنیم. مخابرات بزرگترین شرکتی است که در بورس حضور دارد. یک شرکت سراسری است که خدمات بسیار زیادی برعهده دارد و ما ترجیح میدهیم که واقعا شرکت مخابرات ایران را تقویت کنیم. ضمن اینکه حواسمان هست که ما باید اپراتورهای کوچکتر را هم در این حوزه وارد کنیم تا آن رقابت به شکل واقعیاش شکل بگیرد. در این چارچوب طبیعتا الان در حوزه ارتباطات وظیفه اصلی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات حمایت از اپراتور در چارچوب قانون است و اینکه بتوانیم حق و حقوقشان را حفظ کنیم از آن طرف باید حق و حقوق مردم را در برابر اپراتورها حفظ کنیم که به وسیله سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی داریم این کار را انجام میدهیم و همینکه بتوانیم رابطه خوبی را بین اپراتورها برقرار کنیم که باز این کار را داریم انجام میدهیم.
شما از ابتدایی که وزیر شدید، دائما در حال تاکید بر الکترونیکی کردن فعالیتها هستید. دولت الکترونیکی، آموزش الکترونیکی و... میخواهم ببینم وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات چه برنامه خاصی در این زمینه دارد؟
ما اگر بخواهیم یک هدف کلی برای حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات تعریف کنیم، یعنی آن نتیجه نهایی که دنبالش هستیم- من در برنامهای که خدمت نمایندگان مجلس دادم هم عرض کردم- این است که باید به سمت اقتصاد دانشبنیان حرکت کنیم. حالا یک مرحله قبل از این را خیلی جاها به اسم اقتصاد دیجیتالی نام میبرند. طبیعتا در اقتصاد دیجیتالی خیلی از امور به صورت الکترونیکی انجام میشود. این موضوع امکانات بسیار زیادی را در مرحله اول به دولت میدهد که بتواند کارهایش را با هزینه کمتر و سرعت بیشتر و با صرف منابع به صورت بهینه انجام دهد. همینطور فضای کسب و کار را برای خیلی از بنگاههای اقتصادی خصوصی و غیر دولتی فراهم میکند که بتوانند در حوزه تکنولوژیهای پیشرفته وارد شوند. از این منظر است که ما مرتبا تاکید میکنیم بر اینکه هدف اصلی حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات باید توسعه فضای مجازی باشد. در این حوزه خوشبختانه در همین 6ماه گذشته این برنامه با همکاری همه دستگاههای اجرایی کشور تهیه شده و ما الان 6 حوزه راهبردی را بهعنوان حوزههای اصلی تعیین کردهایم و این 6 حوزه به تایید کارگروه مدیریت فناوری اطلاعات دولت رسیده است.
آن 6 حوزه را نام میبرید؟
چهارتا از اینها حوزههای خدمت و به قول معروف SAP هستند که حوزه اول توسعه تجارت و بانکداری الکترونیکی است. البته اینهایی که عرض میکنم، معنیاش این نیست که تا حالا کاری انجام نشده. وقتی میگوییم توسعه، یعنی ما متمرکز میشویم و سعی میکنیم به یک درصد قابل قبولی برسیم. به نحوی که مردم حس کنند الان دیگر واقعا بانکداری، الکترونیکی شده است. الان شاید علیرغم همه زحماتی که کشیده شده، این احساس نیست. در بانکداری هدفگذاری که انجام دادیم این است که 80 درصد پرداختهایی که امروز به صورت پول یا شبه پول انجام میشود، حتما در انتهای برنامه باید به صورت جابهجایی الکترونیکی انجام بگیرد. کلا خدمات بانکداری الکترونیکی چه بین بانکها و چه بانکها و مردم و بین دستگاههای اجرایی، باید 80 درصد از حجم این مبادلات، الکترونیکی شود. در تجارت هم هدفگذاری شده که 20 درصد تجارت داخلی و 30 تجارت خارجی حتما به صورت الکترونیکی صورت بگیرد. البته این آمار شاید در مرحله اول قدری پایین به نظر بیاید؛ ولی در هر صورت باید زیرساختها آماده شود. از نظر اعتبار قانونی، امضای دیجیتالی و... همه اینها مسائلی است که پیش از اینکه ما بخواهیم برای تجارت الکترونیکی اقدام کنیم، باید آمدهسازی شود. باز در این برنامهها هم کارهای مختلفی صورت گرفته و امیدواریم با تکمیل این زیرساختها از سال دوم به بعد، تقریبا این بحث به صورت جدی شروع شود.
حوزه بعدی، سلامت و رفاه الکترونیکی است. در این زمینه قرار است که تا انتهای برنامه پنجم همه شهروندان ایران اسلامی، کارت سلامت الکترونیکی داشته باشند. یعنی سوابق و پروندههایشان به این کارتها منتقل شود. در ذیل این برنامه، باز پزشکی از راه دور را داریم و مسایلی که کلا برمیگردد به حوزه سلامت الکترونیکی. در بحث رفاه هم با توجه به لایحه هدفمند کردن یارانهها، یکی از محورهای اصلی برنامه این است که کل این طرح تحول اقتصادی برمبنای فناوری اطلاعات شکل بگیرد. یعنی گام اول که ورود این اطلاعات بود و بعد خوشهبندی و تمام مراحل بعدی هم یک برنامه وزین و سنگین تدارک دیده شده که همه اینها الکترونیکی انجام شود.
حوزه سوم، توسعه فرهنگ ایرانی اسلامیدر فضای مجازی است که این هم حوزه بسیار مهمی است و امیدوار هستیم در این حوزه هم توفیق داشته باشیم و آن جایگاه و شان و منزلتی که جمهوری اسلامی ایران نیاز دارد را بهدست آوریم.
محور بعدی، توسعه زیرساختهای فناوری اطلاعات است. به هر صورت در دولتهای قبلی هم سعی شده این زیرساختها توسعه پیدا کند. ولی بیشتر با رویکرد زیرساختهای ارتباطی بوده. ما در این برنامه زیرساختهای فناوری اطلاعات را توسعه خواهیم داد به نحوی که پاسخگوی همه این حوزهها که قرار است الکترونیکی بشود، باشد.
حوزه بعدی، توسعه امنیت فضای تبادل اطاعات است که این دو حوزه یعنی زیرساختها و امنیت بیشتر وظیفه خود وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است که این هم به عنوان یک الزام است. برای اینکه ما بتوانیم این اطمینان را به مردم بدهیم و این اعتماد را بهوجود بیاوریم که اگر کارها در این فضای مجازی انجام شود، مشکل پیدا نمیکند، برنامهای را تدوین کردهایم و بحث یک سامانه امنیتی شروع شده که بتواند حملات بیرونی را کنترل و همینطور از حملات داخلی جلوگیری کند و اینکه به سرعت اثرات حملات الکترونیکی و اینترنتی که میشود را ترمیم کند. همه اینها مسایلی است که در این بحث امنیت پیشبینی میشود. محور آخر که شاید جزو وسیعترینها و مهمترینها هم باشد، توسعه دولت الکترونیکی است. در این برنامه قرار است صددرصد خدمات بین دستگاهی و 70 درصد خدماتی که به مردم ارایه میشود، به صورت الکترونیکی باشد. البته شاید خوب اطلاعرسانی نشده؛ همین الان ما 34 خدمت در دولت داریم که به صورت کامل، الکترونیکی انجام میشود. 30 خدمت داریم که سه مرحله از آنها یعنی تا مرحله تراکنش و پرداخت هزینه، به صورت الکترونیکی انجام میشود که آن مرحله آخر یعنی دریافت یا تحویل خدمت باید حضوری باشد.
قبول دارید که مهمترین بستر این فرمایشات شما اینترنت است؟ با وضعیتی که الان اینترنت در ایران دارد، فکر میکنید میتوانید آن اهداف دولت را محقق کنید؟
من بین اینترنت و شبکهای که بر مبنای پروتکل اینترنتی است، تفکیک میکنم. فرمایش شما را تصحیح میکنم؛ مبنای این خدمات شبکههایی هستند که بر مبنای پروتکل اینترنت هستند. بنابراین این الزاما به معنای حضور در فضای اطلاعرسانی جهانی نیست.
یعنی هدف این است که یک شبکه کاملا داخلی اینترانت راهاندازی شود؟
نه. اسمش را ما اینترانت هم نمیگذاریم. در اصل هم اینترانت نیست این شبکه ملی اینترنت است. یعنی شبکه ملی است که بر پایه پروتکل اینترنت پایهگذاری میشود و همه آن استاندارها را رعایت میکند. چون ما همانطور که اشاره کردید، برای ارایه این خدمات به سرعتهای بسیار زیاد نیاز داریم. الان در استان قم شبکه مترواترنت را افتتاح کردیم و استان کرمان هم در نوبت بعدی است. بقیه استانها هم به تدریج به این شبکه میپیوندند و آماده میشوند و معنیاش این است که ما با سرعت بسیار زیاد میتوانیم اطلاعات را در داخل کشور جابه جا کنیم. اصلیترین علت این موضوع هم، امنیت است و اینکه در بسیاری از کشورها ما نمیآییم تمام منابع کشور را بدون هیچ حفاظی به دنیا متصل کنیم. شما قطعا میدانید که ارزش اطلاعات اقتصادی و مالی به هیچوجه کمتر از اطلاعات نظامیو دفاعی نیست. امروز اگر به بانکی میگوییم اطلاعات خود را روی این شبکه بگذار، باید این اطمینان را بدهیم که اطلاعاتش قابل بهرهبرداری برای شبکههای غیر مجاز نیست. همه اینها ما را الزام میکند که این حفاظها را برای شبکه داخلی خود ایجاد کنیم. کما اینکه خیلی از کشورها نقطه اتصالشان به خارج از یکسری نقاط محدود و مشخص است و اینطور نیست که هر کسی بتواند بیاید هر اطلاعاتی که میخواهد از داخل شبکه بردارد یا هر برنامه دیگری که دارد را بتواند پیاده کند.
وزارت ارتباطات الان دو شرکت حاکمیتی دارد. یکی زیرساخت و دیگری فناوری اطلاعات. شرکت زیرساخت بهخاطر خدماتی که با واسطه به مردم و اپراتورها و شرکتها میدهد، بیشترین ارتباط را با واسطه با مردم دارد اما هر وقت درخصوص مشکلات از این شرکت سوال میشود، میگوید ما نمیدانیم. در واقع میگوید دست من نیست. این شرکت حاکمیتی الان چه اختیارات و وظایفی دارد؟
بعضی چیزها نه که به آنها ارتباط ندارد، ارتباط دارد، اما از اختیارشان خارج است. مثلا قطعیهای مرتب فیبرنوری اتفاقاتی است که میافتد. البته ما به زیرساخت به عنوان یک شرکت تکلیف کردهایم که باید SLA بدهد. یعنی اینطور نیست که هر سطح از خدمات از زیرساخت مورد قبول ما باشد. الان این SLA دارد تدوین میشود. زیرساخت هم موظف است که برای اینکه آن اطمینان را بدهد، از مسیرهای مختلف ارتباط را برقرار کند. این در برنامه توسعه زیرساخت هست که کابلهای ارتباطی ما با خارج محدود به یکی دو تا نباشد که اگر یکی به هر دلیل قطع میشود، مشکلی پیش نیاید. حالا بعضا همکاران شما اینها را باور نمیکنند. من فکر میکنم این آخری ما عکس کابل که زیر دریا قطع شده بود را فرستادیم که با ماهواره عکسبرداری شده بود و نقطهاش را اعلام کردیم. اینها اتفاقاتی است که میافتد، اینطور هم نیست که ما قول بدهیم حتما هفتهای یکبار قطع میشود یا نمیشود.
مساله این است که زیرساخت معمولا آخرین جایی است که از این موضوع مطلع میشود. یعنی خبر منتشر میشود که اختلال به وجود آمده، زیرساخت تکذیب میکند. بعد فردا اعلام میکند که فلانجا قطعی به وجود آمده است.
به دوستان گفتهایم که فعالتر با این فرآیند اطلاعرسانی برخورد کنند. ما باید در سطحی باشیم که اصلا قطعی نداشته باشیم. به محضی که یک مسیر قطع میشود، حتما بلافاصله و بدون اینکه کاربران متوجه شوند، از یک مسیر دیگر ارتباط برقرار شود. این الان یکی از برنامههای جدی ما است. چه توسعه ارتباطات با خارج و چه توسعه و تکمیل رینگهای داخل.
رینگ دریای خزر در همین راستا است؟
بله. رینگ دریای خزر در همین زمینه است. در برنامه پنجم قرار است زیرساخت، ارتباطات فیبر و رادیوییاش با خارج را توسعه بدهد.
یکی از کارهایی که الان شرکت زیرساخت دارد انجام میدهد، مزایده VoIP است که ظاهرا با دستور مستقیم خود شما قرار شده دو شرکت پیمانکار دیگر به شرکتهای قبلی اضافه شوند. اما این شرکت هنوز زمان نهایی را مشخص نکرده است. این در حالی است که الان قاچاق زیادی انجام میشود که همه فقط از آن نگرانند.
به هر صورت لازم بود که ارتباطات VoIP هم ساماندهی شود. بر این اساس به آن شرکتهای قبلی پروانه داده شد. قرار است تعداد این شرکتها بیشتر شود که شرکت زیرساخت باید این کار را انجام دهد. حالا من زمانبندی دقیق این کار در ذهنم نیست؛ ولی این در راستای ساماندهی VoIPها است و همان چارچوبهایی که عرض کردم و اینکه تا حدود زیادی بتوانیم امنیت را تضمین کنیم. البته این را هم عرض کنم که الان نسبت به گذشته که سامان نداشت، میزان قاچاق به شدت کاهش پیدا کرده و یکی از اهداف اصلیمان از انتخاب این اپراتورهای VoIP همین بود که این کار صورت بگیرد. انشاا... با تکمیل این چرخه و تعیین آن دو اپراتور دیگر تقریبا میتوانیم بگوییم که ما کلا بحث قاچاق را کنترل خواهیم کرد و اینکه دیگر قاچاقی روی VoIP نداشته باشیم.
تکلیف آن شرکتهای اورجینیت کاری که قبلا مجوز گرفته بودند چه میشود؟
آنها تکلیفشان در مزایده VoIP تعیین شد. یعنی باید میرفتند از طریق این شرکتها به توافق میرسیدند. آن مجوزهای قبلی قرار بود بیاید با شکل جدید هماهنگ شود.
چون نیامدند، آن مجوزها باطل شده است؟
سعی ما بر این است که در راستای آن شعار حمایت از اپراتورهای کوچک، کار را با سختی کمتری انجام بدهیم و طوری باشد که آنها که سرمایهگذاری کردهاند، لطمه نبینند. اینها جمع شوند و کنسرسیوم تشکیل دهند و شاید خود همینها یکی از آن شرکتهایی باشند که بعدا مجوز میگیرند. یکی از دلایلی که این مزایده طولانی شده، همین است که کسی لطمه نبیند. البته راه همیشه برایشان باز است که با همان شرکتهای قبلی هم این همکاری را داشته باشند.
الان شورای عالی فناوری اطلاعات در چه شرایطی به سر میبرد؟ با توجه به اینکه معاون شما دبیر این شورا است، اما عملا جلسهای برگزار نمیشود. قرار است این شورا به کار خود ادامه بدهد یا نه؟
معمولا وقتی موضوع خاصی باشد به شوراهای عالی ارجاع میشود، تشکیل جلسه میدهند. ما حداقل در دولت دهم تقاضا و دستور کاری نداشتیم که حتما لازم باشد ببریم در شورای عالی فناوری اطلاعات و معمولا این درخواستها با تصویب دولت قابل انجام بوده و ما اکتفا کردهایم و الان میتوانیم بگوییم مشکلی نداریم که حتما باید درخواست کنیم که شورای عالی فناوری اطلاعات تشکیل شود.
همه این کارها از طریق آن کارگروه انجام میشود؟
عمدهشان بله. از طریق کارگروه، پیگیری میشود و چرخه تصمیمگیری خوشبختانه خیلی کوتاه شده است. یعنی از این طریق فکر میکنم سرعت بیشتری را به کار دادهایم.
اما با وجود این، نهادهایی که در حوزه IT کار میکنند همچنان پابرجا هستند. معاونت IT شما، شورای عالی فناوری اطلاعات و شرکت فناوری اطلاعات؟
وظایف شرکت حاکمیتی فناوری اطلاعات که مشخص است. یعنی همین حوزه اینترنت را باید اداره کند. خیلی از وظایف هست که الزاما کاری به شورای عالی فناوری اطلاعات ندارد. شاید در بدو تشکیل، یکسری استعلامها و کسب تکلیفهایی به شورای عالی فناوری اطلاعات میکرد. الان این شرکت دارد مستقر میشود. روز به روز کارهایش مشخصتر میشود. عمدتا ما همان وظایف حاکمیتی را به آن سپردهایم و از وظایف تصدیگری فاصله گرفته است. فکر میکنم اینها تغییراتی است که تقریبا مشخص است. البته باز هم بحث امنیت بحث مهمی بود که ما این را به شرکت فناوری اطلاعات سپردیم. الان اینها مراکز امداد را تشکیل دادهاند. یعنی به محض اینکه اتفاقی در کشور میافتد، این مراکز وارد کار میشوند و خوشبختانه امتحان خوبی هم دادهاند. در همین فاصله یک سال گذشته اکثر حملاتی که در اینترنت از خارج به طرف کشور ما بوده، خنثی شده و بدون اینکه آسیبهای جدی ببینیم از این حملات خوشبختانه سالم به درآمدیم.
موضوع ادغام شورای عالی فناوری اطلاعات با شرکت فناوری اطلاعات صحت دارد؟
شورا که سطحش بالاتر از شرکت است.
معاونت IT با شرکت فناوری اطلاعات چه؟
اینرا هم ما فعلا برنامهای نداریم. چون وظایفی که برای معاونت فناوری اطلاعات تعریف شده، احساسمان این است که این وظایف هنوز باقی است. یعنی اینها موضوعیت دارد بهخصوص با برنامه توسعهای که در این دولت داریم، باید این
لینک
ثابت || اضافه شده توسط آرش کریم بیگی|| نسخه
قابل چاپ || بازگشت به صفحه اصلی
||
آرش کریم بیگی