عناوين



 اخبار


برگزیده


امنيت


مقاله


گزارش و گفتگو


ياداشت


اخبار شرکتها


همايشها



فراخوانها و آئين نامه ها


عکس و ویدئو

 
  خدمات



نسخه موبایل



خروجی پیامک



خروجی RSS



عضویت در خبرنامه ها

 

راهنما
تبليغات


 

سفارش آگهی
گزارش و گفتگو
جمعه، 31 خردادماه 1387

10:48 AM

June 20, 2008


گفت‌وگو با مدیرعامل شرکت گسترش انفورماتیک ایران

تعدیل نیرویی در کار نیست

خیلی‌ها اعتقاد دارند كه انتخاب مدیر در گسترش انفورماتیك مثل یك‌سری از شركت‌هایی كه ما به آنها شبه دولتی می‌گوییم، یك انتخاب سیاسی است و افراد با توجه به دیدگاهشان انتخاب می‌شوند؛ آیا در مورد انتخاب شما هم اینگونه عمل شده؟

ما به این شركت‌هایی كه اشاره كردید اصطلاحا "خصولتی" می‌گوییم!

فكر كنم این اصطلاحی است كه خود دولتی‌ها به آن اشاره دارند درست است؟

بله، دقیقا در مورد سوال اولتان باید بگویم كه این موضوع به تاریخچه تحصیلی من برمی‌گردد. من دوره لیسانس خود را از دانشكده كامپیوتر SPCA با عنوان كارشناس كامپیوتر در شاخه آنالیز سیستم‌ها در ایران گرفتم. در آن زمان ما جزو اولین گروه‌های كامپیوتری تخصصی بودیم كه در سال‌‌های ابتدایی پس از انقلاب و پس از دوره خدمت، جذب نیروهای انتظامی شدیم. آنجا كارهایی از قبل از انقلاب از آمریكایی‌ها باقی مانده بود كه آنها را آماده و مدیریت می‌كردیم و این فرآیند از سال 1358 تا 1360 ادامه داشت.

منظورتان بیشتر كارهای فنی و كامپیوتری است؟

بله، تنها كار و فعالیت‌های كامپیوتری بود چون تمام سیستم‌های كامپیوتری نیروی انتظامی را آمریكایی‌ها تهیه و طراحی كرده بودند و ما روی اولین ورژن آنها كار می‌كردیم، ما به عنوان اولین متخصصان روی این سیستم‌ها كار كردیم و بسیاری از معضلات فنی آنها را حل و برطرف كردیم. وقتی سال 1360 از نیروی انتظامی بیرون آمدم در دو جا مشغول به كار شدم، یكی مركز كامپیوتر شهرداری و دیگری اینكه همان جا با مدرك لیسانس‌ تدریس می‌كردم.

همان زمان تصمیم گرفتید كه به آمریكا برای ادامه تحصیل بروید؟

خیر، آن زمان هنوز این تصمیم را نداشتم. كما اینكه قبل از انقلاب در آزمون بورس قبول شدم و قرار بود كه برای تحصیل به آمریكا اعزام شوم. بعد از انقلاب این موضوع ادامه یافت كه براساس آن وزارت علوم ما را براساس همان سابقه قبولی در آزمون، به عنوان دانشجوی اعزامی نه بورسیه، برای تحصیل به خارج از كشور بفرستند، البته بعدها این امكان به وجود آمد كه به عنوان دانشجوی بورسیه در آنجا تحصیل كنیم. در واقع همزمان با فعالیت در شهرداری در سال 1363، به وزارت نفت رفتم كه تا سال 1365 این فرآیند ادامه داشت كه پس از آن برای تحصیل در خارج از كشور و در دانشگاه UNR به منظور گرفتن مدرك فوق‌لیسانس و دكترا اعزام شدم. تا 7 سال آنجا مشغول بودم و در تمام طول این مدت وزارت نفت و آقای طالبی –رئیس بخش مربوطه- لطف كردند و با رد كردن مرخصی بدون حقوق نگذاشتند من از وزارت منفك شوم.

چرا چنین كاری كردند؟

هم لطف داشتند و هم احتیاج! این دو مقوله‌ای بود كه آنها براساس آن و به منظور بالا بردن سطح علمی كارمندان خود انجام دادند‌. البته پس از اتمام دوره فوق‌لیسانس، برای دوره دكترا نیز دو سال دیگر هم آنجا ماندم كه باز هم وزارت نفت لطف كرد و این موقعیت را برای من ایجاد كرد تا بتوانم ادامه تحصیل بدهم. وقتی سال 1372 به ایران برگشتم به پیشنهاد یكی از دوستان، برای سامان‌دهی بخش IT وزارت ارشاد به آنجا رفتم كه پس از مدتی به عنوان مسئول بخش IT وزارت ارشاد انتخاب شدم.

یعنی بعد از این همه مدت كه وزارت نفت منتظر شما بود باز هم به آنجا نرفتید؟

خیر، آنها باز هم منتظر ماندند، البته رئیس خود ما در وزارت ارشاد با وزارت نفت ارتباط بسیار خوبی داشت كه از آقای طالبی خواهش كردند كه ما دوره‌ای را به عنوان نماینده وزارت نفت در وزارت ارشاد فعالیت كنیم. واقعیت این است كه وقتی بعد از 7 سال به ایران برگشتم، مسائل را از بالا می‌دیدم؛ احساس كردم مشكلات ایران از نوع اقتصادی نیست بلكه فرهنگی است و منطقی است كه روی مسائل فرهنگی وقت بگذاریم و در همان حین در دانشگاه صنعتی شریف درس شبكه تدریس می‌كردم.

گفتید در وزارت ارشاد دقیقا چه كاری می‌كردید؟

اول به عنوان كارشناس و مشاور IT بودم كه با آقای لاریجانی (وزیر وقت ارشاد) جلسات متعددی داشتیم و بعدها به عنوان مسئول مركز IT آنجا فعالیت می‌كردم كه كل مسائل IT وزارت ارشاد زیرنظر همین مركز بود. در آن زمان دو پروژه بسیار بزرگ داشتیم؛ یكی طرح Master IT Plan بود كه براساس آن كل فعالیت ما برای وزارت ارشاد تعریف می‌شد و دیگری سیستم آمار بود كه بدون آن دفتر طرح و برنامه نمی‌دانست كه چگونه پروژه‌ها را اجرایی و بودجه را طبقه‌بندی كند و در حقیقت كارها عادلانه انجام نمی‌شد. ما می‌خواستیم این سیستم‌ها را طراحی كنیم تا مشكلات فعلی وزارت از بین برود و بودجه‌های مناسب تخصیص یابد. پس از مدتی از فعالیت در آنجا به پیشنهاد آقای دكتر جلیلی- از همكلاسی‌ها و دوستان- به دفتر داده‌پردازی دعوت شدم تا به عنوان معاون آموزشی دانشكده كامپیوتر داده‌پردازی فعالیت كنم. در آن زمان به كمك آقای جلیلی -رئیس دانشكده- توانستیم دوره‌های علمی كاربردی كامپیوتر را در سال 1374 تدوین كنیم كه تصویب شدند. در همان حین پروژه بانكی كشور در داده‌پردازی در حال اجرا شدن بود و من به عنوان مدیر پروژه انتخاب شدم؛ علت این بود كه مدتی در Bank of America  یك موقعیت كوچك داشتم و به خاطر آن نیم‌نگاه، وارد مدیریت این پروژه شدم.

این پروژه بانكی قرار بود چه كاری انجام دهد؟

آن طرح مكانیزاسیون بانك صادرات در تمامی ابعاد بود كه من به عنوان مدیر بخش مكانیزاسیون داخلی شعب بودم، جالب است بدانید خود آقای جلیلی - مسئول بخش- تبادلات الكترونیكی بین شعب را برعهده داشت و مدیر بخش شبكه آن آقای جهانگرد بودند. پروژه بسیار موفق بود و در سال 1375 داخل شعبه رفت، دو سال كاملا كاركرد و در نهایت به دلایلی، یك سیستم دیگر در بانك ملی قسمت‌های دیگری از پروژه را در كنار ما برعهده گرفت. پس از انجام این پروژه، من رئیس دانشكده داده‌پردازی شدم و آقای جلیلی رفتند و در این قسمت مدیر كل نرم‌افزار پروژه بودم در این موقع هم مدیریت پروژه بانك صادرات با من بود و هم پروژه جامع بانك رفاه را گرفتیم كه پروژه بسیار سنگینی بود به طوریكه تا به حال در این سطح و حجم نرم‌افزاری پروژه‌ای در ایران در نظر گرفته نشده بود.

منظورتان این است كه تا آن زمان چنین پروژه‌ای گرفته نشده بود یا هنوز نشده؟

فكر می‌كنم هر دو؛‌ در این حد به نظر من چه در آن زمان و چه در حال حاضر پروژه‌ای در سطوح نرم‌افزاری گرفته نشده است.
شركت خدمات انفورماتیك هم در حال حاضر پروژه‌های این چنینی و بزرگی را گرفته و در دست دارد؟
فكر نمی‌كنم شركت خدمات پروژه‌ای در این حد داشتند. البته این نظر شخصی من است چون تصور می‌كنم پروژه شركت خدمات یك پروژه خارجی بود كه در ایران بومی شده است و گسترد‌ه‌گی طرح بانكی مدنظر را ندارد. پروژه ما یك پروژه تمام ایرانی بوده كه كارشناسان ایرانی آن را نوشته‌اند.

چه شد كه به ماشین‌های محاسب رفتید؟

در حالی كه ما رئیس كل دانشكده و مدیر كل پروژه بودیم، پروژه تمام شد و مدیركل شركت داده‌پردازی به دلایل بیزنسی و غیر فنی از من خواست كه دیگر به عنوان مدیركل نرم‌افزار آن‌ها نباشم و به من پیشنهاد شد كه به دانشكده داده‌پردازی بروم و این مصادف با تغییر و تحولاتی بود كه در داده‌پردازی به وجود آمد.

پس این اتفاق همزمان با نسل دوم داده‌پردازی بود؟

بله، می‌خواهم به شما بگویم كه بسیاری از پدیده‌های جدید كه این روزها در بانكداری الكترونیكی می‌بینیم را آن زمان ما انجام داده و دیده بودیم به عنوان مثال ما در سال 77 وقتی كه می‌خواهیم به نمایشگاه برویم آنقدر سیستم را دقیق و كامل نوشته بودیم كه توانستیم در عرض 4 ساعت سیستم ATM بانك سامان را به ATM بانك رفاه متصل كنیم؛ چیزی كه امروز به عنوان طرح شتاب از آن یاد می‌شود و ما در 10 سال گذشته آن را انجام دادیم و در حال حاضر همین تفكرات ما در بانك ملت و پروژه جامع بانكی ایرانیان به خوبی نمایان است و شكل اجرایی به خود گرفته است. چرا كه باور دارم كه IT یك فرهنگ است، این مهم نیست كه من نوعی چه كاری انجام دادم، عضو كوچكی از یك گروه بودم كه در پروژه‌های بانكی موثر بودم و دوستان زیادی بودند كه این پروژه‌ها را پرورش دادند تا به امروز ادامه آن نگاه و تجربه را در پروژه بانك ملت ببینم. در این موقعیت بود كه تصمیم گرفتم به دانشكده بروم و ریاست آن جا را بگیرم و مدت كوتاهی در بخش شبكه داده‌پردازی فعالیت كردم و در نهایت به مشاركت با ماشین‌های محاسب (وزارت اقتصاد و دارایی) دعوت شده و رفتم. من به عنوان معاون فنی ماشین‌های محاسب مشغول شدم و آقای حبیبی به عنوان مدیرعامل بودند، آقای مظاهری این لطف را به ما داشتند كه در كارهای بانكی به دلیل سابقه‌ای كه داشتیم در جلسات بانك مركزی و جلسات مشاوره‌ای نظر ما را می‌پرسیدند و از اطلاعات ما استفاده می‌شد. این در حالی بود كه كم‌كم اعضای فعال داده‌پردازی آشنا به سیستم بانكی كه همزمان با ما آنجا مشغول به كار بودند از داده‌پردازی خارج شدند و گروه عمده‌شان به گروه ما در ماشین‌های محاسب ملحق شدند اما دیگر كار بانكی نكردند و در زمینه‌هایی مثل آماده‌سازی الكترونیكی فعالیت كردند. من در طی 5 سالی كه در داده‌پردازی مشغول بودم پروژه‌ها و تجارب جالبی داشتیم.

با توجه به اینكه شركت ماشین‌های محاسب، شركت بزرگی است به نظر می‌رسد شما خیلی دوست داشتید كه در شركت‌های دولتی فعالیت كنید، چرا برخلاف دوستانتان كه به سمت فعالیت در شركت‌های خصوصی رفتند، شما به سمت دولتی‌ها گرایش داشتید؟

بگذارید این بخش از صبحت‌هایم را تمام كنم، مفصلا به این قضیه می‌پردازیم. وقتی به ماشین‌های محاسب رفتیم كاملا دولتی بود، دو پروژه بزرگ انجام دادیم یكی طرح جامع مالیاتی و تهیه RFP اولیه شركت داشتم كه كار بسیار بزرگی بود پس از تهیه RFP ما این كار را واگذار كردیم و این موضوع در حالی بود كه به صورت مجانی و در واقع Marketing این پروژه را انجام دادیم كه بعدها با عوض شدن وزیر اقتصاد باقی طرح به شركت دیلوت واگذار شد كه در عرض 8 ماه توانست با یك RFP دقیق‌تر آن را به انجام برساند و هزینه‌ای بالغ بر 5/3 تا 5 میلیون دلار خرج شد و Documentهای خوبی هم از آن تهیه شد اما به دلایلی انجام نشد.
اما در خصوص آن سوالی كه راجع به علاقه من به فعالیت در شركت‌های دولتی گفتید باید بگویم كه چون من خودم در آمریكا تحصیل كردم به شدت به امر خصوصی‌سازی و گسترش آن معتقدم و به نظرم بزرگترین موضوعی كه اتفاق افتاده و تحت حمایت رهبری هم هست اصل 44 قانون اساسی مبنی بر خصوصی‌سازی است كه در قالب یك پروژه بسیار بزرگ برای ایران تعریف می‌شود.

منظور من خط سیری كارهای خودتان است، اینكه فعالیت در شركت‌های دولتی را بیشتر می‌پسندید؟

موقعیت‌هایی كه برای من پیش می‌آمد چندان انتخاب شده نبود؛ این موضوع را در نظر بگیرید كه جنبه دولتی بودن در كشور ما سنگین‌تر است اما من خودم به شدت به خصوصی‌سازی و خصوصی بودن فعالیت‌ها اعتقاد دارم چرا كه خصوصی‌سازی یكی از واجبات كشور ماست و با وجود پستی و بلندی زیاد آن به هرحال باید انجام شود تا راندمان كارها را بالا ببرد. البته این به این معنا نیست كه بخش دولتی كاری نكرده، بلكه زحمات خود را به اندازه كافی كشیده اما روند فعلی باید به سمت خصوصی‌سازی پیش رود، كلا علاقه خاصی به بخش دولتی نداشتم؛ من در بخش خصوصی پیشنهاداتی داشتم كه اگر قبول می‌كردم مجبور بودم به كشورهای خارجی همچون دبی و ... بروم حتی یكی از پیشنهادات، گرفتن نمایندگی Adobe در خاورمیانه بود كه باید در دبی مستقر می‌شدیم كه پیشنهاد خوبی هم بود اما نشد، موارد دیگری هم بود اما هیچ‌وقت فكر نكردم كه چرا همیشه فقط پروژه‌های دولتی را می‌گیرم! خود همین شركتی كه به آن اشاره كردیم هم حتما می‌دانید كه سهام عمده آن متعلق به بخش خصوصی است و می‌شود گفت كه خصولتی است اما من به عنوان كسی كه در كار هستم به شما می‌گویم كه اثرات خصوصی بودن كاملا روی دوش ما بود و معلوم است. اگر ما در این شركت كاملا دولتی بودیم نوع كار ما خیلی فرق می‌كرد و شاید به صورت مقطعی خیلی موفق‌تر بودیم و راحت‌تر كار خود را انجام می‌دادیم وقتی بخش خصوصی هست نظر دارد و محترم است و قانون تجارت الكترونیكی بر آن حاكم است.

پس چه اتفاقی افتاد كه به داده‌پردازی آمدید؟

داده‌‌پردازی هم همین‌طور بود و كاملا دولتی نبود و بخش عمده آن خصوصی بود شما یك شركت تمام دولتی مثل ایزایران را در نظر بگرید كه كاملا دولتی است مسلما با ما خیلی تفاوت دارند. حال یك نكته‌ای وجود دارد و آن این است كه بین ما و همكاران سیستم به عنوان یك بخش كاملا خصوصی نیز تفاوت‌هایی وجود دارد.

یعنی آن نیمه خصوصی باز هم موثر است؟

بله، خیلی موثر است.

بالاخره چه شد كه به گسترش انفورماتیك آمدید؟

ماشین‌های محاسب طبق ایده‌ای، قرار بود خصوصی شود و این یكی از معضلات خصوصی‌سازی بود. آقای عرب مازار در آن زمان در سازمان مالیاتی معتقد بودند كه Dataهای مملكت نباید دست بخش خصوصی باشد رایزنی‌هایی شد و می‌خواستند آن شركت را به بخش دولتی برگردانند و این كار بسیار سنگینی بود كه امكان‌پذیر نبود چون قبلا دولتی بوده حالا خصوصی شده پس به این راحتی دوباره دولتی نمی‌شود. آمدند اعضای آن جا را به عنوان یك سازمان IT در داخل سازمان مالیاتی آوردند و به این ترتیب شركت خصوصی كاملا از بین رفت و عملا دیگر شركتی وجود نداشت و ما هم بیرون آمدیم و الان در این شركت فعالیت می‌كنیم.

پیشنهاد گسترش انفورماتیك از كجا آمد؟

از داخل خود سازمان گسترش و از طرف آقای وكیلی‌فر پیشنهاد داده شد. همانطور كه می‌دانید عالم IT بسیار كوچك است و همه یكدیگر را می‌شناسند. در واقع بر اثر تغییر مدیریت سابق گسترش انفورماتیك به دلایلی این پیشنهاد به من داده شد و ما هم قبول كردیم من در تصمیم‌گیری چندان آدم دقیقی نیستم و پس از یك بررسی كلی این پیشنهاد را قبول كردم. برایم جالب است كه این مراحل مختلف در موقعیت‌های گوناگون طی كنم البته چندان هم از آن دور نبودم چون مدیركل فنی پروژه‌های نرم‌افزاری بودم و در جلسات متعدد ماهانه و كارشناسی را با هیئت مدیره شركت داشتم كه این پیشینه در راس این كار بسیار به من كمك كرد.

اما سوالی كه در اینجا مطرح می‌شود این است كه شما یك متخصص فنی هستید اما شركت گسترش انفورماتیك یك شركت تجاری است مگر اینكه شما قصد داشته باشید تا منش و روش اداره این شركت را با تمایل بیشتر به سمت دولتی‌ها تغییر دهید. آیا این موضوع برای یك آدم فنی به خصوص در حوزه ماركتینگ مشكل‌ساز نخواهد بود؟

نكته‌ای كه در اینجا باید به آن اشاره كنم این است كه اگر من از محاسب به گسترش‌انفورماتیك انتقال پیدا می‌كردم حرف شما درست بود اما با توجه به پیشینه 6 تا 7 ساله در داده‌پردازی كه یك شركت كاملا تجاری به حساب می‌آید و در تمامی ابعاد تجاری فعالیت می‌كند چرا كه همانطور كه می‌دانید داده‌پردازی همان IBM سابق است و اتفاقا در بعضی مواقع داده‌پردازی برتری خاصی نسبت به گسترش انفورماتیك داشته به همین جهت فكر نمی‌كنم در این زمینه مشكلی داشته باشم به این دلیل كه در هنگام حضورم در داده‌پردازی با خیلی از ابعاد برخورد و چالش داشته‌ام. اما اگر منظور شما را درست فهمیده باشم بحث خرید و فروش سخت‌افزار مدنظر شما است.

خرید و فروش سخت‌افزار به عنوان یكی از نمونه‌ها.

من اعتقاد خودم را در مورد شركت‌های به این بزرگی به شما اعلام می‌كنم. شركت‌هایی در حد و اندازه گسترش انفورماتیك و دیگر شركت‌ها اگر بخواهند خود را به یك فروشنده PC محصور و محدود كنند محكوم به شكست خواهند بود البته از نظر من گسترش از زمان قبل نیز اینطور نبوده است و من نیز چنین ادعایی ندارم. دراینجا باید با پیروی از شركت‌های بزرگ دنیا به صورت Total Solution رفتار كند بدین معنا كه پس از ورود به بانك باید PC، Data Center ، شبكه و راه‌حل نرم‌افزاری را عرضه كند كه این آغاز موفقیت است. پس در اینجا مشكلی نیست كه PC عرضه می‌كند چرا كه وسایل و ادوات شبكه را می‌فروشد اما طرح شبكه را نیز می‌دهد.

شما راجع به راه‌حل‌های جامع صحبت می‌كنید و من  حرف شما را كاملا می‌فهمم اما این بدین معناست كه فعالیت سابق گسترش در بازار به خصوص بازار خصوصی منتفی است یا نه؟

نه الزاما به این شكل نیست و گسترش به تمام فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد و بسیار هم خوب است.

اما با توجه به اتفاقات اخیر تمامی فعالیت‌های بازاری گسترش متوقف شده است؟

اما به نظر من اینطور نیست. این موضوع به نظر تقویت شده به عنوان مثال ما تا به حال چندین فقره دیتاسنتر و كیوسك مثلا به مخابرات فروخته‌ایم. ببینید در یك مقطع شما قصد فروش PC دارید كه امروزه یك دبیرستانی هم قادر به سرهم كردن آن است كه البته هنوز من به PC فروشی اعتقاد دارم به شرط اینكه در كنار دیتاسنتر و كیوسك باشد.

در حقیقت همین راه‌حلی است كه به آن اشاره كردم.

بله، اما این در جهت تضعیف ماركتینگ نبوده است. در اینجا باید یك نكته را به شما یادآوری كنم كه شاید جالب باشد.
اما منظور من به هیچ عنوان تقویت و تضعیف نیست منظور من این است كه جنس فعالیت‌های گسترش در حال عوض شدن است.
نه لزوما به این شكل نیست و همان فعالیت سابق كه در زمینه IT بوده در حال ادامه یافتن است اما فعالیت‌های جدیدی به آنها اضافه شده است. به عنوان مثال
ما وارد حوزه سیم‌كارت، كارت‌های هوشمند و بانكی، مگنت‌كارت و اسكرچ كارت شده‌ایم حتی در یك مناقصه ما تا مرز پیروز شدن نیز پیش رفتیم.

اشاره شما به چه مناقصه‌ای است؟

مناقصه‌ای كه در رابطه با ارائه 10میلیون سیم‌كارت برای مخابرات بود كه ما با قیمت پیشنهادی10 میلیارد تومان تا مرز برد پیش رفتیم كه به دلایلی این اتفاق نیفتاد. البته این تنها فعالیت مناقصه‌ای نبوده است. ما در مورد كارت‌های اسكرچ برنده مناقصه شدیم و چیزی حدود نیم میلیارد تومان اسكرچ كارت به مخابرات فروخته‌ایم و هنوز هم مذاكرات در این زمینه در حال انجام است كه از مواردی بود كه قبلا وجود نداشت اما در زمینه ERP با توجه به پیشینه اتصال به صنعت كشور به واسطه انفورماتیك ما در یك گروه زبده و حرفه‌ای ERP را تشكیل داده‌ایم كه در حال تحقیق برای ERP ایرانی یا خارجی هستیم تا این موضوع را به عنوان یك Total Solution به صنعت كشور بدهیم و به سختی روی این موضوع كار می‌كنیم به‌طوری كه هر كدام از این پروژه‌ها چندین میلیارد تومان ارزش مالی دارند.

شما پیش از این پروژه ERP را برای سایپا شروع كرده بودید كه ظاهرا ناتمام ماند.

بله ما قبلا این پروژه را برای سایپا در نظر گرفته بودیم كه با توجه به عدم وجود نیروهای متخصص و حرفه‌ای در مقابله با نیروهای متخصص هندی نتوانسته بودند به خوبی انتقال تكنولوژی بدهند كه البته بعدها این پروژه به همان گروه متخصص هندی انتقال پیدا كرد كه ظاهرا ناموفق هم نبوده و پروژه در حال انجام است اما اثرات آن پروژه در شركت باقی نمانده است. اما وظیفه‌ای كه من دارم و باید به این سمت حركت كنم این است كه پروژه‌های سنگینی كه بتواند فن و علم را وارد شركت كند با نیروی حرفه‌ای كه وارد شركت می‌شود باید در داخل شركت محفوظ بماند. یعنی اگر یك پروژه ERP یا پروژه بانكی وارد شركت می‌شود باید اثرات توان فنی و گروه متخصص آن در داخل شركت باقی بماند. به عنوان مثال در دنیا IBM تنها Total Solution به شركت‌ها می‌دهد حتی IBM دیگر PC و Mainframe نمی‌سازد و تنها به ارائه Total Solution اكتفا نمی‌كند و با به ارمغان آوردن IT خیال شما را راحت می‌كند. این شركت نیز باید به همین شكل شود یعنی دارای یك گروه فنی و حرفه‌ای مثلا در زمینه ERP باشد كه به شما بگوید كه این ERP را از این نوع انتخاب كن.
اتفاقا به موضوع خوبی اشاره كردید چرا كه جذب نیرو در گسترش انفورماتیك در چند سال اخیر به این شكل نبوده است. پس منظورم این است كه به دنبال جذب نیروهای جدید هستید و یا به تعدیل نیرو دست خواهید زد چون قاعدتا فربه شدن بیش از این شركتی مثل گسترش كه قرار است دوره گزارش نیز طی كنند كار عاقلانه‌ای به نظر نمی‌رسد پس باید نیروهای جدید جذب و نیروهای غیرحرفه‌ای از شركت بروند.
نه الزاما هم به این شكل نیست. ببینید ما یك پروژه ATM داریم كه باید 5 هزار ATM در سراسر ایران عرضه كنیم. همانطور كه مستحضرید با توجه به اینكه در زمینه این پروژه به مرا‌حل خوبی نیز رسیده‌ایم و از 500 عدد قرارداد اولیه تا 5 هزار دستگاه ATM پیشرفته كرده‌ایم. نیروهای بسیار زیادی برای این پروژه مورد نیاز است. مثلا در مراحل مكان‌یابی و نصب باید برای نیرو هزینه زیادی صرف شود. ما می‌توانیم از نیروهای داخل شركت این قضیه را تامین كنیم.

یعنی شما كارمندان را به سمت فعالیت‌های جدید سوق می‌دهید؟


بله حتی در این مورد نیرو كم هم داریم. شما حساب كنید فقط مكان‌یابی 5 هزار ATM به چند نفر نیرو نیاز دارد؟

خب شاید عده‌ای برای این فعالیت جدید مناسب نباشند مثلا خانم‌ها نتوانند این كارها را انجام بدهند.

نه لزوما اینطور نیست. طبق بررسی ما و با توجه به اینكه پروژه ATM قسمتی مانیتورینگ دارد كه وظیفه نظارت به كاركرد صحیح ATM دارد نیز توسط خانم‌ها قابل انجام است. حتی خانم‌هایی در شركت مشغول به كار بوده كه در زمینه ماركتینگ نیز بسیار موفق بوده و حتی گروهی هر روزه برای ما پیشنهادهای ماركتینگ جدید ارائه می‌كنند. بنابراین باید  مطلب شما را اینگونه جواب بدهم كه هدف من وارد كردن یكسری نیروهای جدید، متخصص و حرفه‌ای هستند اما دیگر نیروهای فعال شركت توسط كارها و پروژه‌های جانبی بلعیده می‌شوند. حتی شاید دانستن این نكته خالی از لطف نباشد. در زمان فعالیتم در ماشین‌های محاسب حدود 700 نفر نیروی فعال زیرنظر من فعالیت و همه این نیروها پول‌سازی می‌كردند و عده‌ای حتی اطلاعات سازمان مالیاتی را پانچ می‌کردند كه این خود یك فعالیت تجاری به حساب می‌آمد.

یعنی با توجه به پاسخ شما، باید به زودی اقدام به جذب نیرو كنید؟

عملا این كار در مقاطع موردنیاز در حال انجام است.

البته با توجه به شنیده‌ها شما مشغول انجام پروژه‌های كارآموزی هستید؟

كارآموزی نه اما مسئله‌ای كه شما مطرح می‌كنید بدین شكل است؛ ما در پروژه تولید كیوسك از دانشجویانی كه قصد كارآموزی دارند استفاده می‌كنیم. این دانشجویان به خصوص دانشجویان سخت‌افزار سه روز در هفته فعالیت می‌كنند. این پروژه شامل هزار عدد كیوسك بود كه برای بانك اقتصادنوین ساخته شده بود كه قرار است بعدها به 4هزار دستگاه گسترش پیدا كند. خب در این زمینه‌ ما نمی‌توانستیم نیروی ثابت استخدام كنیم چرا كه معضلات خاص خود را دارد. در این صورت گروه‌های كارآموزی عوض می‌شوند و ارتباط ما نیز با دانشگاه حفظ می‌شود.

پروژه كلونایزر به كجا خواهد انجامید؟

در مورد پروژه كلونایزر خودم نیز كاملا به این قضیه اشراف دارم. در مورد مدل قبلی كلونایزر که Patent مطرحی داشت، توسط شركت شگرف كه 40 درصد آن متعلق به این شركت بود ساخته شد. با توجه به مصاحبه آقای سمیع‌زاده من هم با ایشان هم‌عقیده هستم كه در مقاطع مختلف با توجه به قیمت‌های مختلف قابلیت فروش کلونایزر وجود داشته است. مثلا در زمان قیمت یك میلیون و 200 هزار تومان این قابلیت وجود داشت.
طبق اخبار رسیده ظاهرا پروژه از دست شما خارج شده یعنی در این قضیه از داخل دولت در حال كنترل است.
ببینید پروژه‌ كلونایزر متعلق به شركتی است كه ما تنها 40 درصد آن را در اختیار داریم به عبارتی بیشتر این سهام در دست بخش خصوصی است و سازمان گسترش تنها با هدف كمك به این شركت خصوصی وارد صحنه شده حتی بر اساس اصل 44 ما همان 40 درصد سهام را نیز باید بیرون بیاوریم تا شركت به صورت خصوصی اداره شود. از طرفی در طرح تجاری اولیه تنها ایران كشور هدف نبوده است.

 

منبع: هفته نامه عصر ارتباط




لینک ثابت || اضافه شده توسط آرش کریم بیگی|| نسخه قابل چاپ || بازگشت به صفحه اصلی || آرش کریم بیگی

برای عضویت در خبرنامه پیامکی ایستنا اینجا را کلیک کنید. برای عضوریت در خبرنامه روزانه ایمیلی ایستنا؛ نشانی پست الکترونیکی خود را در فرم زیر وارد نمایید. پس از آن به صورت خودکار ایمیلی به نشانی شما ارسال میشود، برای تکمیل عضویت خود و تایید صحت نشانی پست الکترونیک وارد شده، می بایست بر روی لینکی که در این ایمیل برایتان ارسال شده کلیک نمایید. پس از آن پیامی مبنی بر تکمیل عضویت شما در خبرنامه روزانه  ایمیلی ایستنا نمایش داده میشود.


فهرست آخرین عناوین

 
    تبليغات  
 







 
  سفارش آگهی