فناوری اطلاعات

کودتای شبکه های اجتماعی علیه وب

نوشته: احمد عادلی
 
در سال 2015 بیش از 95 درصد کاربران اینترنت در شبکه های اجتماعی عضو می شوند که از این بین حدود 70درصد آنها فعالیت شان را در اینترنت محدود به این فضا خواهند کرد. شاید به نظر عجب برسد که چگونه ممکن است وب سایت و یا سرویسی برای جایگاه وب خطر ایجاد کند. از نظر تکنیکی این سخن اساسا موضوعیت نداردولی از لحاظ فرهنگی تا حدی نگران کننده است.
 
به جرات می توان گفت که وب محبوب ترین سرویسی است که تاکنون در بستر اینترنت اجرا شده است. در ستایش جایگاه وب همین بس که پس از ظهور سرویس وب بود که اینترنت همه گیر شد. وب را همه با وب سایت های موجود در آن می شناسند. محبوبیت وب تا حدی است که در عوام آن را با خود اینترنت اشتباه می گیرند. آنچه برای اولین بارشخصی در خصوص اینترنت فرا می گیرد چگونگی اجرای وب سایت ها در بستر وب است. وب حتی توانسته سرویس های محبوب دیگری که تا آن روز به طور مستقل در بستر اینترنت اجرا می شدند را تحت تاثیر قرار دهد(همانند ایمیل). وب همیشه مانند سرزمین سخاوتندی بود که هر سایت و سرویس مانند مسافری نورسیده را به هر شکلی که بودند درآغوش خود جای می داد. اما حال چه شده که برخی از این مسافران که در مکان مدت ها است سکنی گزیدند٬ چشم طمع به جایگاه این سرزمین دوختند.
 
شاید به نظر عجب برسد که چگونه ممکن است وب سایت و یا سرویسی برای جایگاه وب خطر ایجاد کند. از نظر تکنیکی این سخن اساسا موضوعیت ندارد ولی از لحاظ فرهنگی Anchorتا حدی نگران کننده است. اما سوال اینجاست که چه سرویس هایی در برابر وب قدم علم کرده اند؟ پاسخ شبکه های اجتماعی است. شبکه های اجتماعی موج جدیدی از ظهورتکنولوژی در زندگی بشر هستند. این سرویس ها باعث نفوذ هرچه بیشتر اینترنت در خانه های کاربران شدند. این سرویس های اینترنتی که در بستر وب اجرا می شدند در ابتدا به صورت وب سایت (سرویس) هایی مفید شناخته شدند که باعث غنی تر شدن جهان وب می شدند.
 
با افزایش محبوبیت این سرویس ها امکانات بیشتری به آنها افزوده شد. کاربران مایل بودند که اوقات بیشتری را در این شبکه سپری کنند و قادر باشند کار های بیشتری را به صورت فردی و یا اجتماعی صورت دهند. این مساله باعث شد که صاحبان این کسب وکارها(شبکه های اجتماعی) به این فکر بیافتند که عملیات کاربران را با بسط دادن امکانات اینشبکه ها چنان افزایش دهند که دیگر آنها نیازی به خارج شدن از محیط شبکه نداشته باشند.
 
برای بسیاری از کاربران اتصال به اینترنت با ورود به یکی از این شبکه های اجتماعی برابر است. گاهی به این خاطر است که این شبکه های چنان نیاز کابران را در خود مرتفع می سازند که کاربر نیاز به خروج از آنها ندارد و گاهی به دلیل سپری کردن زمان زیاد در این شبکه بهانه ای چون کمبود وقت پیش می آید.
 
در نوامبر 2012 موسسه Global Research آماری را منتشر کرد که در آن گفته شده بود”در سال 2015 بیش از 95 درصد کاربران اینترنت در شبکه های اجتماعی عضو می شوند که از این بین حدود 70درصد آنها فعالیت شان را در اینترنت محدود به این فضا خواهند کرد”.
 
آنچه باعث نگرانی شده تسلط کامل شبکه های اجتماعی در دنیای اینترنت است. توجه شود که این شبکه ها در حال حاضر به صورت سایت و سرویس هایی در بستر وب قرار دارند. شاید برای بیشتر افراد این ادعا کمی عجیب و غیر منطقی به نظر آید اما با نگاهی به واقعیت هایی که در این بین وجود دارد موضوع آشکارتر خواهد شد:
 
ظهور هرچه بیشتر کسب و کارها مختلف در این فضا(این کسب و کارها تا کنون به صورت وب سایت در فضای وب حضور داشتند)
متمرکز کردن کاربران با قابلیت دسترسی بیشتر به یکدیگر
اجرای اپلیکیشن های تحت وب در این بستر(ربودن موج نوظهور اپلیکشین های اینترنتی)
افزایش فعالیت های گروهی
قابلیت اشتراک اطلاعات و رسانه ها در این بستر بسیار بهتر از مدل سنتی خود یعنی وب سایت های اینترنتی
ظهور فعالیت های اجتماعی چون ایمیل٬ IM٬ ویدیو کنفرانس و ... در این بستر.
تناسب بیشتر هویت حقیقی افراد و با هویت اجتماعی آنها.
و ...
 
اما در مقابل برای هر چه که تا کنون در دنیای وب وجود داشت به طریقی سعی شد راهی ارتباطی به شبکه های اجتماعی ایجاد شود. تا حدی که در بسیاری از زمینه ها شبکه های اجتماعی را به عنوان محور فعالیت شان در دنیای مجازی قرار دادند. اما سوال اینجاست که این موضوع چه خطری دارد؟ وب در فلسفه خود آزاد و بدون مالک است. وبهمانند جنگلی است که قوانین آن را(نه از نظر حقوقی بلکه از نظر اجتماعی) موجودات آن تعیین می کنند. چنین بستری فعالیت آزادانه اعضای آن را تضمین می کند. اما اگر قرار باشد که همه فعالیت های مجازی افراد معطوف به شبکه های اجتماعی شود اوضاع به شکلی بسیار متفاوتی تغییر می کند. جوزف جی اسمیت تحلیلگر مسایل اجتماعی از شرایطبا عنوان بهشت محصور یاد می کند٬ هرچه هم که محیط مناسب و بی نقص باشد بازهم کنترل شده و توسط افراد معدود اداره می شود و این همان چیزی است که با فلسفه ظهور وب کاملا در تضاد است. بدیهی است اگر قرار باشد چیزی با شی دیگری جابجا شود باید باعث بهبود شرایط شود. این امر برای صاحبان شبکه های اجتماعی بسیار مطبوعاست چرا که تعداد کاربران آنها با سود حاصل از کسب و کارشان نسبت مستقیم دارد.
 
انتقال مفاهیم اجتماعی به دنیای شبکه اجتماعی مشکلات دیگری نیز در بردارد. به دلیل کنترل کاملا افرادی در این فضا موج های تکنولوژی طبق مسیری برنامه ریزی شده صورت خواهد پذیرفت. در واقع دیگر مهم نیست که کاربران مایل باشند که از سرویس استفاده کنند یا خیز بلکه تنها عامل تعیین کننده برای آن تصمیم گیری مدیران در سطح کلانشبکه های اجتماعی می باشد. تصور کنید صبحی از خواب بر می خیزید و می بینید که سرویس ها همواره از آن برای تجارت خود استفاده می کردید به یکباره حذف شده و به دلیل آنکه دیگر فعالیت های شما در فضای مجازی محدود به این فضا می باشد شما محکوم به پذیرفتن این شرایط خواهید شد باید استفاده مجدد از آن سرویس را از دهن خودخارج کنید. آری دنیای وب تنها مکانی بود که از این باید و نباید ها در آن خبری نبود اما با وجود شرایط جدید(مهاجرت به شبکه های اجتماعی) که حتی خود آن را انتخاب نکرده ایم مجبور به قبول آن هستیم.
 
اگر تا دیروز عرضه کردن اطلاعات شخصی مان در اینترنت یک جرم تلقی می شد حال به لطف شبکه های اجتماعی و نوع فعالیت مان در آنها این عمل آگاهانه و به صورت یک امر خوشایند صورت می پذیرد. ما تنها با عضویت در شبکه های اجتماعی این مجوز را به دیگران می دهیم که هر آن گونه که مایلند از اطلاعات ما استفاده کنند و هر آنگونه کهمی خواهند خط مشی فکری ما را با ایجاد موج های تکونولوژیک داخلی که با آسانی صورت می گیرد ترسیم کنند.
 
با این همه هیچگاه نمی توان جایگاه شبکه های اجتماعی را به عنوان فضایی مناسب برای افزایش فعالیت های اجتماعی نقض کرد. اما آنچه موج مخالفت عمومی را با آن بر می انگیزد صرفا تسلط کامل آن بر فضای مجازی است که در هیچ عقل سلیمی نمی گنجد.
 
به عقیده برخی کارشناسان شبکه های اجتماعی نیز مانند دیگر موج هایی که در این سال ها در بستر اینترنت ایجاد شده است روزی فروکش می کند و شاید تضمین این عقیده موجی دیگر همانند همین شبکه های اجتماعی٬ در آینده باشد.

​​