منبع: عصرارتباط
گفتگو: محیا رکت- فاطمه عبدالعلی پور
علیاصغر قائمی سلیس و روان پاسخ می دهد و میتوان گفت هیچ سوالی را بی پاسخ نمیگذارد مگر اینکه از حوزه اختیاراتش خارج باشد که در این صورت می گوید این سوال را از دوستان من در بخشهای دیگر بپرسید.آی پدی که در حین گفتوگو بر میز قائمی وجود داشت عجیب خودنمایی میکرد و بیش از پیش محوریت فناوری اطلاعات سازمان و تمایل مدیران شهرداری به تکنولوژی راتداعی میکرد.
خواندن این گفتوگو را به همه مخاطبان به خصوص مخاطبان تهرانی توصیه می کنیم چراکه هیچ کدام از شهروندان بی نیاز از خدمات شهری نیستند و خواسته و ناخواسته با این خدمات درگیرند و شهروندانی که رویای مجازی شدنشان در افکار مدیران شهرداری جان گرفته است.
يکي از مهمترين پروژههايي که هماکنون در دستور کاري شما قرار دارد بليت الکترونيکي ناوگانهاي اتوبوسراني است، اجراي اين پروژه در کلانشهرها پيگيري ميشد و اخيرا در تهران اجرايي شد، اين پروژه الان به چه مرحلهاي رسيده است؟
بحث بليت ناوگان حمل و نقل تهران از چند بخش تشکيل شده است. يکي بحث اتوبوسراني، ديگري مترو و سوم تاکسيراني است. البته ما يک ناوگان حمل و نقل ديگر يعني همان ونخودروها هم داريم که آنها را در دسته تاکسيراني جا ميدهيم. چون از نظر کارکرد مانند تاکسيها هستند فقط به جاي 5 مسافر 10 مسافر حمل ميکنند. ما مباحثمان در حوزه بليت الکترونيکي را در همين 3 دسته مشخص کرديم. وضعيت مترو که معلوم است؛ از سالها قبل و از روزي که مترو در تهران راه افتاد بليت الکترونيکي هم راه افتاد و عمر بليت الکترونيکي با مترو يکي است. هرگاه شهرداري تهران ضرورت را احساس کند بر تکنولوژي و معماري فني آن بازنگري خواهد داشت چون تکنولوژي هر روز در حال تغيير است و تا الان بليت مترو کارکرد خوبي داشته است.
تاکنون چه ميزان بليت الکترونيکي صادر شده و چند درصد شهروندان از آن استفاده کردند؟
حدود 4 تا 5 ميليون کارت بليت مترو دست مردم است. ميانگين آمار سفرهاي روزانه با مترو يک و نيم ميليون سفر در روز است و اين نشان ميدهد که استفاده از بليت الکترونيکي مترو در بين شهروندان تهراني جا افتاده است.
آماري داريد که چند درصد از يک و نيم ميليون سفري که با مترو صورت ميگيرد از بليت الکترونيکي استفاده ميکنند؟
بالاي 75 تا 80 درصد از بليت دائمي مدتدار و مبلغدار استفاده ميکنند درصد کمي هم کارت تک سفره تهيه ميکنند ممکن است مترو به هر دليل مسافرغيرتهراني داشته باشد بنابراين سرويس تک سفره همچنان سر جاي خود باقي است و خواهد ماند. البته کارت تک سفره نيز کارت الکترونيکي يک بار مصرف است. بنابراين ميتوان گفت همه مسافران مترو از کارت الکترونيکي استفاده ميکنند فقط تفاوت دراين است که برخي مدت زمان دائمي و برخي مدت زمان کوتاهي دارند و موقتي هستند. بحثي که ما از سال گذشته آغاز کرديم اين بود که در ناوگان اتوبوسراني نيز بليت مترو را راهاندازي کنيم تا مردم از يک بليت استفاده کنند. اتوبوسراني ما امروز از دو بخش تشکيل ميشود يکي بخش اتوبوسراني عمومي است که در اختيار شرکت واحد اتوبوسراني است و بخش ديگر شرکتهاي خصوصي اتوبوسراني هستند. در حال حاضر اولويت ما اتوبوسهاي شرکت واحد است. چون نرخها و مسيرهاي آنها مصوب است البته نه اينکه در مورد شرکتهاي خصوصي مصوب نباشد اما به هرحال نرخهايشان متفاوت است. از اواخر سال گذشته set up نرمافزاري ما تمام شد يعني در همه اتوبوسها کابلکشي انجام و دستگاه کارتخوان مسافران و دستگاه کارتخوان مخصوص راننده نصب شد. کارتخوان راننده با کارتخوان درهاي عقب متفاوت است چون بايد بليت تک سفره صادر کند، بايد شيفت براي راننده باز کند چون يک اتوبوس 14-12 ساعت در روز کار ميکند و دو راننده با آن کار ميکند و بايد سيستم متوجه شود که از اين ساعت تا اين ساعت اين راننده کار کرد از اين ساعت به بعد راننده بعدي کار کرد بنابراين کارتخوان جلو با عقب متفاوت است و کارکردهاي متفاوتي دارد. در هر صورت حدود 5 هزار دستگاه از اتوبوسهاي شرکت واحد تجهيز شدند و حدود دو هزار و اندي اتوبوسهاي شرکتهاي خصوصي داريم که تجهيزاتشان در حال انجام است و در فاز بعدي عملياتي خواهد شد.
اجباري شدن استفاده از کارت بليتها را در دستور کاري داريد؟
از روزي که تجهيز اتوبوسها تمام شد ما امکان استفاده از کارت مترو را در سيستم فراهم کرديم اما مردم اجبار نشدند که حتما بايد از کارت الکترونيکي استفاده کنند چون مسافر مترو با اتوبوس الزاما همپوشاني ندارد که بگوييم تمام مسافران اتوبوس از مترو نيز استفاده ميکنند. ممکن است برخي شهروندان باشند که تاکنون از مترو استفاده نکردند و نياز به استفاده از مترو نداشتند يا در منطقهاي که زندگي ميکنند هنوز خطوط مترو راهاندازي نشدهباشد بنابراين الزامي نکرديم که از کارت بليت الکترونيکي استفاده کنند و بليتهاي قبلي هنوز اعتبار دارد ولي قصد نداريم به بليت کاغذي قوت بدهيم و راه رشد را برايش فراهم کنيم بلکه قصد داريم بليت الکترونيکي را توسعه دهيم.
تا چه زماني قرار است بليتهاي کاغذي حذف شود؟ برنامه شما چيست؟
اتوبوسراني بايد پاسخ شما را بدهد. ولي روال کار اين بوده که اتوبوسراني به صورت فصلي بليتها را چاپ ميکند و قرار شده تا پايان بهار 89 که اتوبوسراني بليتهاي اين فصل را چاپ کرده بليتهاي کاغذي در اختيار شهروندان قرار گيرد و ديگر براي تابستان بليت چاپ نکنند.
برنامه بعدي ما اين است که وقتي اين پروژه به صورت کامل در اتوبوسهاي عمومي انجام شد، کارت هم به اندازه کافي در دست مردم قرار گرفت و بليت کاغذي قديمي هم جمع شد شرکتهاي اتوبوسراني خصوصي را هم ملزم کنيم که ديگر از مردم پول نقد نگيرند. البته بايد مردم هم همکاري کنند که به رانندگان پول نقد ندهند و به جاي آن کارت خود را به دستگاه کارتخوان نشان دهند. در فاز بعدي هم قرار است اين طرح در تاکسيراني انجام شود. تاکسيراني کاملا آمادگي دارد ولي از آنجا که ما نميخواهيم عجولانه و دست و پا شکسته پروژه را جلو ببريم علاقهمنديم براي اينکه همه زواياي کار سنجيده شود ابتدا پروژه در شرکت واحد تکميل شود و در فاز بعد در اتوبوسهاي بخش خصوصي و پس از آن در تاکسيراني پيادهسازي شود.
انجام اين پروژه در بخشهاي مختلف متفاوت نيست؟
اين پروژهها در ماهيت تفاوتهايي با هم دارند؛ اتوبوسها معمولا مالک خصوصي ندارند مثلا شرکت واحد در حدود 4 هزار تا 5 هزار اتوبوس دارد اما تاکسي يک مالک دارد، يک تاکسي يک راننده. بنابراين مساله تسويهحساب شبانه ما براي پرداختهايي که مردم انجام دادند در تاکسي پيچيدهتر است و بايد با حساسيت بيشتري پيگيري شود براي همين ما آخر سر سراغ تاکسيها رفتيم تا پروژه کاملا جا بيفتد چون پروژه ابعاد بزرگي دارد و بايد مسائل مالي، فني، رفتار سازماني و فرهنگسازي آن مشخص شود و بعد سراغ تاکسيها برويم. در تاکسيها علاوه بر مساله جابهجايي پول مساله تاکسيمتر هم مطرح هست. تاکسيها بايد بر اساس طول سفر از مسافر کرايه بگيرند بنابراين در تاکسيها اتصال دستگاه کارتخوان به تاکسيمتر از شروط اصلي است که اين مساله در اتوبوسها وجود ندارد يعني کارتخوان آن مقدار از کارت مسافر کم کند که بايد کم شود تا شبهات و ناهماهنگيهايي که وجود دارد مرتفع شود.
قرار است در بخش تاکسيراني نيز از همان کارتهايي استفاده شود که در مترو و اتوبوسها استفاده ميشود و غيرتماسي باشد؟
بله، قرار است همين باشد. ما که نميتوانيم 10ها کارت به مردم بدهيم و جيب مردم کلکسيوني از کارتها باشد که وقتي ميخواهند سوار هر وسيله نقليهاي شوند يکي را بيرون بياورند.
پس شارژ اينها چطور ميشود؟ الزاما مردم بايد به مترو بروند؟
نه، ما تمام کيوسکهاي قبلي شرکت واحد را تبديل به نقطه شارژ ميکنيم.
الان اين اتفاق افتاده است؟
در حالحاضر در 35 نقطه از شهر تهران ترمينالهاي اتوبوسراني را تجهيز کرديم همان شبکه شارژ کارت مترو را آورديم چون از قديم و از همان ابتدا سيستم شارژ کارت مترو جا افتاده بوده و در همه ايستگاههاي مترو امکان شارژ کارت مترو وجود داشته و دارد ولي اينها همه زيرزمين است براي روي زمين از ترمينالهاي اتوبوسراني آغاز کرديم ولي قراري که با مجري گذاشتيم اين بوده که تمام نقاطي که سابق بر اين محل فروش بليت اتوبوس بوده را تبديل به محل فروش بليتهاي شکل جديد کنيم.
تجهيز اتوبوسها قرر است در همه شهرها در کنار هم پيش برود يا اينکه به صورت مستقل و جداگانه هر يک از شهرها اقداماتي انجام ميدهند؟
شهرداريهاي کشور در عملکردهاي خود مستقل هستند البته جلساتي که مابين همديگر براي هماهنگي و همکاري داريم کمک ميکند تا همسو و هم راستا عمل کنيم. ما هم در بخش فناوري اطلاعات نشستهايي داريم که معمولا هر 45روز يا دو ماه يک بار و بسته به ضرورت ماهي يک بار برگزار ميشود. از جمله مباحثي که درجلسه اول سال مورد نظرمان بود همين نکتهاي بود که شما اشاره کرديد. اينکه هر شهر به دنبال يک تکنولوژي نرود و اتقاقي که در ديگر کشورها رخ داد در اينجا رخ ندهد. مثلا برخي کشورهاي اروپايي مثل آلمان و فرانسه که زودتر، از اين تکنولوژي استفاده کرده بودند به اين مشکل برخورده بودند که تکنولوژيهايي که در نقاط مختلف استفاده کردند هم راستا نبوده است و حالا که به مشکل رسيدند بايد برخي از آنها کوتاه بيايند در اينصورت در هزينهها به مشکل بر ميخورند و تغيير فرهنگ مشکلزا است. ما هم درنظر داريم در کلانشهرها از اين تجربه استفاده کنيم واگر قرار است روزي همه شهرهاي کشوربه سمت اين تکنولوژي بروند از الان بدانيم تا هماهنگي و هم سويي به وجود آيد. خوشبختانه کليات اين مساله را دوستان ما در کلانشهرها پذيرفتهاند.
يعني اگر من بليت کارت تهران را داشته باشم و اين سيستم در شهري مثل اصفهان هم راه بيفتد آيا ميتوان در اتوبوس اصفهان هم استفاده کرد؟ آيا پروتکلي ميان شهرها امضا شده است؟
يک پروتکل کلي امضا کرديم که هم بحث معماري فني وهم کارتهاي همديگر را بپذيريم. شبيه اتفاقي که در شتاب رخ ميدهد که شما عابر بانک يک بانک را داريد ولي در يک بانک ديگرهم ميتوانيد پول دريافت کنيد.
هنوز با شهرهاي ديگر توافق قطعي انجام نشده است؟
چرا توافق قطعي شده است؛ شهرهايي مثل اصفهان، مشهد، تبريز- در مقياس محدودي در گذشته اين کار را شروع کرده که حالا بايد تکميل و پيگيري کند- و شيراز اين پروژه را شروع کردند .تقريبا ميتوان گفت اکثر کلانشهرها در حال استارت اين پروژه هستند و تهران هم که از سال گذشته شروع کرده و به وضعيتي که مشاهده ميکنيد رسيده است.
به نظر ميرسيد که پروژه بليت الکترونيکي ميتواند بخشي از پروژه کيف پول الکترونيکي باشد. براساس صحبتهايي که انجام شده بود قرار بود شما با بانک مرکزي صحبتهايي انجام دهيد چون در خصوص آنلاين و آفلاين بودن اين کارتها اختلاف نظر وجود داشت اما تصميمي که گرفتهايد چيز ديگري است...
بانک مرکزي استانداردي به بانکها ابلاغ کرد که اگر ميخواهيد پول الکترونيکي خرد را پيادهسازي کنيد بايد اين استانداردها را داشته باشد ما هم در بحث کارت بليت سراغ پيادهسازي اين استانداردها رفتيم ولي بخش دوم سوال شما را من متوجه نشدم.
سوال ما اين است که شما قرار بود سر دوختن اين کارتها به حسابهاي بانکي افراد به توافقاتي برسيد تا به صورت آنلاين باشد و حتي گمان ما اين است که الان بانک شهر هم که راه افتاده قرار است بخشي از اين قضيه را تامين کند؟
بانک شهر که بانک عامل شهرداري است تقريبا به عنوان بانک عامل اين پروژه انتخاب شده است. اينکه ميگويم تقريبا به اين دليل است که انتخاب بانک عامل در حوزه مسئوليت من نيست و دوستان اقتصادي در شهرداري تصميم ميگيرند چون اين يک پروژه چند وجهي است هم بخش فني دارد و هم بخش مالي و هم بخش حمل و نقل و... و ما در شهرداري تهران با هماهنگي با يکديگر اين بخشها را پيش ميبريم.
اين پروژه آنقدر طولاني شد که بانک شهر هم از راه رسيد...
طولاني شدن پروژه به خاطر اين نبود که بانک شهر، بانک شود خوشبختانه بانک، زمان مناسبي از راه رسيد و اين اتفاقي بود که همزمان با انجام پروژه صورت گرفت.
به نظر ميرسيد شهرداري به اين دليل نميخواست با بانک مرکزي همکاري کند که ميخواست مالکيت وجوه براي خودش باشد مثل مترو که وجوه آن مستقيما به خزانه خودش ميرود و با راهاندازي بانک شهر اين مشکل شهرداري حل خواهد شد...
بانک مرکزي دو نکته را در ابلاغيه خود آورده که ما هر دو مورد را رعايت کرديم. يکي استانداردهاي فني است که ما رعايت کرديم، نوع کارت و استانداردهاي ايزو و کانکشنهاي مخابراتي و... ديگري اينکه بانک رسمي بايد مخزن وجوه باشد. هفته گذشته فراخواني داشتيم که ببينيم کداميک از بانکها آمادگي بيشتري دارند تا بيايند و بانک عامل اين پروژه شوند که اين بخش ابلاغي بانک مرکزي هم در کيپا هم رعايت شده باشد. اتفاقا براي اينکه رانتي هم نشود به بانک شهر هم گفتيم تو هم مثل بقيه بانکها وارد عرصه شوند و شرايطت را اعلام کن. البته اين بحث را همکاران ما در بخش اقتصادي و سرمايهگذاري پيگيري ميکنند. هفته گذشته جلسهاي با بانکها داشتيم و اسکوپ پروژه را برايشان شرح داديم و دوستان حاضر در جلسه هم از ابلاغيه بانک مرکزي مطلع بودند و ما پيرو آن ابلاغيه ميخواهيم بانک رسمي را انتخاب کنيم. موارد فني را هم که رعايت کرديم و اين نشاندهنده اين است که در کارتها تغييراتي را لحاظ خواهيم کرد.
در اينجا دو سوال براي ما مطرح شد اول اينکه پس هنوز بانک عامل پروژه مشخص نشده است؟ يعني بانک شهر بانک عامل قطعي پروژه نيست؟
بانک شهر هم مانند ديگر بانکها در اين فراخوان شرکت و اعلام شرايط ميکند و بخش سرمايهگذاري اقتصادي بانک عامل را انتخاب خواهد کرد.
و سوال دوم اينکه تغييرات فني که مطرح کرديد چه هستند؟
کارتهايي که تحت عنوان کارت مترو در دست مردم است تکنولوژي يک دهه قبل را دارند. استانداردي که بانک مرکزي مشخص کرده است در بحث امنيت حساسيت بيشتري به خرج داده است ما هم قبول داريم و همان استاندارد را براي کارت بليتها پذيرفتيم و به مجري که براي اجراي کارت بليتها انتخاب کرديم تاکيد کرديم که استانداردهاي بانک مرکزي را رعايت کند. آن مجري موظف است در يک فاصله زماني مناسب مثلا تا پايان سال بدون اينکه مردم را تحت فشار قرار دهد که کارتهايتان را عوض کنيد شرايطي را فراهم کند که مردم بيايند کارتهايشان را عوض و کارتهاي جديد دريافت کنند.
کارتهاي جديد به حساب بانکي مردم متصل ميشود؟
خير، کارت بينام (no name) است. اصلا در دستور بانک مرکزي اين است که کيپا به هيچ حساب بانکي متصل نباشد.
اما اين بحث وجود داشت...
در کيپا هم گفته شده که اين کارتهاي جديد مانند پول توي جيب مردم است که اگر هم گم شود گم شده است. وقتي شما دم در اتوبوس يا تاکسي هستيد نميتوانيد منتظر شويد که کارت بزنيد در اين صورت صف طولاني شکل ميگيرد که آزاردهنده خواهد شد. وقتي شما دم در اتوبوس هستيد نميتوانيد رمز و يوزر وارد کنيد شما بايد بلافاصله کارت را به دستگاه کارتخوان نشان دهيد و وارد شويد و همه جاي دنيا سيستم حمل و نقل به همين صورت عمل ميکند.
اشکالي که به وجود ميآيد اين است که عمليات شارژ به صورت دستي صورت ميگيرد. يعني کارت به حساب بانکي متصل نميشود...
اين يعني اينکه مردم اين امکان را داشته باشند که وقتي به خودپرداز بانک مراجعه ميکنند کارت شتاب را در خودپردازبگذارند و بليت خود را جاي ديگري در همان خودپرداز بگذارند و از کارت بانکيشان پولي به کارت بليتشان منتقل شود. در اين صورت بانکها بايد با ما همکاري کنند .
بنابراين براي انجام اين کار يک هزينه اضافي بر بانکها تحميل ميشود و بايد دستگاههاي خودپرداز خود را تغيير دهند.
نيازي به تعويض نيست فقط بايد يک قطعه اضافه کنند.
الان اين در برنامه شما هست؟
اين در برنامه ما هست. اما ما نميتوانيم اين کار را بدون همکاري بانکها انجام دهيم آنها بايد بخواهند وگرنه ما نميتوانيم پشت ATM بانکها را باز کنيم و يک قطعه اضافه کنيم. البته اينطور که ما شنيديم بانکها استقبال کردند که ما اين کار را انجام دهيم.
کارهاي فني پروژه را خودتان انجام داديد يا به شرکتهاي خصوصي واگذار کرديد؟
ما پروژه را به صورت صد درصدي با بخش خصوصي انجام داديم. اما ابتدا مطالعاتي در اين مجموعه انجام داديم و RFP آن را در آورديم و شرکتهايي که شرايط ما را پذيرفتند به عنوان پيمانکار انتخاب کرديم. ما سال گذشته پيمانکار خود را انتخاب کرديم. سرمايهاي هم که سرمايهگذار ما انجام داده در واقع از محل تراکنشهايي است که صورت ميگيرد، يعني شهرداري هيچ سرمايهاي را در اين پروژه هزينه نکرده است.
اين پروژه سال 86 آغازشد؟
پروژه در ارديبهشت 87 به ما ابلاغ شد. شش ماه کارگروه تشکيل جلسه داد بعد فراخوان زديم و با شرکتها وارد مذاکره شديم و از ميان 9 شرکت مناقصهاي برگزار و پيمانکار انتخاب شد. قرارداد در اسفند منعقد شد.
زمانيکه پروژه در همه قسمتها و به صورت کامل به بهرهبرداري ميرسد مشخص است؟
قراردادي که ما بستيم فقط درمورد ناوگان اتوبوسراني است.
يعني براي راهاندازي بليت الکترونيکي در تاکسيراني دوباره مناقصه برگزار مي کنيد؟
بله.
اين طور گفته شده بود که اين پروژه بايد تا سال 91 به بهرهبرداري کامل برسد. همانطور که در سند راهبردي ذکر شده است...
اميدواريم که برسد.الان فقط فاز تاکسيراني مانده است.
فاز اتوبوسهاي بخش خصوصي هم مانده، کي انجام ميشود؟
فکر ميکنم از دو سه ماه ديگر آغاز شود. قطعا ما اين بخش را امسال به پايان خواهيم رساند و سال 90 هم در تاکسيها پروژه را انجام خواهيم داد.
شما پيش از اين قرار بود اسناد شهري را ديجيتالي کنيد؛ فراخواني بدهيد به مردم که بيايند و اسناد خود را بگيرند. اين وعده کي محقق ميشود؟
ما هنوز هم مصر هستيم که اين اتفاق بيفتد.
يعني الان ديتاسنترتان نهايي شده؟
بله.
پس الان مردم ميتوانند بيايند و اسنادشان را ببرند؟
اسناد در شهرداريهاي مناطق توزيع شده است ما از همه آنها يک کپي الکترونيکي داريم و همه دستاندرکاران شهرداري به اين سرويس دسترسي دارند. اساسا دفاتر خدمات الکترونيکي که حدود يک سال و نيم است راه انداختهايم به دليل وجود آرشيو الکترونيکي نيازي به پرونده فيزيکي ندارند چون کارمند شهرداري که نيستند، کارمند بخش خصوصي هستند به شبکه وصل هستند و ميتوانند پرونده شما را ببينند و ميتوانند کار اجرايي را دنبال کنند. ما در جايگاه IT شهرداري ميگوييم که اين آمادگي را داريم که مردم بيايند و اسنادشان را ببرند اما يک سري تشريفات قانوني نيز بايد انجام شود. دوستان ما در حوزههاي مختلف مديريتي شهري بايد موانع قانوني کار را برطرف کنند تا اين کار انجام شود ولي ما مصر هستيم که اين کار حتما انجام شود.
قرار بود مرکز داده شهرداري به مرکز داده شهري تبديل شود و در سال 88 راهاندازي شود...
مرکز داده ما سال گذشته حدود مردادماه افتتاح شد. بخش اعظمي از آن به شهرداري تهران سرويس ميدهد. همان موقع در مراسم افتتاحيه اعلام کرديم که هر کدام از دستگاههاي خدمترسان در اين حوزه نياز به همکاري ما دارند ما در خدمتشان هستيم و ميتوانند بيايند و از اين خدمت ما استفاده کنند.
تا الان دستگاهي مراجعه نکرده است؟
تا الان يکي دو دستگاه مراجعه کردهاند اما هنوزعملياتي انجام نشده است.
کدام دستگاهها مراجعه کردند؟
الان حضور ذهن ندارم چون به سال گذشته مربوط ميشود.
حجم ديتاسنتر شما چقدر است؟
خيلي.
خيلي به عدد چقدر مي شود؟
ما الان حدود هزارترابايت (يک پتابايت)ظرفيت ذخيرهسازي داده داريم که الان حدود پانصد ترابايت آن پر شده است که بخش اعظمي از آن مربوط ميشود به اسکن پروندهها و نگهداري اصل اسنادي که در سوال قبل به آن اشاره شد. چون تصويراست و حجم بيشتري را ميگيرد. البته دادههاي ديگري هم داريم مثلا دادههاي جغرافيايي از ديگر دادههاي ماست چون تصاوير ماهواره اي 10 تا 12 ساله گذشته را از طريق آن آرشيو کرديم و کمک ميکند تا بتوانيد سابقه زمين يا ملکي را در 10 تا 12 سال گذشته ببينيد سنوات گذشتهتر آن در دسترس نبود و اگر هم باشد حاضريم که تهيه کنيم چون براي آرشيو شهري مناسب است. اين دو بخش از نظر دادهاي حجيم است البته انبوهي از دادههاي ديگرهم در ديتاسنتر خود داريم.
پس املاک شهري را هم شامل ميشود!
کليه دادههاي شهري در ديتاسنتر اينجا نگهداري ميشود.
يکي از پروژههايي که در دست داشتيد در مورد شهر مجازي تهران بود که پيمانکار شما دانشگاه تهران بود. دوسال پيش گفتيد که 70 درصد کار انجام شده است و قرار است سندي تهيه شود. اين کار انجام شده است؟
دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران با مديريت دکتر عاملي مجري اين پروژه بودند. در زمانبندي مقرر اين کار انجام شد و سند مطالعاتي شهر مجازي تهران استخراج شد. در اين سند يک سري راهبردهاي کلي و خدماتي که شهرداري و مديريت شهري در حوزههاي مختلف شهري ميتواند به شهروندان ارايه دهد با مستندات مورد نياز فهرست شده است و در 68 دسته اصلي قابل تفکيک است و داخل هر دسته يک سلسسله خدمات وجود دارد، مثلا يکي از سرفصلها به خدمات ايمني شهر مربوط ميشود. در بخش امنيت شهري نيز دهها موضوع قابل بررسي است يا در بحث فرهنگي تعداد زيادي لايههاي دوم و سوم تعريف شده است. بحث بعدي که ما در دست داشتيم اين بود که زمانبندي انجام دهيم و تعريف کنيم که انبوهي از خدماتي که به دست آورديم را چگونه پيادهسازي کنيم. به تعبير ساده در اين مطالعه به front office و خدماتي که قرار است به دست مشتريان برسد توجه شده است. اينکه چگونه اين خدمات آماده شود به دو مولفه اساسي نياز دارد؛ يکي مسائل زيرساختي و ديگري همه آمادگيهاي درون سازماني. چون بالاخره اين سازمان است که بايد خدمات را توليد کند و به مردم ارايه دهد.
در بخش زيرساخت صرف شبکه مد نظر نيست. ضمن اينکه شبکه يکي از ارکان اصلي زيرساخت است. ديتاسنتر، توجه به قوانين زيرساخت، اصلاح قوانين دست و پاگير از جنس زيرساخت، مرکز داده، گروهي که اين موضوع را رصد کنند و... زيرساخت محسوب ميشوند. مثلا در بحث نتورک شهرداري تهران وضعيت خوبي دارد. در مورد ديتاسنتر وضعيت را برايتان توضيح دادم در بخش امنيت هم فعاليتهاي خوبي انجام گرفته است. البته امنيت يک مقوله پايانناپذير است. بخش ديگر بخش آمادگيهاي سازماني است و رويکردي که شهرداري دنبال ميکند اين است که خود را سبک کند و تا جايي که ميتواند مسووليتهاي خود را به بخش خصوصي واگذار کند.
يعني ميخواهيد به دفاتر واگذار کنيد؟
دفاتر هم هست. مثلا در بحث نظافت شهري که به دست شهرداري است تمام امور نظافت شهري توسط شرکتهاي بخش خصوصي انجام ميشود در حالي که سابقا شهرداري تهران 15-14 هزار رفتگر استخدامي داشت. در بخش حمل و نقل نيز شرکت واحد در حال تبديل به چندين شرکت اتوبوسراني خصوصي است. در بخش IT نيز ميخواهيم تصديگري را به بخش خصوصي بدهيم و ما به نهاد تنظيم مقررات تبديل شويم. مثلا پروژه بليت الکترونيکي يکي از پروژههاي بزرگ ماست که توسط بخش خصوصي در حال انجام است در صورتي که اگر ما ميخواستيم خودمان اين کار را انجام دهيم بايد لشکري نيروي انساني استخدام ميکرديم و ممکن بود کار با اين سرعت و کيفيت هم پيش نرود.
بنابراين يکي از تغييرات درون سازماني اين است که ما بخش خصوصي را براي مشارکت به کار بگيريم و از رويکردهاي اصلي ما بوده است.
اين دو مولفه باعث ميشوند که ما به سمت front office و خدمات و لايههايي که خدمتتان گفتم حرکت کنيم.
تهيه سند چقدر زمان برد؟
9 ماه مطالعات اوليه آن طول کشيد و با توليد سند حدودا يک سال طول کشيد.
بنابراين بايد دوباره يک سند اجرايي تهيه کنيد؟
يک سند اجرايي درون سازماني مختصر بايد تهيه شود. زيرساخت هم دست شهرداري خواهد ماند چون يک مساله حاکميتي است. مثلا در خصوصيسازي شرکت مخابرات نيز زيرساخت حاکميت نگه داشته شده و دسترسيها به دست بخش خصوصي سپرده شده است.
زماني براي اجرايي شدن پروژه مشخص نشده است؟
تدبير آقاي قاليباف که هميشه تاکيد ميکنند اين است که ظرف 5 سال ما به يک نقطه مطلوب برسيم. البته مطلوب يک مفهوم نسبي است و بحث جدي اندازهگيري شاخصهاي موضوع است. شاخصهاي تحقق شهر هوشمند در دنيا وجود دارد و ميتوان استانداردها را بومي و طبقهبندي کرد. اگرسالي 20درصد پروژه را اجرا کنيم به نقطه مطلوب ميرسيم. البته تکنولوژي در حال تغيير است و ممکن است روز به روز بتوان خدمات جديدتري ارايه کرد که قابل پيشبيني نيست. مثلا الان3G در حال راهاندازي است. يکي از بحثهايي که ما دنبال ميکرديم راهاندازي شبکه شهروندي بود. به اين معنا که تمام نقاط پرتردد شهر تهران به گونهاي شبکه دسترسي براي مردم باشد. امروز موبايل و لپتاپ شما تقريبا Wi-Fiرا پشتيباني ميکند ما به دنبال اين بوديم تا چتر Wi-Fi تهران را گسترش دهيم و حداقل اينترانت شهر را در اختيار شهروندان قرار دهيم. دنبال اينترنت فروشي هم نبوديم. در پنج نقطه تهران از بهمنماه به صورت آزمايشي کار را شروع کرديم و از اوايل ارديبهشت کار انجام شد.
با همکاري زيرساخت اين کار را انجام داديد؟
نه خومان انجام داديم.
با شبکهاي که خودمان در اختيار داريم و در پارکهاي شهرداري مانند ملت، بوستان گفتوگو، پارک قائم، فرهنگسراي بهمن و ...اين طرح را انجام داديم. البته هنوز اعلام نکرديم و افتتاحيهاي برگزار نشده است.
چه سرويسهايي قرار است در اين پنج پارک ارايه شود؟
دو سرويس قرار است ارايه شود؛ يکي کتابخانه ديجيتالي است که در اين نقاط پرتردد در اختيار شهروندان قرار ميدهيم و ديگري برخي تفريحات سالم. شما ممکن است مثلا يک ساعت براي استراحت وارد پارک شويد در اين صورت اين امکان براي شما فراهم ميشود که با استفاده از وسيله الکترونيکي خود يک کتاب مطالعه يا يک فيلم تماشا کنيد.
يعني محتوا از طرف شما انتخاب شده و مردم بر اساس گزينشهاي شما ميتوانند از محتواها استفاده کنند؟
فعلا دو محور کتاب و فيلم را در برنامه قرار داديم و قصد داريم اين دو محتوا را در نقاط پرتردد و تفريحگاهي در اختيار مردم قرار دهيم.
و رايگان؟
بله .
به زودي يعني کي؟
حداکثر تا دو ماه آينده. چون در بخش تامين محتوا بايد اقداماتي صورت گيرد و تدارکاتي ديده شود که سازمان فرهنگي شهرداري بايد انجام دهد. محتوا را آنها تحويل ما خواهند داد.
قرار است اين پروژه در چند نقطه شهري انجام شود؟
قرار است در نقاط پر تردد شهر انجام دهيم.
در حال حاضر شهرداري چند خدمت الکترونيکي به شهروندان ارايه ميدهد؟
خدمات اينترنتي را در سايت ميتوانيد مشاهده کنيد. حدودا 15 خدمت در سايت است. البته يک سري خدمات جداگانه هم وجود دارد که درون سازماني است.
برخي کشورهاي دنيا مانند کره که به سمت شهر الکترونيکي حرکت کردهاند بيش از 100 خدمت الکترونيکي به شهروندان ارايه ميدهند و اين درحالي است که شهرداري تهران 15خدمت الکترونيکي ارايه ميدهد و قرار است ظرف پنج سال آينده تهران به شهر الکترونيکي تبديل شود در حاليکه ما يک دهم ديگر شهرها خدمات الکترونيک داريم!
در سند مصوبه 5 ساله شهرداري تهران که سال گذشته به تصويب شوراي شهررسيد به شهرداري ابلاغ شده که در طي 5 سال حدقل 100 خدمت شهرداري به صورت الکترونيکي ارايه شود. در اينجا من به يک نکته هم اشاره کنم، در حوزه انجام پروژه بليت الکترونيکی ما مطالعات تطبيقي زيادي انجام داديم و وضعيت اجراي پروژه بليت الکترونيکي را در کشورهاي ديگر مورد بررسي قرار داديم و تجربيات، موانع و دستاوردهاي آنها را مطالعه کرديم.هنگ کنگ يکي از نقاطي بود که مورد بررسي ما قرار گرفت. 25 سال است که آنها از بليت الکترونيکي استفاده ميکنند. ما با آنها نشستي داشتيم و در معماري فني اين پروژه از آنها استفاده کرديم. وقتي يک نهادي دهها سال از يک تکنولوژي استفاده ميکند با نهادي که تازه وارد عرصه شده متفاوت است. توسعه خدمات الکترونيک در تهران سابقهاي 4-3 ساله دارد. ما اميدواريم تا پايان برنامه 5 ساله که ابلاغ شده به حد مطلوبي که در نظر گرفته شده برسيم.
يعني سال 91؟
93سال. البته در برخي مسايل ممکن است يک فتح بابي صورت گيرد و بتوانيم خدمات بيشتري ارايه کنيم مثلا در بحث خدمات پول و مالي شهرداري مردم ما توانستيم عوارض خود را از امسال اينترنتي کنيم .
کدام بانکها همکاري ميکنند؟
فعلا دو بانک در اين خصوص به ما سرويس ميدهند؛ يکي بانک سپه و ديگري بانک ملت. بقيه بانکها هم قرار است به تدريج همکاري کنند. وقتي شما براي پرداخت عوارض خودرو وارد سايت ما ميشويد شما را به فضاي مجازي بانک ارسال ميکنيم در آنجا بانک از شما پول ميگيرد نه ما و بعد از اينکه پرداخت خود را انجام داديد دوباره به سايت ما بازگردانده ميشويد. ما در همان حال به بانک پيغام ميدهيم که آيا پول را گرفتي؟ پس استعلام قديمي سابق به صورت الکترونيکي انجام ميشود. در اين حوزه يکي دريافت پول و ديگري استعلام به صورت الکترونيکي انجام ميشود.
چرا ديگر بانکها همکاري نکردند؟
اين دو بانک سرويس تسويهحساب آني را انجام ميدهند در بقيه بانکها تسويهحسابها در ساعت 12 شب صورت ميگيرد. مذاکراتي را شروع کرديم با ديگر بانکها و آنها پذيرفتهاند که هماهنگيهايي را ايجاد کنند و تطابقاتي با ما داشته باشند. حالا اگر بحث عوارض و پرداختهاي مالي آن، جا بيفتد اين سيستم را براي ديگر عوارض نيز ميتوانيم اجرا کنيم چون موضوع يکي است. گاهي راه افتادن يک خدمت باعث ميشود که چند پروژه ديگر هم راه بيفتد.
يک پروژه تحت عنوان رصدخانه داشتيد که بانک جامع اطلاعات شهري جزيي از آن بود و قرار بود از اول امسال انجام شود.الان به کجا رسيده است؟
رصدخانه يک سري استانداردها دارد و يک سري شاخصهاي شهري هم وجود دارد مثل شاخص آب و هوا، تغذيه و... ما براي اينکه رصدخانه را راهاندازي کنيم نياز به دادههايي داريم. يک بخش از اين دادهها از محل شهرداري تامين ميشود. ما ميتوانيم دادهها را از شهرداري بگيريم و پردازش کنيم. اما يک سري از دادهها دست ما نيست مثلا شاخص سلامت دست ما نيست اگر بخواهيم بگوييم رصدخانه بر اساس استاندارد آماده است اينطور نيست چون همه دادههاي مديريت شهري دست ما نيست اما در بخشهايي که دست شهرداري است اين کار انجام شده است.
براي به دست آوردن اطلاعات از بخشهاي ديگر رايزني صورت نگرفته است؟
تشکيل کارگروه آمار و اطلاعات را به استاندار تهران پيشنهاد داديم که آنها هم استقبال کردند. پيشجلسهاي هم با همکاران ما داشتند. کارگروه شکل گرفته اما بايد نشستهايي داشته باشيم تا اين نظام چرخش اطلاعات شکل بگيرد.
مگر قرار نبود شهر تهران به نقاطي تقسيم شود و هر بخش اين دادهها را در بياورند...
بخشي که در حوزه مديريت شهري وجود دارد تقسيمبندي شده، استانداردها هم موجود است فقط دادهها موجود نيست.
با کدام دستگاهها رايزني کرديد؟
تقريبا با بيش از 20 دستگاه مکاتباتي انجام داديم، در واقع دستگاههايي که به مردم خدمات زندگي در شهر را
ارايه ميدهند. اما اگر شما ميخواهيد دستاورد پروژه را تاکنون مشاهده کنيد بخشي تحت عنوان سامانه گزارش ساز آمار و اطلاعات بر سايت وجود دارد. البته با محتواي مفصلتر در شبکه داخلي موجود است.
کي به روز ميشود؟
دادههاي مربوط به شهرداري حداقل هفتهاي يک بار به روز ميشوند.
سرنوشت موزه IT چه شد؟ راه افتاد؟ قرار بود با نظام صنفي رايانهاي راهاندازي شود؟
موزه IT را همکاران ما در فرهگسراي IT علاقمند بودند که دنبال کنند.فکر نميکنم راه افتاده باشد.
خانههايIT چطور؟
راهاندازي نشد.
چرا؟
به مشکل تامين نقدينگي برخورد و پيگيري نشد.
قرار بود چه اتفاقي در خانههاي IT بيفتد؟
اين پيشنهاد از سوي حوزه فرهنگي، اجتماعي مطرح شد و کار مشترکي ميان معاونت فرهنگي اجتماعي و سازمان فرهنگي هنري شهرداري بود. سازمان فرهنگي هنري شهرداري از گذشته فرهنگسراي IT داشت و در آنها معمولا مباحث آموزشي icdl پيگيري ميشود. سال 86 راهاندازي خانههاي IT نيز مطرح شد که در محلهها نيز خانههاي IT داشته باشيم.
در واقع همان کار را انجام دهند؟
همان کار در مقياس کوچکتر و محليتر. يکي از دلايلي هم که انجام نشد مشکل تامين فضا بود. بحث موزه IT نيز يک کار بين سازماني بود که در نظام صنفي مايل به همکاري بودند که به دليل مشکلات جا، فضا، زمين و... انجام نشد.
بودجه امسال شما چقدر است؟
بودجهاي که ما براي تحقق شهر مجازي، هوشمند و... به شوراي شهر پيشنهاد داديم توسط شوراي شهر پذيرفته شد اما ذات بودجه وعده است اين مهم است که چقدر محقق شود.
سال 87، بودجه شما 28 ميليارد تومان بود که در واقع يک صدم بودجه کل شهرداري به IT اختصاص داشت. امسال اين نسبت چگونه است؟
امسال بودجه IT 39 ميليارد تومان است. البته رقمي که گفتم رقمي است که به صورت مستقيم صرف IT ميشود وگرنه برخي پروژهها را بخش خصوصي انجام ميدهد مثل همين پروژه بليت الکترونيکي که بخش خصوصي هم درآن سرمايهگذاري ميکند و اگر قرار باشد آنها را هم لحاظ کنيم اعتبارات ما بيشتر ميشود.
مثلا سال گذشته درراستاي پروژه بليت الکترونيکي تهران 15 ميليارد براي تجهيز اتوبوسها به کار رفت که در بودجه شهرداري و سازمان ITشهرداري نبود.
در زمينه اتصال بانکهاي اطلاعاتي به ديگر سازمانها چقدر توفيق داشتيد؟
سرجمع توفيق زيادي نداشتيم چون نگاه بخشينگري هنوز وجود دارد ولي در ثبت احوال مذاکرات و توافقاتي صورت گرفته که در شهرداري خدماتي ارايه بدهند.
ديگر دستگاهها راغب نبودند يا اينکه زيرساخت آن فراهم نبوده است؟
من نميخواهم کسي را متهم کنم اصليترين مشکل ما نگاههاي بخشينگر است وگرنه زيرساخت فراهم ميشود. مباحث امنيتي هم قابل حل است ميتوان پروتکلهايي نوشت که مشخص شود به چه بخشي از اطلاعات ميتوان دسترسي داشت. ما در پست به توافقاتي رسيديم تا هر اتفاقي در پست در زمينه تحولات ملکي رخ ميدهد ما پست را مطلع کنيم و پست هم ما را در جريان بگذارد. چون ما تا الان کد پستي املاک را نداشتيم ما ناچار بوديم براي خودمان يک کدينگ ديگر داشته باشيم در حاليکه قانون کد پستي در کشور وجود دارد همانطور که براي افراد، ماشين و ملک کدهايي تعريف شده خوب است که به اشتراک گذاشته شود.
يعني يک کدينگ مستقل داشتيد؟
ما کد نوسازي داشتيم .کد پستي به آدرسدهي توجه دارد و کد نوسازي مسايل ديگري را در بر ميگيرد.
براي امسال چه پروژهاي را در دستور کاري قرار داديد؟
پروژه بليت الکترونيکي و گسترش آن براي ما حائز اهميت است. بحث پرداختهاي الکترونيکي براي ما اهميت دارد که اميدواريم امسال حل شود. البته همه گرهها به دست ما باز نميشود. ما يک طرف قضيه هستيم و بانکها و مديران مالي طرف ديگر هستند. يکي ديگر از مباحث مهم بحث مکانيزه شدن تفصيلي شهر تهران است که سال گذشته طرح جامع تهران مصوب شد. امسال شهرداري طرح تفصيلي را به شورا پيشنهاد کرده و در دست بررسي و تصويب است. به محض اينکه شوراي شهر بحث تفصيلي را تصويب کند و به شهرداري ابلاغ کند ما موظفيم آن را به عنوان بيس قرار دهيم.
منظور از طرح مکانيزه شدن تفصيلي شهر تهران چيست؟
در اين طرح، شهر تهران به پهنههايي تقسيم شده که در دل هر بخش، پهنههاي جزييتري وجود دارد مثل پهنه آموزشي، تجاري و...
در واقع همان طرح GIS است؟
جنس موضوع GIS است اما وقتي شما ميخواهيد در جايي مجوز ساخت و ساز بگيريد نبايد اين قوانين و مقررات در کشوي ميز من باشند و اگر دوست داشتم براي شما اعمال کنم. بايد شفاف در اختيار شما باشد که در اين ملک يا معبر قرار است چه رخ دهد و ملک شما مشمول کدام قوانين خواهد شد که سيستم در اين مورد تصميم ميگيرد اين بزرگترين پروژهاي است که ما در بحث معماري و نوسازي شهري خواهيم داشت.
امسال انجام خواهد شد؟
بله، البته هنوز شوراي شهر تصويب نکرده است. ابتدا بايد سند تصويب شود ما از الان مقدمات و شرايط را فراهم کرديم.